پیامبراسلام(ص): کسی که نماز را از وقتش تأخیر بیندازد، (فردای قیامت) به شفاعت من نخواهد رسید(محاسن ص 80)

دفتر آیت الله احدی

دفتر آیت الله احدی

دفتر آیت الله احدی | مرکز تحقیقاتی آموزشی جوادالائمه علیه السلام

امروز: یکشنبه, 06 خرداد 1397

امام حسین در قرآن از دیدگاه فریقین

« امام حسین علیه الصلوة و السلام در قرآن کریم از دیدگاه فریقین »
مقدمه‏
همه انبیای الهی برای هدایت و سعادت بشر آمده‌اند و امامان معصوم نیز ادامه دهندگان و رهروان آن پیامبران نور و رحمت هستند که تمام هستی خویش را در این راه تا روز قیامت به طبق اخلاص گذاشته‌اند تا آدمیان را از زنجیر و زندان طاغوت رهانیده و به عبودیت پروردگار سوق بدهند که همان ظهور و بروز فطرت پاک الهی و کمالاتی است که در نهاد انسان به ودیعت گذاشته شده است.

امام حسين ع با قربانى کردن بهترين عزيزان و جان خویش در راه محبوب، مشعل فروزان هدايت و كشتى نجات بشريت و مصداق (... وَ سَفِينَةُ النَّجَاةِ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا فِي النَّارِ يَتَرَدَّى [یا: مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ]...‏) شد،[1] و به گونه‌ای از آیات عظمای الهی شد كه حتی تربت پاك ایشان شفاى جان و دل تمام بشریت شده و حج عبادالله بدون زیارت و طواف قبله دلها، امام عشق و ایثار، ناقص خواهد بود. در تحقیق حاضر، آیاتی از کلام‌الله مجید كه به مقام و منزلت امام حسين ع در ارتباط است، با استناد به روايات معصومين ع مورد بررسی قرار گرفته و به ره‌جویان و ره‌پویان نور هدایت تقدیم شده است تا باشد که مایه بصیرتِ معرفتی و دینی گردیده، حق را از باطل تشخیص داده و حیات طیبة دنیوی و سعادت اخروی نصیب همگان گردد. آنچه در اين پژوهش مطالعه می‌کنید، مجموعه‏اى از آيات شریفه قرآن کریم است كه يا در شأن امامان معصوم ع نازل شده است و يا بر شخص اباعبداللَّه الحسين ع وارد یا تطبيق شده است. در برخی آیات، روایاتی از هر دو فرقة شیعه و سنی بر خاندان عصمت و طهارت به طور عام یا بر امام حسین ع به طور خاص، مطابقت و تفسیر شده است و در بعضی آیات، تنها گروه شیعه روایت کرده‌اند و اهل سنت، چه به تقصیر یا به قصور، حدیثی نیاورده و نظری نداده‌اند. گرچه بعضی از احادیث منقولة علمای شیعه نیز در برخی از آیات، از باب جری و تطبیق است نه حدیث تفسیری قطعی، اما فی‌الجمله به مقصود ما اشاره داشته و دانشمندان بزرگی بر آن اخبار تکیه کرده‌اند که این دیدگاه نیز قابل اعتنا بوده و نمی‌شود به سادگی از آن صَرفِ نظر کرد.

1-    سوره شوری: آیه 23

«... قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏ ...»‏. آیه فوق، یکی از آياتى است كه در عظمت مقام امام حسين ع وارد شده و مطابق روايات بسيارى از شيعه و اهل سنت در مورد اهل بيت ع نازل شده است. از ابن عباس نقل كرده‏اند: «آنگاه كه آيه: «قل لا اسئلكم ...» نازل شد، پرسیدند: اى پيامبرِ خدا، اين خويشاوندانِ (الْقُرْبى) تو كه مودت و دوستى آنان بر ما واجب گرديده چه کسانی هستند؟ حضرت فرمود: على و فاطمه و دو پسر آنها [حسن و حسين‏] ع.[2] حدیث فوق مورد تایید فریقین است گرچه در کتب معتبره از جمله کتاب کافی، با عبارات متفاوت اما با سند معتبر ذکر شده است.[3]

2- سوره احزاب: آیه 33

إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً. آيه مذکور، كه به آیه تطهیر معروف است، بر عصمت و مقام و منزلت اباعبداللَّه الحسين ع دلالت مى‏كند. كلمه «إِنَّمَا»، انحصار را مى‏رساند، یعنی خدا خواسته رجس و پليدى را تنها از اهل بيت دور كند و به آنان عصمت دهد. كلمه «أَهْلَ الْبَيْتِ» به اتفاق همه علماى اسلام و مفسران، اشاره به اهل بيت پيامبر ص است، و اين چيزى است كه از ظاهر آيه نيز فهميده مى‏شود؛ زیرا «بيت» گرچه به صورت مطلق در اينجا ذكر شده، اما به قرينه آيات قبل و بعد، منظور از آن، خانه پيامبر ص است‏ یعنی دور كردن رجس و پليدى، مختص به ایشان و كسانى كه مخاطبِ در كلمه «عنكم» هستند می‌باشد.[4]

اما اینکه مراد از «اهل البيت» و مخاطب آیه تطهیر چه کسانی‌اند، در میان مفسران اختلاف است ولی با توجه به اینکه ضميرهايى كه در آيات قبل و بعد آمده عموما به صورت ضمير «جمع مؤنث» است، در حالى‌كه ضمائر اين قسمت از آيه،‏ همه به صورت «جمع مذكر» است، اين نشان مى‏دهد که معناى خاصی در نظر بوده است و آن، وجود «خمسه طيبه» است چنانچه روایات فراوانی در منابع روائی شیعه و سنی در تأیید آن وارد شده است.[5] حالا سؤال اين است كه چگونه در بین بحث از وظايف زنان پيامبر ص  مطلبى گفته شده كه شامل زنان پيامبر ص نمى‏شود؟ پاسخ اول: اين اولين بار نيست كه در آيات قرآن به آياتى برخورد مى‏كنيم كه در كنار هم قرار دارند و اما از موضوعات مختلفى سخن مى‏گويند، قرآن پر است از اين گونه بحثها، همچنين در كلام فصحاى عرب و اشعار آنان نيز نمونه‏هاى فراوانى براى اين موضوع موجود است که از خطاب به غایب و بالعکس می‌روند.[6]‏پاسخ دوم: ما هيچ دليلى نداريم كه جمله إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ ... همراه اين آيات نازل شده است، بلكه از روايات به خوبى استفاده مى‏شود كه اين قسمت جداگانه نازل گرديده، اما هنگام جمع آورى آيات قرآن در عصر پيامبر يا بعد از آن در كنار اين آيات قرار داده شده است.[7]‏پاسخ سوم: قرآن مى‏خواهد به همسران پيامبر ص بگويد: شما در ميان خانواده‏اى قرار داريد كه گروهى از آنان معصومند، كسى كه در خانه عصمت و طهارت قرار گرفته سزاوار است كه بيش از ديگران مراقب خود باشد و مسئوليت‌هاى سنگينى دارند که خدا و خلق خدا انتظارات فراوانى از او دارند.[8]

به هر حال، كلمه اهل البيت در عرف قرآن كريم، اسم خاص است كه هر جا ذكر شود، مراد پنج تن (خَمسَة طیّبه) هستند، يعنى: پیغمبر، على، فاطمه، حسن و حسين ع و بر هيچ كس ديگر اطلاق نمى‏شود، هر چند كه از خويشان آن حضرت باشند. بردن انواع پليدى‏ها و رذايل، با عصمت الهى منطبق مى‏شود و آيه شريفه يكى از ادله عصمت اهل بيت به شمار مى‏آيد. با اين بيان، رواياتى كه در شان نزول آيه وارد شده، تاييد مى‏شود؛ زیرا در آن احادیث آمده كه آيه شريفه در شان رسول خدا و على و فاطمه و حسن و حسين ع نازل شده است و هیچ‌کس در اين فضيلت با آنان شریک نیست. [9] بيش از هفتاد روايت از طرق اهل سنت و شيعه در شأن نزول آيه وارد شده كه مراد از «اهل البيت»، پنج تن آل عبا مى‏باشند. فقط به سه روايت اشاره مى‏كنيم:

روایت اول: از عايشه روایت شده است: پيامبر ص بامدادى در حالى‌كه عبايى از بُرد يمانى بر دوش داشت، بيرون آمد. پس حسن آمد پيامبر او را داخلِ بُرد نمود. پس حسين آمد و داخل بُرد يمانى شد، پس فاطمه آمد و پيامبر ص او را داخلِ بُرد كرد، پس على ع آمد و او را نيز داخل بُرد يمانى نمود، آنگاه آیه فوق را تلاوت فرمود.[10]روایت دوم: از ام سلمه روایت شده است: پيامبر ص به فاطمه س فرمود: همسر و پسرانت را نزد من بياور. فاطمه آنان را حاضر كرد، رسول خدا ع كساء فدكى را بر آنان پوشاند و دستش را بر ايشان گذاشت و فرمود: خدايا اينان آل محمد هستند، پس درود و بركات خود را بر آل‏ محمد قرار بده، به درستى كه تو حميد مجيدى.» ام سلمه مى‏گويد: من سرم را زیر كساء كردم تا بر آنها داخل شوم، پيامبر ص آنرا نگاه داشت و فرمود: تو بر خير هستى [اما جزو آل محمد نيستى‏].»[11]روايت سوم: در روایت دیگری از ام سلمه روایت شده است: ... پيامبر ص دستش را از كساء بيرون آورد و اشاره به آسمان كرد و فرمود: خدايا اينان اهل بيت و خاصّان من هستند، پس رجس و پليدى را از اينان دور كن و پاكيزه‏شان گردان...[12]

3- سوره آل عمران: آیه 61

... فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ... این آيه که به آیه مباهله معروف است، به اتفاق همه مسلمانان بر فضيلت و مقام سرور شهیدان، اباعبدالله‌الحسین ع دلالت مى‏كند. در اين آيه خداوند به پيامبر خویش دستور مى‏دهد كه هرگاه پس از استدلالات روشن، كسى در باره عيسى ع با تو گفتگو كند و به جدال بر خيزد، به او پيشنهاد مباهله [: نفرين و دعا] كن كه فرزندان و زنان خود را بياورد و تو هم فرزندان و زنان خود را دعوت كن و دعا كنيد تا خداوند دروغگو را رسوا سازد.[13] بر اين اساس، رسول خدا ص با مسيحى‏هاى نجران قرار مباهله گذاشتند. آيه مباهله در باره اهل بيت پيامبر ع نازل شده و آن حضرت، تنها كسانى را كه همراه خود به ميعادگاه برد، فرزندانش حسن، حسين، دخترش فاطمه ع به همراه على ع بودند. بنابراين، منظور از «ابناءنا» در آيه شريفه، منحصر به امام حسن و امام حسين ع و «نساءنا» فاطمه زهرا ع و «انفسنا» على ع مى‏باشند و رواياتِ وارده که بر اين مطلب دلالت دارند و از طریق شیعه و سنی نقل شده است، به حدّ تواتر رسیده است[14] که به یک نمونه آن اشاره می‌کنیم. البته این حدیث طولانی است که به ما به بخش مورد نظر خود ما اشاره می‌کنیم: امام موسى بن جعفر ع پس از قرائت آيه شريفه فرمود: «... فَكانَ تَأويلُ ابناءنا الحسن و الحسين و نساءنا فاطمة و انفسنا على بن ابى‏طالب ع»[15] ... يعنى؛ پس تأويلِ پسران ما، حسن و حسين ع و زنان ما، فاطمه ع و نفوس ما، على ع مى‏باشد.

شركت على، فاطمه، حسن و حسين ع در مباهله به امر خداوند، دليل بر عظمت مقام اين چهار نور مقدس دارد، كه شايسته‏ترين و گرامى‏ترين خلق خدا نزد پيامبر ص بودند. اين از فضايل بزرگ امام حسين ع است كه در چنين مراسم با اهميت و تاريخى بزرگى همكار و همراه پيامبر خدا ص شود و از ميان تمام خلق، او و برادر و پدر و مادرش انتخاب شوند. مسيحيان در روز ميعاد، همين‌كه ديدند پيامبر خدا ص فرزندانش حسن و حسين ع را در پيشِ رو دارد، و على و فاطمه س همراه او هستند و به آنها سفارش مى‏كند: هر گاه من دعا كردم شما «آمين» بگوييد، مسيحيان هنگامى كه اين صحنه را مشاهده كردند سخت به وحشت افتادند و از اقدام به مباهله خوددارى كرده، حاضر به «مصالحه» شدند و به شرايطِ «ذِمّه» و پرداختن ماليات (جِزيه) تَن در دادند.[16]

4- سوره بقره: آیه 37

فَتَلَقَّى‏ آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتابَ عَلَيْه‏‏... در روايات متعددى از اهل بيت ع وارد شده است كه مقصود از «كلمات»، تعليم اسماء بهترين مخلوقات خدا يعنى محمد، على، فاطمه، حسن و حسين ع بوده است. و حضرت آدم ع با توسّل به اين كلمات، از درگاه خداوند تقاضاى بخشش نمود و خداوند او را بخشيد. یکی از روایات، اين روايت است که در بحار الانوار آمده است: هنگامى كه آدم، ساق عرش و نامهاى پيامبر و ائمه ع را ديد، پس جبرئيل به او تلقين كرد و او گفت: يا حميد بحق محمد، يا على بحق على، يا فاطر بحقّ فاطمه، يا محسن بحق الحسن و الحسين و منك الاحسان. پس چون امام حسين ع را ياد كرد اشكهايش جارى شد و قلبش فروتن گشت و گفت: اى برادرم جبرئيل! چه مى‏شود كه با ياد پنجمين فرد، قلبم مى‏شكند و اشكم جارى مى‏شود؟ جبرئيل گفت: اين فرزند تو به مصيبتى دچار مى‏شود كه تمام مصيبت‏ها در مقابل آن كوچك است. آدم ع پرسيد: برادرم، آن (مصيبت) چيست؟ گفت: تشنه و بى‏كس و تنها كشته مى‏شود و او را يار و ياورى نيست. و اى آدم! كاش او را مى‏ديدى كه مى‏گويد: آه از تشنگى آه از كمى يار و ياور! تا آن كه عطش بين او و آسمان چون دود جدايى مى‏اندازد. در آن هنگام هيچ‌كس پاسخى به وى نمى‏دهد جز آنكه شمشير بر او مى‏كشند و مى‏خواهند مرگ به كام او ريزند. بعد از آن همچون گوسفند از پشت، سر از پيكرش جدا مى‏سازند و دشمنانش به چپاولِ زاد و راحله او مى‏پردازند و سرانجام سر او و يارانش را در شهرها مى‏گردانند. در حالى‌كه بانوان (حرم) را نيز با خود (به اسارت) دارند. اين‌چنين در علم خداى يگانة منان گذشته است. پس آدم و جبرئيل ع همچون‏ مادرِ فرزند مرده، گريستند.[17]

5- سوره بقره: آیه 124

وَإِذِ ابْتَلَى‏ إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ. در روایتی از امام جعفرِ صادق ع سئوال شد: مقصود از اين كلمات چيست «ما هذه الكلمات‏»؟ فرمود: آنها كلماتى بودند كه آدم ع از پروردگارش فرا گرفت و به واسطه آن‏ها توبه او پذيرفته شد و آن كلمات اينها بود: پروردگارا! تو را به حق محمد و على و فاطمه و حسن و حسين ع مى‏خوانم كه بر من ببخشايى. پس خداوند او را بخشيد كه او توبه‏پذير و بخشنده است. آنگاه سئوال شد: يابن رسول اللَّه «فَأَتَمَّهُنَّ» چيست؟ فرمود: يعنى آن كلمات را به قائم عج به پايان رساند، و آنان دوازده امام مى‏باشند كه نُه نفر آنان از نسل حسين ع هستند.[18] این روایت طولانی است و ما فقط قسمتی از مقصودِ خود را ذکر کردیم. البته روایات متعدد در این مورد وارد شده است که ما به همین یک حدیث بسنده کردیم.

6- سوره آل عمران: آیه 33

إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى‏ آدَمَ وَنُوحاً وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ. در احادیث زیادی از اهل بيت ع به ما رسيده است كه به اين آيه شريفه بر عصمت انبياء و امامان معصوم ع استدلال شده است؛ زيرا هرگز خداوند افراد گنه‌كار و آلوده به شرك و كفر و فسق را بر نمى‏گزيند بلكه آنهايى را بر مى‏گزيند كه از آلودگي‌ها بركنار و معصوم باشند.[19] امام حسين ع نیز بر منزلت و مقام خود به اين آيه مبارکه استدلال كرده و فرموده است: در روز عاشورا محمدبن اشعث (از فرماندهان لشكر عمر سعد) به امام حسين ع گفت: اى حسين پسر فاطمه! كدام منزلت و برترى از پيامبر خدا ص در شماست كه در ديگرى وجود ندارد؟ امام ع آيه ان اللَّه اصطفى آدم ... را قرائت كرد و فرمود: به خدا قسم، پيامبر اكرم ص از خاندان ابراهيم ع و عترت هدايت‌گر از خاندان پيامبر اكرم ص مى‏باشند.[20] در روايتى دیگر كه گفتگوى امام علی‌بن موسی الرضا ع و مأمون را حكايت كرده است، مأمون پرسيد: «هَلْ فَضَّلَ اللَّهُ الْعِتْرَةَ عَلَى سَائِرِ النَّاس‏؟» آيا خدا، عترت را بر ساير مردم برترى داده است؟ امام رضا ع در جواب ایشان فرمود: خداوند برترى عترت بر ساير مردم را در آيات محكمش علنى كرده است. مأمون گفت: آن آيات چيست؟ امام رضا ع به آیه فوق استدلال کرد.[21] چنانچه از امام باقر ع نیز روايت شده كه آن حضرت آيه شريفه فوق را قرائت كرده و فرمودند: «نحن منهم و نحن بقية تلك العترة» ما از آن ذريه هستيم و ماييم بقيه آن عترت.[22]

7- سوره ابراهيم: آیه 24

أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَ فَرْعُهَا فِي السَّماءِ. با استناد به حدیثی كه در تفسير آيه مبارکه وارد شده است، امام حسين ع از مصاديق بارز آيه شريفه يعنى شجره طيبه به شمار مى‏آيند. عمرو بن حريث مى‏گويد: از امام جعفر صادق ع در مورد آيه مذکور پرسيدم، فرمود: پيامبر ص ريشه اين درخت است و امير مؤمنان على ع شاخه آن، و امامان كه از ذريه آنها هستند شاخه‏هاى كوچكتر، و علم امامان ميوه اين درخت است، و پيروان با ايمان آنها برگ‌هاى اين درختند سپس امام فرمود: آيا چيز ديگرى باقى ماند؟ راوى مى‏گويد: گفتم نه، به خدا سوگند! فرمود: به خدا قسم هنگامى كه يك فرد با ايمان متولد مى‏شود برگى در آن درخت ظاهر مى‏گردد و هنگامى كه مؤمنِ راستين مى‏ميرد برگى از آن درخت مى‏افتد...[23] و روایات متعدد دیگری قریبِ به همین مضمونِ روایتِ مذکور که وارد شده است.

8- سوره اسراء: آیه 33

وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَمَن قُتِلَ مُظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَاناً. حرمت قتل نفس و احترام خون انسانها در همه شرايع آسمانى آمده است، و آنرا يكى از بزرگ‏ترين گناهان شمرده‏اند. يكى از خون‌هايى كه مظلومانه ريخته شد، خون اباعبداللَّه الحسين ع و اصحاب با وفای آن حضرت بود. روايات فراوانى وجود دارد كه آيه فوق را بر امام حسين ع تطبيق داده‏اند. امام صادق ع فرمود: كسى را كه خداوند خونش را حرام شمرده بود، كشتند. هر آينه حسين بن على ع را در ميان خانواده‏اش به قتل رساندند.[24] همچنين روايات ديگری که می‌فرمایند: آيه شريفه در مورد اباعبداللَّه الحسين ع نازل شده است.[25] سلام بن مستنير نیز از امام باقر ع در مورد آيه « وَمَن قُتِلَ مُظْلُوماً...» پرسید، امام ع فرمود: مقصود حسين‏بن على ع است كه مظلومانه كشته شد و ما أئمه، اولياى دمِ او هستيم و قائم از ما هرگاه قيام كرد، خون‌خواهى حسين‏بن على ع خواهد كرد ... [و درباره‏] «إِنَّهُ كانَ مَنْصُوراً» [فرمود:] پس ديرى نپايد كه به وسيله مردى از آل رسول خدا ص يارى مى‏شود و زمين را پر از قسط و عدل مى‏كند، هم‌چنان‌كه پر از جور و ظلم شده باشد».[26]

9- سوره انسان: آیات 8- 9

وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى‏ حُبِّهِ مِسْكِيناً وَيَتِيماً وَأَسِيراً... ابن عباس مى‏گويد: حسن و حسين ع بيمار شدند پيامبر ص با جمعى از ياران به عيادت‌شان آمدند، و به على ع گفتند: اى ابو الحسن! خوب بود نذرى براى شفاى فرزندان خود مى‏كردى، على و فاطمه ع و فضه كه خادمه آنها بود نذر كردند كه اگر آنها شفا يابند سه روز روزه بگيرند (طبق بعضى از روايات، حسن و حسين ع نيز گفتند ما هم نذر مى‏كنيم روزه بگيريم).[27] چيزى نگذشت كه هر دو شفا يافتند، در حالى‌كه از نظر مواد غذايى دست خالى بودند على ع سه من جو قرض نمود، و فاطمه س يك‌سوم آنرا آرد كرد و نان پخت، هنگام افطار سائلى بر در خانه آمد و گفت: السلام عليكم اهل بيت محمد ع سلام بر شما اى خاندان محمد! مستمندى از مستمندان مسلمين هستم، غذايى به من بدهيد خداوند به شما از غذاهاى بهشتى مرحمت كند، آنها همگى مسكين را بر خود مقدم داشتند و سهم خود را به او دادند و آن شب جز آب ننوشيدند. روز دوم را هم‌چنان روزه گرفتند و موقع افطار وقتى كه غذا را آماده كرده بودند (همان نان جوين)، يتيمى بر درِ خانه آمد آن روز نيز ايثار كردند و غذاى خود را به او دادند (بار ديگر با آب افطار كردند و روز بعد را نيز روزه گرفتند).

شب سوم اسيرى درِ خانه را كوبيد و همه، سهم غذاى خود را به او دادند و خودِ شان با آب افطار كردند. صبح‌هنگام، على ع دست حسن و حسين ع را گرفت و خدمت پيامبر ص بُرد در حالى‌كه از گرسنگى مى‏لرزيدند. رسول خدا ص با ديدن آنان بسيار ناراحت شد و به خانه فاطمه س آمد، ديد در حال عبادت است و بى‏رمق، در همين هنگام جبرئيل نازل گشت و گفت اى محمد! اين سوره را بگير، خداوند با چنين خاندانى به تو تهنيت مى‏گويد، و سپس سوره «هل اتى» را بر او نازل كرد(بعضى گفته‏اند كه از آيه «ان الْأَبْرارَ» تا آيه كانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُوراً كه مجموعا هيجده آيه است در اين موقع نازل گشت) .[28] روايت فوق از رواياتى است كه در ميان اهل سنت مشهور بلكه متواتر است‏ و اما علماى شيعه همه اتفاق نظر دارند كه اين هيجده آيه يا مجموع اين سوره، در ماجراى فوق نازل شده و همگى بدون استثناء در كتب تفسيری يا حديثی خود، روايت مربوط به آنرا به عنوان يكى از افتخارات و فضائل مهم على، فاطمه زهرا و حَسَنَین ع آورده‏اند.[29] البته در ظاهر روایت اختلافاتی است ولی آنچه مهم است، اصل و اصالت حدیث است که مورد قبول است.

10- سوره مريم: آیه 1

«كهيعص.» این آیه کوچک که از حروف مقطعه تشکیل شده است، ممکن است دارای معانی متعدد باشد یعنی مانند سایر آيات قرآن، تابِ معانى مختلفى را دارد و گاه مفاهيمى را از گذشته و آينده بيان مى‏كند كه در عين تنوع، منافاتى هم با هم ندارند در حالى‌كه اگر معنا را منحصر به يك تفسير كنيم ممكن است از نظر وضعِ نزولِ آيه و زمانِ آن گرفتار اشكالاتى بشويم. در خصوص حروف مقطعة اين سوره، دو دسته از روايات در منابع اسلامى ديده مى‏شود: نخست رواياتى است كه هر يك از اين حروف را اشاره به يكى از اسماء بزرگ خداوند (اسماء الحسنى) مى‏داند...[30]دوم رواياتى است كه اين حروف مقطعه را به داستان قيام امام حسين ع در كربلا تفسير كرده است: «كاف» اشاره به «كربلا»، «هاء» اشاره به «هلاك خاندان پيامبر ص، «ياء» به «يزيد»، «عين» به مسئله «عطش» و «صاد» به «صبر و استقامت» حسين و ياران جانبازش ع: چنانچه در این روایت از حضرت ولى عصر عج از تأويل آيه فوق‌الذکر سؤال شد، فرمود: اين حروف از اخبار غيبى است كه خدا بنده‏اش زكريا را بر آن آگاه كرده است، تا آنجا كه فرمود: پس خداوند داستان او (حسين ع) را برايش بازگو نمود و گفت: «كهيعص»، «كاف» نام كربلاست، «هاء» هلاكت خاندان پاك اوست، «ياء» يزيد آن ستمكار بر حسين ع، «عين» عطش و «صاد» صبر او است.[31]

11- سوره حج: آیات 39-41

أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى‏ نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ. الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِيَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيراً وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيز. الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُور. در مورد آیات بالا، روایات مختلف با عبارات متفاوت اما قریب‌المضمون، وارد شده است. در برخی روایات، در باره حضرت پیامبر و علی و جعفر و حمزه ع و امام حسین ع، در بعضی روایات تعبیر آل محمد ع، در برخی از روایات عبارت حضرت قائم عج، در برخی دیگر در باره حسنین ع، در بعضی از احادیث جمله امیرالمؤمنین و ذریة آن حضرت ع، و در برخی نیز تعبیر امام حسین ع به کار رفته است. از جمله، از ابی‌جعفر ع در باره آيات فوق، روایت شده که فرمود: «... علىّ و الحسن و الحسين ع ».[32]

12- سوره نور: آیه 35

اللَّهُ نُورُ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ... مفسران اينجا در مورد كلمه «نور» معانى مختلفی را ذکر کرده‌اند: «هدايت كننده»،[33] «روشن كننده»،[34] «زينت بخش»، برخی هر سه معنای مذکور را گرفته‌اند،[35] اما با اینکه همه اين معانى صحيح است، ولى می‌شود مفهوم آيه باز هم از اين گسترده‏تر باشد. در قرآن مجيد و روايات اسلامى از چند چيز به عنوان «نور» ياد شده است: 1- قرآن مجيد (15/مائده)؛ 2- «ايمان» (257/بقره)؛ 3- «هدايت الهى و روشن بينى» (122/انعام)؛ 4- «آئين اسلام» (32/توبه)؛ 5- «شخص پيامبر ص» (46/احزاب)؛ 6- «امامان معصوم ع» (زيارت جامعه)؛[36] 7- «علم و دانش» (مصباح الشريعة/16).[37] در برخى روايات، آيه شريفه، به علی‌بن ابی‌طالب، فاطمه زهرا، امام حسن و امام حسين ع تفسير شده است.[38] چنانچه امام صادق ع می‌فرمایند: مراد از «مشكوة» فاطمه س، و «مصباح»، حسن ع و «زجاجه» حسين ع مى‏باشد.[39] و در برخی احادیث، به همه امامان معصوم ع تفسیر شده است.[40]

13- سوره زخرف: آیه 28

وَجَعَلَهَا كَلِمَةً بَاقِيَةً فِي عَقِبِهِ. از علی‌بن الحسین س روايت شده كه فرمود: اين آيه، درباره ما نازل شده است، و امامت در نسل حسين‌بن علی‌بن ابی‌‌طالب ع تا روز قيامت پاينده و پا برجا است...[41] کلمه «عَقِب»، در این حدیث به معنای ذرّیه و اولاد است.[42] در بعضی روایات، از امام صادق ع آیه فوق بر امامت امام معصوم الی یوم الدین تفسیر شده است.[43] البته در بعضی احادیث تعبیرات متفاوت است.[44]

14- سوره احقاف: آیه 15

وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَاناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً وَوَضَعَتْهُ كُرْهاً وَحَمْلُهُ وَفِصَالُهُ ثَلَاثُونَ شَهْراً. از ابی‌عبدالله ع روایت شده که فرمود: چون فاطمه س به حسين ع آبستن شد، جبرئيل ع نزد پيغمبر ص آمد و عرض كرد: همانا فاطمه ع پسرى خواهد زائيد كه امتت او را بعد از تو مي‌كشند، چون فاطمه به حسين ع آبستن شد خوشحال نبود، و چون زائيد از زائيدنش هم خوشحال نبود سپس امام صادق ع فرمود: در دنيا مادرى ديده نشده كه پسرى بزايد و خوشحال نباشد، ولى فاطمه ع خوشحال نبود؛ زيرا دانست او كشته خواهد شد، و اين آيه در باره او نازل شد «ما انسان را به نيكى نمودن نسبت به پدر و مادرش سفارش نموده‏ايم، مادرش او را به ناخوشى باردار شد و به ناخوشى زائيد...[45] حدیث دیگری نیز مشابه روایت فوق از امام جعفر الصادق ع آمده است[46]

15- سوره الرحمن: آیات 19- 22

مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ* بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَا يَبْغِيَانِ... يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ. روایت، هم از طریق سعید قطّان و هم از طریق ابن عباس وارد شده است که امام صادق ع در تفسير آيه فوق فرمود:... على و فاطمه ع دو درياى ژرف‏اند كه هيچ كدام بر ديگرى ستم نكند و لؤلؤ و مرجان يعنى حسن و حسين ع كه از اين دو دريا به دست مى‏آيند.[47] در بعضی روایات، حدیث بالا از سلمان و کسانی دیگر نقل شده است.[48]

16- سوره فجر: آیات 27- 30

يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ* ارْجِعِي إِلى‏ رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً* فَادْخُلِي فِي عِبادِي* وَ ادْخُلِي جَنَّتِي‏. در بعض روایات، آمده است که آیات فوق در مورد پیامبر، وصیّ پیامبر و ائمة بعد از آن ع می‌باشد[49] و در بعضی احادیث، به علی‌بن ابی‌طالب ع تطبیق شده است[50] اما در برخی روایات دیگر، از ابی‌عبدالله ع روایت شده است که مقصود از آیات مذکور، اباعبدالله الحسین ع است.[51] چنانچه در حدیث دیگری امام صادق ع فرموده است: سوره فجر را در نمازهاى واجب و مستحب خود بخوانيد كه آن سوره حسين بن على ع است. و بدان تمايل ورزيد (تا) خدا شما را مورد رحمت خود قرار دهد. ابواسامه كه در مجلس حاضر بود پرسيد: چگونه اين سوره به حسين ع اختصاص يافته است؟ امام ع در پاسخ فرمود: «آيا سخن خدا را نشنيدى كه فرمود: منظور از نفس مطمئنه، حسين بن على ع است كه داراى روح آرام يافته‏اى است كه هم او از خدا و هم خدا از او خشنود است...[52]

17- سوره اسراء: آیات 4- 5

وَلَتَعْلُنَّ عُلُوّاً كَبِيراً* فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولَاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَاداً لَنَا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُوا خِلَالَ الدِّيَارِ. از امام صادق ع در تفسير آيه شريفه روايت شده كه فرمود: «وَلَتَعْلُنَّ عُلُوّاً كَبِيراً» يعنى كشتن حسين بن على ع، و در باره جمله: «فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولَاهُمَا» فرمود: وقتى كه حسين يارى شود «بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ» قبل از قيام قائم عج قومى بر انگيخته شود كه هيچ خونى از آل محمد ص را بى‏انتقام نگذارند و انتقام همه خونهاى ريخته شده از اهل بيت ع را بگيرند «وَ كانَ وَعْداً مَفْعُولًا» و اين وعده‏اى است شدنى‏.[53] البته در اين معنا، روايت‌هاى ديگرى نيز هست كه سياقش مانند اين روايت تطبيق حوادثى است كه در اين امت واقع مى‏شود و در ميان بنى اسرائيل اتفاق افتاده است، و در حقيقت در مقام تصديق مطلبى است كه رسول خدا ص پيش‏بينى كرده و فرموده بود: اين امت به زودى همان را كه بنى اسرائيل مرتكب شد دقيقا و طابَق النعلُ بالنعل مرتكب خواهد شد، حتى اگر بنى اسرائيل داخل سوراخى رفته باشد اين امت نيز خواهد رفت، لذا اين روايات، رواياتى نیست که ما به طور قطع ادعا کنیم که آيه مورد بحث را تفسير مى‏كند بلكه تنها در مقام جرى و تطبيق است؛ زیرا هر كدام از اين احادیث، آيه را به گونه‏اى تطبيق كرده‏اند. به هرحال، برنامه فوق هر چند در مورد بنى اسرائيل ذكر شده اما يك قانون كلى است در همه اقوام و ملل و يك سنت جارىِ عمومى است در طول تاريخ بشر و فی‌الجمله معنای مورد نظر ما را تایید می‌کنند و به تعبیر بعضی از علماء، اين آيه در ظاهر خطاب به بنى اسرائيل و در حقیقت، مقصود، امت محمد ص است.[54]

18- سوره صافات: آیات 107

وَفَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ (و ما قربانى بزرگى را فداى او (اسماعيل) كرديم.) ابن قُتَيبَه نیشابوری از فضل بن شاذان نقل می‌کند: از حضرت رضا ع چنين شنيدم كه آن زمان كه خداوند تبارك و تعالى به حضرت ابراهيم ع امر فرمود كه به جاى فرزندش اسماعيل، گوسفندى را كه خداوند فرستاده بود ذبح نمايد، حضرت ابراهيم ع در دل آرزو كرد كه اى كاش فرزندش اسماعيل ع را به دست خود ذبح مى‏كرد و دستور ذبح گوسفند به جاى ذبح فرزندش به او داده نشده بود، تا به اين‏ وسيله احساس پدرى را كه عزيزترين فرزندش را به دست خود ذبح مى‏كند، داشته باشد و در نتيجه، شايستة رفيع‏ترين درجات ثواب در صبر بر مصائب شود، خداوند عزّ و جلّ نيز به او وحى فرمود: اى ابراهيم! محبوب‌ترين خلق من، نزد تو كيست! ابراهيم گفت: خدايا! مخلوقى خلق نكرده‏اى كه از حبيبت محمّد ص نزد من محبوب‌تر باشد، خداوند به او وحى فرمود كه: اى ابراهيم آيا او را بيشتر دوست دارى يا خودت را؟ او گفت: او را بيشتر دوست دارم، خداوند فرمود: آيا فرزند او را بيشتر دوست دارى يا فرزند خودت را؟ عرض كرد: فرزند او را، خداوند فرمود: آيا بريده شدن سرِ فرزندِ او از روى ظلم، به دست دشمنانش دل تو را بيشتر به درد مى‏آورد يا بريدن سر فرزندت به دست خودت به خاطر اطاعت از فرمان من؟ گفت: بريده شدن سر فرزند او به دست دشمنانش دل مرا بيشتر به درد مى‏آورد، خداوند فرمود: گروهى كه خود را از امّت محمّد ص مى‏دانند، فرزندش حسين ع را به ظلم و ستم به مانند گوسفند ذبح خواهند كرد و با اين كار مستوجب خشم و غضب من خواهند شد، ابراهيم ع بر اين مطلب جزع و فزع نموده، دلش به درد آمد و شروع به گريه كرد، خداوند هم به او چنين وحى فرمود: اى ابراهيم! به خاطر اين ناراحتى و جزع و فزعت بر حسين ع و قتل او، ناراحتى و اندوهت بر اسماعيل را- در صورتى كه اگر او را ذبح مى‏كردى- پذيرفتم، و رفيع‏ترين درجات ثواب، در صبر بر مصائب را به تو خواهم داد، و اين همان سخن خدا است كه آيه «وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيم» (ذبح بزرگى را جاي‌گزين او كرديم) بدان اشاره دارد.[55]

آنچه در این نوشتار بحث و گفتگو شد، تنها بخشی از آیات قرآن کریم یعنی کمتر از نصف آیاتی بود که مورد بررسی قرار گرفت ولی آیات دیگری نیز وجود دارد که در مورد خاندان عصمت و طهارت از جمله امام حسین ع وارد شده و مفسران قرآنی در باره آن گفتگو کرده‌اند که به خاطر جلوگیری از اطاله کلام که از گنجایش مقاله خارج می‌شد، مطرح نکردیم. برخی آیاتی که در سوره‌های قصص، انبیاء، نساء، فاطر، حدید، بقره، مؤمنون، مطففین، شمس، غافر، تین، حجر، فرقان، طه، توبه، اعراف، بلد، شعراء، طور، حشر، و نساء آمده است، انشاءالله در مقالۀ جداگانه‌ای بیان خواهد شد.


نتیجه
برآمد و دست‌آوردِ تحقیق و پژوهش انجام شده، این است که ائمة معصومین علیهم الصلوة و السلام، احیاگران توحید و نابود کنندگان جهل و کفر و شرک، آمران به معروف و ناهیان از منکر، هادیان نور و رحمت و زدودگان ظلمت‌اند که به تبعِ پیام آوران بزرگ الهی مخصوصا پیامبر اعظم ع، حیات طیبة دنیوی و سعادت اخروی را به جهان بشریت به ارمغان می‌آورند. اینان رهبران هدایت یافتگان ویژه الهی‌اند که هم خود، آیات عظمای الهی‌اند و هم با پشتوانه آیات قرآنی، نه فقط مقبولیت،‌ که مشروعیتِ امامت و حاکمیت مطلقه دارند. ذات احدیت در قرآن کریم، حجت‌های حقه و رهبران آسمانی و اسوه‌های انسانی را به مردم معرفی می‌کند تا با پیروی و الگو قرار دادن آنان، از این مشعلهای فروزانِ ربانی، هدایت پذیرفته و از حیات طیبه دنیوی و سعادت اخروی بر خوردار شوند.

امام حسین ع مطابق آیه 24 سوره ابراهیم، یکی از بارزترین مصداق شجره طیبه است که روایات فراوانی از طریق شیعه و سنی بر تأیید آن وارد شده است. در بعضی موارد، روایات منقوله بویژه از طریق سنی، مشهور بلکه به حد تواتر رسیده است. مانند آیات 33 سوره احزاب، 23 احزاب، 61 آل عمران(آیه مباهله)، 33 آل عمران، 33 اسراء، 8-9 انسان(داستان سه روز گرسنه روزه گرفتن خاندان اهلبیت عصمت و طهارت به خاطر اهدای افطاری خویش به سائلانِ یتیم و گرسنه و اسیر)، و 28 زخرف. بعض روایات فقط از طریق شیعه نقل شده و برخی احادیث نیز به صورت جری و تطبیق مورد بحث واقع شده اما به عنوان یک سنت جاریه تاریخیِ الهی، قابل تطبیق بر اهلبیت و اباعبدالله الحسین ع می‌باشد. بنابرین، این انوار الهی مؤید به تأییدات ذات پروردگار و آیات عظمای الهی‌اند که مُهر آیات قرآنی به آنان خورده و هدایت یافتگان وحیانی‌اند که نه تنها گناه نمی‌کنند بلکه از هر گونه خطا و اشتباه نیز مصون و معصوم‌اند و اینان همان جانشینان پیامبر اعظم و حجت‌های الهی‌اند که زمین هیچگاه از وجود آن خالی نبوده و نخواهد بود.

مصادیق انوار الهی که در آیات قرآنی به جهانیان معرفی شده و شیعه و سنی با صراحت به آن معترف‌اند بلکه کسانی که به هر دلیلی مسکوت‌اند اما در نهان خویش به آن صحه می‌گذارند، در این مقاله بازگو شد تا باشد که این ستارگان پر فروغ الهی چراغ راهی برای هدایت مردمان پاک طینت و روشنایی بخش و احیا کننده وجدان‌های خفته باشد و در صراط مستقیم گام نهاده، از زندگانی طیبة دنیوی و سعادت اخروی برخوردار شوند و به جای طاغوت و امام جور، با امام رحمت محشور شوند؛ زیرا به تصریح کلام الله مجید، هر کس در قیامت با پیشوا و مقتدای خویش محشور می‌شوند.[56] بنابراین، مطابق همین دستور آیه قرآنی، انسان عاقل و رشید با پیروی از آیات و انوار الهی و هدایت یافتگان ربانی، راه هدایت (اهدنا الصراط المستقیم) را پیشه خود ساخته، از نعمت‌های بی‌کران الهی (صراط الذین انعمت علیهم) برخوردار، و از راه ضلالت و طرد شدگانِ درگاه الهی (غیر المغضوب علیهم و لا الضالین)، مصون خواهد ماند.[57] يعنى آنها كه رهبرى پيامبران و جانشينان آنان را در هر عصر و زمان پذيرفتند، همراه پيشواي‌شان خواهند بود، و آنها كه رهبرى شيطان و ائمه ضلال و پيشوايان جبار و ستمگر را انتخاب كردند همراه آنها خواهند بود. پس، پیوند «رهبرى» و «پيروى» در اين جهان، به طور كامل در آن جهان انعکاس و بازتاب پیدا می‌کند و بر اساس آن، گروه‏هايى كه اهل نجات و اهل عذابند مشخص مى‏گردند که در دنباله آیة ذکر شده، آمده است.[58] چه اینکه اینجا امام معنای وسیعی دارد كه هر پيشوايى‏ را اعم از پيامبران و ائمه هدى و دانشمندان و كتاب و سنت، و همچنين ائمه كفر و ضلال را شامل مى‏شود، و به اين ترتيب هر كس در آنجا در خط همان رهبرى قرار خواهد گرفت كه در اين جهان خط او را انتخاب كرده بود. اين تعبير در عين اينكه يكى از اسباب تكامل انسان را بيان مى‏كند، هشدارى است به همه افراد بشر كه در انتخاب رهبر فوق العاده دقيق و سخت‏گير باشند، و زمام فكر و برنامه خود را به دست هر كس نسپرند و نقش رهبری در سر نوشت آدم را مهم تلقی کنند. به همن جهت، با توجه به محتوا و مصادیق آیات مورد بحث در مقاله حاضر، که در اکثر آنها فریقین به آن متفق، اعتراف و صحه گذاشتند، مسیری را انتخاب کنیم که انعکاس آن، نور هدایت و سعادت باشد نه ضلالت و ظلمت و شقاوت.


پانوشت:
[1] - تفسير فرات الكوفي‏؛ الهداية الكبرى‏؛ مناقب آل أبي طالب عليهم السلام( لابن شهرآشوب)، ج2؛ بحار الأنوار، ج40.

[2]- شواهد التنزيل‏، ج2؛ الكشاف‏، ج4؛ تفسير روح البيان‏، ج8؛ تفسير ابن عربى، ج2؛ أنوار التنزيل‏، ج5؛ الدر المنثور، ج6؛ تفسير القرآن العظيم‏، ج10؛ الكشف و البيان‏، ج8؛ تفسير أبي السعود، ج8؛ مناقب على بن ابى طالب عليه السلام‏؛ ‏الغدير في الكتاب و السنة و الأدب، ج2.

[3] - كافي‏، ج2 و ج8؛ بحار الأنوار، ج23؛ نیز ر. ک: المعجم الكبير، ج3؛ مناقب أمير المؤمنين علي بن أبي طالب رضي الله عنه، ج1؛ فضائل الصحابة، ج2.

[4] - تفسیر نمونه، ج 17؛ الميزان فی تفسیر القرآن، ج 7، ص 46 و ج 16، ص 309.

[5] - تفسیر نمونه، ج 17؛ مجمع البيان فى تفسير القرآن‏، ج 8، ص 559 به بعد.

[6] - مجمع البيان فى تفسير القرآن‏، همان‏، ج 8.

[7] - الميزان فی تفسیر القرآن، ج 16.

[8] - تفسیر نمونه، ج 17.

[9] - الميزان فی تفسیر القرآن، ج 16، ص 312.

[10] - غرائب القرآن، ج2، ص 178؛ التفسیر الکبیر، ج8، ص 247.

[11] - شواهد التنزيل لقواعد التفضيل‏، ج2؛ جامع البيان في تأويل القرآن، ج20؛ الدر المنثور، ج5، ص 198؛ ‏مجمع البيان‏، ج8.

[12] - الكشف و البيان عن تفسير القرآن‏، ج8، ص 42؛ تفسير نور الثقلين‏، ج4، ص 276‏.

[13] - تفسير نمونه، ج 2.

[14] - مفاتيح الغيب، ج8؛ الدر المنثور، ج2، ص40؛ الجامع لأحكام القرآن‏، ج4؛ الكشاف‏، ج1؛ اسباب نزول القرآن‏؛ أنوار التنزيل‏، ج2؛ روح المعانى‏، ج2؛ التفسير الوسيط‏، ج2؛ جامع البيان‏، ج3؛ الميزان‏، ج1؛‏ تفسیر نمونه، ج 2؛ البرهان‏، ج1؛ الفرقان، ج5؛ تفسير الصافى‏، ج2؛‏ تفسير من وحى القرآن‏، ج6؛ و تفاسیر دیگر‏.

[15] - البرهان فى تفسير القرآن‏، ج 2، ص 713 به بعد.

[16] - تفسير نمونه، ج 2.

[17] - بحار الأنوار، ج44، ص 245؛ نیز ر. ک: ناصر، مكارم شيرازى، آيات ولايت در قرآن، ص 250؛‏ تفسير اثنا عشرى‏، ج1، ص 123.

[18] - مجمع البيان‏، ج1؛ الفرقان‏، ج2؛ تفسير القمي‏، ج1؛ البرهان فى تفسير القرآن‏ ، ج1؛ اطيب البيان في تفسير القرآن‏، ج2‏.

[19] - تفسير نمونه، ج 2.

[20] - تفسير نور الثقلين‏، ج1؛ ‏ بحار الأنوار، ج44، ص 245.

[21] - الميزان فی تفسیر القرآن، ج 3؛ تفسير نور الثقلين‏، ج1؛ البرهان فى تفسير القرآن‏، ج3.

[22] - محمدحسین، طباطبایی، همان؛ پیشین، ص 614؛ كتاب التفسير، ج1؛ آلاء الرحمن فى تفسير القرآن‏، ج1؛ عبد الله، شبر، تفسير القرآن الكريم‏، ص 89.

[23] - ، الميزان، ج 12؛‏ كتاب التفسير، ج 2، ص 224؛ تفسير نمونه‏، ج 10؛ تفسير نور الثقلين، ج 2؛‏‏‏البرهان فى تفسير القرآن‏، ج3.

[24] - محمد، صادقى تهرانى، التفسير الموضوعى للقرآن الكريم‏، ج16، ص 226؛ همو، الفرقان، ج 17؛ كتاب التفسير، ج 2؛ تفسير نور الثقلين، ج 3.

[25] - تفسير نور الثقلين، همان، صص 162-164؛ الفرقان، همان و التفسير الموضوعى، همان.

[26] - الفرقان، ج 17؛ همو، التفسير الموضوعى، همان؛ تفسير نور الثقلين، همان، ص 163؛ هاشم بن سليمان‏، بحرانى، سيماى حضرت مهدى در قرآن‏.

[27] - تفسير نمونه، ج 25.

[28] - همان.

[29] - مفاتيح الغيب‏، ج 30؛ ، مجمع البيان‏، ج 10؛ تفسير الصافى‏، ج5؛ ‏الكشف و البيان‏، ج 10؛ كشف الأسرار و عدة الأبرار، ج 10؛ شواهد التنزيل ‏، ج2؛ معالم التنزيل‏، ج 5؛ مقتنیات الدرر ، ج 12؛ البحر المحيط فى التفسير، ج 10؛ تفسير غرائب القرآن‏، ج 6؛ خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد، ج 2؛ التفسير الواضح‏، ج 3؛ النكت و العيون‏، ج 6؛ أسباب النزول القرآني‏؛ الاقتباس من القرآن الكريم‏؛ من علم الطب القرآني‏، ص 268؛ عوالم العلوم (مستدرك سيدة النساء إلى الإمام الجواد)، ج11، قسم 1؛ المناقب( للعلوي) / الكتاب العتيق‏، ص 180؛ مفاتيح الاسرار و مصابيح الابرار، ج1؛ سيماى امام على ع در قرآن‏؛ الدر المنثور، ج6؛ تفسير روح البيان‏، ج10؛ اسباب نزول القرآن‏، ص 470.

[30] - تفسیر نور الثقلين‏، ج3؛ تفسیر نمونه، ج17؛ الميزان‏، ج14؛ مجمع البيان‏، ج1 و ج6؛ تفسير كنز الدقائق‏، ج8؛ الدر المنثور،‌ ج4، صص 258-259.

[31] - همان؛ البرهان‏، ج3؛ همو، حلية الأبرار في أحوال محمّد و آله الأطهار عليهم السلام، ج6؛‏ همان، مدينة معاجز الأئمة الإثني عشر، ج8؛ الإحتجاج على أهل اللجاج، ج2؛ رياض الأبرار في مناقب الأئمة الأطهار، ج3؛ عوالم العلوم و المعارف، ج 17؛ بحار الأنوار، ج14 و ج44، و ج52؛ كمال الدين و تمام النعمة، ج2.

[32] - شواهد التنزيل، ج1؛‏ البرهان فى تفسير القرآن‏، ج3؛ الفرقان، ج22؛‏ تفسير كنز الدقائق‏، ج9؛ بحار الأنوار، ج24، ص 226 به بعد؛ تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة؛ عوالم العلوم و المعارف، ج 17؛ مستدرك الوسائل‏، الخاتمه ج1، ص 125.

[33] - أنوار التنزيل و أسرار التأويل‏، ج4؛ الفرقان‏، ج21، ص 150 به بعد؛ جامع البيان فى تفسير القرآن‏، ج18؛ و تفاسیر دیگر.

[34] - الميزان فى تفسير القرآن‏، ج15.

[35] - مجمع البيان‏، ج7.

[36] - «خلقكم اللَّه انوارا فجعلكم بعرشه محدقين» یا: «و انتم نور الاخيار و هداة الأبرار».

[37] - شرح أصول الكافي( صدرا)، ج2 و ج4؛ منهاج البراعة، ج15، ص 38 و ج18، ص 175 و ج21، ص 108؛ تفسير نور، ج6؛ تفسير نمونه‏، ج14؛ الكافي‏، ج1، ص 282؛ التوحيد( للصدوق)، ص 155؛ بحار الأنوار، ج4، ص 15 معاني الأخبار، ص 15.

[38] - تفسير نور الثقلين‏، ج3، ص 602 به بعد؛ تفسير نمونه، ج 14؛ البرهان فى تفسير القرآن‏، ج4. الميزان فى تفسير القرآن‏، ج15.

[39] - هاشم بن سليمان‏، بحرانى، همان؛ عبد على بن جمعه‏، عروسى حويزى همان؛ محمد حسين‏، طباطبايى، همان.

[40] - بحار الأنوار، ج23، ص 310 به بعد و ج90، ص 21؛ التوحيد( للصدوق)، ص 158؛ مجمع البيان فى تفسير القرآن‏، ج7، ص 226.

[41] - الخصال، ج1؛ همو، معانی الاخبار؛ إرشاد القلوب إلى الصواب، ج2؛ الإمامة و التبصرة من الحيرة؛ بحار الأنوار، ج24، ص 127؛  البرهان في تفسير القرآن‏، ج1.

[42] - الميزان فى تفسير القرآن‏، ج18.

[43] - بحار الأنوار، ج12، ص 27 و ج24، ص 180؛ مجمع البيان‏، ج9؛ الميزان فى تفسير القرآن‏، ج18.

[44] - معاني الأخبار، صص 126 و 132؛ همو، علل الشرائع‏، ج1؛ مناقب آل أبي طالب عليهم السلام( لابن شهرآشوب)، ج4؛ تفسير الصافي‏، ج4؛ تفسير نور الثقلين‏، ج4؛ كنز الدقائق‏، ج2 و ج 12؛ عوالم العلوم‏، صص 28و...؛ الفرقان‏،‌ ج26؛ الأصفى فى تفسيرالقرآن‏، ج2؛ بحار الأنوار، ج24، ص 177 و ج25، ص 150 به بعد.

[45] - کافى، ج 2، ص 506؛ بحار الأنوار، ج66، ص 266؛ همو، مرآة العقول‏، ج5، ص 363.

[46] - محمد بن يعقوب‏،كلينى، همان؛ محمد باقر، مجلسى، بحار الأنوار، همان.

[47] - تفسير القمي‏، ج2؛ تفسير فرات الكوفي‏؛ الخصال‏، ج1؛ الدر المنثور، ج6؛ الكشف و البيان، ج9؛ مناقب أمير المؤمنين، ج1؛ مناقب آل أبي طالب عليهم السلام(لابن شهرآشوب)، ج3روح المعانى‏، ج14؛ الكشف و البيان‏، ج9.

[48] - فضائل أمير المؤمنين عليه السلام‏؛ كشف اليقين في فضائل أمير المؤمنين عليه السلام‏؛ تفسير القمي‏، ج2؛ كشف الأسرار، ج9؛ شواهد التنزيل‏، ج2؛ خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد، ج2؛ قرآن منشور زندگى‏؛ الموسوعة القرآنية، ج3، ص 50؛ النور المشتعل‏، ص 236 به بعد؛ سيماى امام على ع در قرآن‏.

[49] - تفسير فرات الكوفي‏؛ كافي‏، ج5، ص 339؛ فضائل الشيعة، ص 30.

[50] - فرات بن ابراهيم‏، كوفى، همان، ص 555؛ شواهد التنزيل لقواعد التفضيل‏، ج2.

[51] - تفسير القمي‏، ج2، ص 422.

[52] - ثواب الأعمال و عقاب الأعمال‏، ص 123؛ وسائل الشيعة، ج6، ص 144؛ بحار الانوار، ج 23، ص 93.

[53] - بحارالانوار، ج 45، ص 297).

[54] - تفسیر جامع، ج1و ج4، ص 104؛ نیز: ر.ک: كافي‏، ج15، ص 475؛ البرهان فى تفسير القرآن‏، ج3؛ تفسير كنز الدقائق و بحر الغرائب‏، ج7، ص 361؛ تفسیر نمونه، ج12؛ تفسير نور الثقلين‏، ج3؛ كتاب التفسير، ج2؛ بحار الأنوار، ج45، ص 297 و ج51، صص 45 و 56 و ج53، ص 93 و ج90، ص 90.

[55] - عيون أخبار الرضا عليه السلام‏، ج1، ص 209؛ همو، ج1، ص 59؛ بحار الانوار، ج 44، ص 226.

[56] - اسراء: 71: «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِم‏...» روز قيامت هر گروهى را با امام و رهبرشان مى‏خوانيم‏...

[57] - فاتحه: آیات 6-7.

[58] - اسراء: آیات 71-72. ر.ک: أنوار التنزيل و أسرار التأويل‏، ج3، ص 262؛ جامع البيان فى تفسير القرآن‏، ج15، ص 86 به بعد؛ التفسير القرآنى للقرآن‏، ج8، ص 526؛ بيان المعانى‏، ج2، ص 534؛ تفسير الوسيط، ج2، ص 1373؛ التفسير الواضح‏، ج2، ص 388.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نویسنده: خادم حسین محمدی

تماس سریع

تصاویر

93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15