پیامبراسلام(ص): کسی که نماز را از وقتش تأخیر بیندازد، (فردای قیامت) به شفاعت من نخواهد رسید(محاسن ص 80)

دفتر آیت الله احدی

دفتر آیت الله احدی

دفتر آیت الله احدی | مرکز تحقیقاتی آموزشی جوادالائمه علیه السلام

امروز: یکشنبه, 02 ارديبهشت 1397

نظریه اسلام درباره تفکر و تقعل کردن

« اندیشه و تفکّر از منظر اسلام »

مقدمه:
از مهمترین امتیازات انسان بر سایر حیوانات داشتن فكر واندیشه است . در منطق انسان را به[حیوان ناطق] تعریف كرده اند. بدیهى است كه منظوراز نطق سخن گفتن نیست بلكه مقصوداز آن همان قوه درك و فكر واندیشه است كه آدمى را از سایر حیوانات ممتاز كرده و به او ارزش داده است . بدین جهت در تعریف انسان گفته اند: انسان حیوانى است متفكر واندیشه و فكر را (فصل قریب) براى تمیز انسان از غیر او دانسته اند.


هر انسانی در مغز خود دارای گنجهای پر قیمت و گرانبهایی است که به وسیله «فکر و اندیشه» می تواند آنها را به دست آورد و از این گنجینه پر ارزش استفاده نماید. متأسفانه برخی از مردم به جای اینکه از گنج هایی که در وجودشان قرار دارد استفاده کنند به جستجوی دفینه ها و اموالی که در زیر خاک پنهان شده می پردازند. اگر آنان بدانند خداوند گنجینه هائی به مراتب بهتر از دفینه هائی که در جستجوی آنان هستند، به رایگان در وجودشان قرار داده است، هیچ گاه عمر خود را در آن راه از دست نمی دهند. آنان برای یافتن زر و سیم، خاک ها را زیر و رو می کنند و غواصّان برای به دست آوردن جواهرات در اعماق آب‌ها غوطه ور می شوند، ولی مردان خود ساخته برای بدست آوردن گنجینه های واقعی در افکار و اندیشه های خویش غوطه ور می شوند.
حضرت علی (ع) می فرماید: «المُؤمِنُ مَغمورً بِفِکْرَتِه»[ نهج البلاغه، کلمات قصار 335]، مؤمن در افکار خویش غوطه ور است.
او از اعماق در دریای بیکران افکار خویش گوهر های گرانبهایی را می یابد که گنجینه های طلا توان برابری با آنها را ندارد. غوطه ور شدن در افکار و اندیشه واقعی روح را تقویت می کند و برای دست یابی به گنجینه های اسرار آماده می سازد.
فرانكلین مى گوید: آدمى مى تواند دو دقیقه بدون هوا دو هفته بدون نوشیدن آب سه هفته بدون غذا و یك عمر بدون پول زندگى كند ولى نمى تواند یك لحظه بدون فكر واندیشه زندگى نماید.  فکر و اندیشه مثبت، روح و روان او را تقویت نموده و پرورش میدهد. زیرا تفکّر یک نوع آموزش به ضمیر ناخودآگاه است. به وسیله تفکّر، حالات باطنی تقویت میشود و قدرتهای روحی انسان آشکار میشود. زیرا فکر پرورش دهنده و تکامل بخش روح است. تفکر و اندیشه و استفاده از ارزشهای موجود در مغز آدمی از صفات مردان بزرگ و خود ساخته است. آنان با پرواز تفکر و سیر اندیشه و شناخت موجودات هستی بر ایمان و یقین خود می افزایند. به همین جهت مردان خود ساخته افکارشان خمود ، بی رمق و خاموش نیست پیغمبر اکرم به حضرت امیر المؤمنین فرمودند:«مِنْ صِفاتِ الْمؤمِن اَن یَکوُنَ جَوالَ الفِکْرِ»[ بحار الانوار، علامه مجلسی، ج 68، ص310] ، از صفات مردان مؤمن این است که از جولان فکری برخوردارند.


مفهوم تفکر و اندیشه
قرآن كريم در جايگاه كتاب آسماني دين اسلام ميفرمايد:« فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ» [ سوره زمر، آیات 17-18]؛ بندگانم را بشارت ده،آنانكه چون سخني بشنوند به نيكوترين وجه عمل كنند، آنانهستند كه خداوند به لطف خاص خود هدايتشان فرموده و همآنان به حقيقت خردمندان عالماند». اين آية شريفه داراي چندنكته است:
1ـ خداوند متعال، كلام را با لفظ «عبادي» آغاز كرده، گويي خواسته است بفرمايد كه «بندة من چنين است و بايد داراي اينصفت باشد كه... الخ»
2ـ آيه شريفه، صريحاً بر استقلال قوة عقل تأكيد و آن را درحكم غربال و وسيلة هدايت معرفي ميفرمايد و آنگاه اين«هدايت عقلي» را «هدايت الهي» ميداند.
3ـ قرآن كريم در اين آيه تعبير و تشبيه ظريف و لطيفي رابه كار برده است؛ هرجا- و به خصوص در اين آيه- كه ميخواهد از حقايق پشت پردة ظواهر سخني بياورد، تعبير «اولواالالباب»را به كار مي برد و مي فرمايد كه «تنها اولواالالباب، اين حقيقت رادرمي يابند»، و اين از اصطلاحات خاصّ قرآني است (و در هيچ جاي ديگر به كار نرفته) و آن هم فقط و فقط دربارة «عقل»استعمال شده!
«راغب اصفهاني» در كتاب «مفردات» ميگويد: «اللب العقلا لخالص من الشوائب»؛ «لبّ، عقل خالصي را گويند كه ازشوائب جدا شده باشد». در ابتدا كه فكر انسان خام است، نوعي در آميختگي ميان محسوسات و تخيلات و معقولاتش وجوددارد و آنگاه كه عقل از مقهوريت وهم و خيال و حسّ بيرون آيد، «لبّ» ناميده مي شود، چراكه نسبت «عقل انسان» (كه باطنياست) به «قواي ظاهري حسي»، همانند نسبت «مغز» است به«پوست ميوه». مثلاً ميوهاي مانند «گردو» در ابتداي شكل گيري،پوسته و هسته هاش در هم آميخته اند، اما به تدريج كه ميوه كامل و رسيده ميشود، پوسته از مغز جدا ميگردد و هركدام خاصيت جداگانه اي مييابند. گويي قرآن مجيد، انسان را به يك ميوه تشبيه كرده كه عقل او در جايگاه مغز ميوه است؛ و اگر انسان درعلم و معرفت به تكامل برسد، قوة عقلانياش از پوستة حسّ ووهم و خيال جدا و مستقل ميشود و چنين است كه انساني را«لبيب» گويند؛ يعني كه قوة عاقلهاش استقلال خود را بازيافته است.
4ـ فرد عاقل كسي است كه با تكيه بر نيروي عقلاني خود، درت تجزيه و تحليل دارد. درحالي كه جاهل فاقد چنين تواني است. نكته قابل توجه اينكه بسياري از افراد هستند كه عالماند وليكن جاهل! عالم بدين معنا كه علوم بسياري را فراگرفته اند،اما جاهلاند از اين روي كه اهل تجزيه و تحليل و استنباط نيستند. چنين است كه امام كاظم(ع) به «هشام بن حكم»ميفرمايند: «اي هشام، خداوند تبارك و تعالي، بندگان آگاه وانديشمند خود را بدين بيان بشارت ميدهد كه: «فبشر عبادالذين  يستمعون القول...»[اصول کافی، محدث کلینی، ج1، باب عقل و جهل]


قرآن و مسئله تفکّر
یکی از اصول تعلیمات قرآن کریم دعوت به فکر کردن و تدبر کردن است. تفکر در مخلوقات خدا برای پی بردن به رازها و اسرار آفرینش، تفکر در احوال و اعمال خود برای درست انجام دادن، تفکر در تاریخ و زندگی های مردمی که گذشته اند برای شناختن و پی بردن به سنن و قوانینی که خداوند برای زندگانی جماعات بشری قرار داده است.
تفکر اگر سطحی و پراکنده باشد کار آسانی است، اما فایده و اثر و نتیجه ای برآن مترتب نیست، ولی اگر علمی و مبنی بر مطالعات دقیق و آزمایش‌ها و حساب گری ها باشد و یا لااقل انسان بخواهد آثار فکری مردان فکر و اندیشه را به دقت کامل مطالعه کند، کار مشکلی است، ولی در عوض بسیار مفید است و سرمایه بزرگ و ذخیره هنگفتی برای روح بشر به شمار می رود.
دین اسلام رکن اساسی و پایه اصلی خود را توحید قرار داده است. توحید بالاترین و عظیم ترین اندیشه ای است که به بشر رسیده،بسیار دقت و نازک کاری می خواهد،و از طرفی در اصول این دین و بالاخص در اصل اصول آن یعنی توحید، تقلید محکوم شده و تحقیق لازم است. ناچار باید این دین، تفکر و تدبر و تحقیق و جست وجو را فرض بشمارد و قسمت مهمی از آیات خود را به این موضوع اختصاص بدهد و همین کار را کرده است.
موضوعات تفکّر و تعقل در قرآن کریم در آیه 164 سوره بقره ذکر شده است: «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ ..... لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ».
در اطراف آسمان‌ها، در اطراف زمین، در اطراف گردش شب و روز مطالعه کنیم. نظام کواکب و ستارگان را بدست بیاوریم، زمین و طبقات زمین و آثار زمین و عاملی که سبب می شود در هر 24 ساعت وضع زمین نسبت به خورشید یک تغییر کلی بکند و شب و روز پیدا شود بشناسیم، در اطراف اینها مطالعه و تحقیق کنیم، علم ستاره شناسی  و هیئت به وجود بیاوریم، به علم زمین شناسی آگاه شویم. «وَالْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِمَا يَنفَعُ النَّاسَ»؛ این کشتی‌ها که بر روی آب دریا حرکت می‌کنند و بشر از این راه منفعت‌هایی می‌برد مسافت هایی طی می‌کند، بر علم و معرفت خود می‌افزاید، استفاده تجاری می‌برد، از این استعدادی که به او دادیم استفاده می‌کند، دریا و کشتی و غرق نشدن کشتی و منافعی که بشر از راه کشتیرانی می‌برد، همه روی اندازه و حساب و قانون و نظمی است که انسان فقط از نزدیک و از روی مطالعه و تحقیق می‌تواند به آن‌ها آشنا شود.
«وَمَا أَنزَلَ اللّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِن مَّاء فَأَحْيَا بِهِ الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا»؛ این آب بارانی که از بالا به پایین می‌ریزد و خداوند به این و سیله زمین مرده را زنده می‌کند، هزارها راز و رمز در این کار نهفته است که فقط افراد متفکر و اهل مطالعه و محقق که نیروی فکرخود را صرف این کار می‌کنند از این رمز و رازها مطلع می‌شوند، جو و کائنات جوی را می‌شناسند، خواص باران را در می‌یابند، گیاه‌ها را می‌شناسند. «وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخِّرِ بَيْنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ»؛ وزش و گردش بادها، ابرهایی که میان آسمان و زمین مسخرند و در حرکت، در همه این‌ها آیت‌ها و نشانه ها از حکمت و صنع باری تعالی است، اما برای کسانی که تعقل و تدبر و تحقیق کنند و خلقت را بشناسند.[بیست گفتار، استاد شهید مطهری، 261-262.]


جایگاه اندیشه و تفکر در اسلام
تفکر به معنای رسیدن به مجهول و حل آن از طریق معلومات متناسب در اسلام پایگاهی بسیار ارزشمند دارد . انباشتن مغز از فرمولهای علمی و قوانین منطقی و اصول فلسفی و هرگونه دانشی مادامی که با اندیشه صحیح و جهان بینی روشن و آشنایی با اصول زندگی انسانی هماهنگ نباشد بسیار کم اثر است . همان طور که خواندن آیات شریفه قرآن اگر با تدبر و دقت در عمق معانی آن همراه نباشد تاثیر آن ناچیز است و عبادتی که نور تفکر و عقل برآن نتابد جسمی است و بی روح و فاقد اثر عالی تربیتی است. امام علی علیه السلام فرمود: «تفکر انسان را به سمت نیکوئی و عمل به آن دعوت می کند». تا آنجا که ساعتی تفکر برتر از عبادت یک سال برشمرده شده سات. اصل تفکر و اندیشه از امور ارزشی است و آدمی را از تاریکی جهل به سوی روشنایی معرفت خارج می سازد و  بینش و وسعت نظر به او می بخشد.[ چه بگوییم، محمد رحمتی شهرضا، ج1، ص 717.] روی سخن قرآن همه جا با اندیشمندان و متفکران و صاحبان مغز و عقل است، و با توجه به اینکه قرآن از محیطی بر خاسته که در آنجا جز جهل حکومت نمی‌کرد، عظمت این تعبیرات آشکارتر می‌شود و هم پاسخی است دندانشکن به آن‌ها که به خاطر بعضی از مذاهب خرافی خط سرخ روی همه مذاهب راستین کشیده‌اند و می‌گویند مذهب، وسیله تخدیر و از کار انداختن اندیشه‌ها است و ایمان به خدا مولود جهل آدمی است. اسلام که دستور به تفکر و اندیشه می دهد و دستورات آن مایه بیداری و حرکت جوامع است.
از سویی دیگر دعوت اسلام به تفکر و اندیشه که در جای جای آیات الهی و روایات نورانی اهل بیت عصمت و طهارت دیده می شود همگی از مهم ترین نشانه های حقانیت اسلام است. با مطالعه معارف دینی و متون مذهبی، تصدیق خواهدی کرد که کمتر چیزی همانند تفکر و اندیشه مورد تأکید و اهتمام اسلام واقع شده است. اسلام زاییده ی اندیشه، تفکر و تعقل است و با اندیشمندان و متفکران و اولوالالباب سروکار دارد نه جاهلان و خرافیان و روشنفکر نمایان بی منطق.
اندیشه و تفکر آن قدر مهم است که حضرت علی(ع) می فرماید :«فکر و اندیشه آیینه صاف و بدون زنگار است». [میزان الحکمه، ج8، ص195.]اگر این آیینه با هوا و هوس آمیخته نشود، می توان راه سعادت را در آن دید و در آن مسیر گام زد و راه شقاوت و بدبختی را توسّط آن کشف کرده، آن را بست. امام صادق(ع) می فرماید: «فکر آیینه رسیدن به حسنات و خوبی ها و کفاره سیئات است». [ میزان الحکمه، ج8، ص 162.] به هرحال اسلام شدیداً طرفدار تفکر و اندیشه است، چرا که گاه با یک لحظه تفکر مسیر زندگی انسان عوض می شود. همانند حرّ بن یزید ریاحی که تفکر، از او، که جهنمی بود یک بهشتی ساخت.
اسلام نه تنها با نیروی عقل و قدرت تفکُّر مخالفت و مبارزه نکرده، بلکه تقریباً در تمام جهات از آن کمک و تأیید خواسته و به نحو عجیبی هم برروی آن تکیه کرده است و ارزش واقعی دین مبین اسلام در همین جا مشخّص می شود و جالب آنکه بدانیم در حالی که ادیان دیگر، قوّه عقل انسان را حتّی در جزیی ترین مسایل راکد و منجمد نگهداشته اند، اسلام آنقدر آنرا محترم و آزاد دانسته که حتّی درباره اصول عقیدتی خود ـ که تحصیل آنها برهمگان مفروض است ـ نه تنها تقیلد و تعبّد را نا کافی و مردود دانسته، بلکه خوان تعقُّل و تفکُّر انسان را نیز در ساحت آن گسترده و الزام داشته که هرفردی، مستقل وآزادانه صحّت آنها را کسب نماید.
خداوند در قرآن کریم می فرماید: «فَبَشِّر عِبادِ الّذِینَ یسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیتَّبِعُونَ أحْسَنَهُ أولئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللّهُ وأولئِکَ هُمْ أولُوا الألْبابِ»؛ (سوره زمر، آیات 17 و 18) «بندگانم را بشارت ده، آنانکه چون سخنی بشنوند به نیکوترین وجه عمل کنند، آنان هستند که خداوند به لطف خاصّ خود هدایتشان فرموده و هم آنان به حقیقت خردمندان عالمند». پس اسلام به نماز و روزه و یا  عبادات مالی (چون خمس و زکات) منحصر نمی شود، بلکه نوع دیگری از عبادت هم در آن وجود دارد که عبارت است از «عبادت ـ فکری» که اگر در مسیر  بیداری و آگاهی بخشی به انسان بکار گرفته شود، از سالها عبادت بدنی هم برتر گفته شده است.


پشتوانه تفکر و اندیشه
از آیات الهی این چنین استفاده می شود که:
1ـ اقامة دليل و برهان روشن: از فحواي آية شريفة 126سوره مباركة «نحل» چنين مستفاد مي شود كه پذيرفتن هرادعايي، منوط است به اقامة براهين و دلايل روشن، چراكه برهان و دليل، پايه هاي استواري هر مدّعايي هستند: «ادع الي سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة وجد لهم بالتي هي احسن». ابو علی سینا می گوید: «هركسي كه هر حرفي را بدون دليل انكار كند، او هم آدم نيست! و یا اگر كلام عجيبي شنيدي، مادامي كه دليلي بر امكان يا عدم امكانش نداري، نه آن را ردّ كن و نه قبول، تا وقتي كه دليل و برهاني به دست آوري». قرآن كريم خود انسان را به ابزار استدلال و برهان دعوت می کند و براي پشتوانه شناختن استدلال و تفکر و اندیشه، اقامه استدلال عقلي و برهان عقلاني آورده است. مثلاً در آية «قل لوكان فيهما الهة الاالله لفسدتا»، يك قياس استدلالي و برهان عقلي به كار رفته است.
2ـ  علو و دانش و پشتوانه علمي: ماية تفكر و تعقل، علم است، لذا امر به تفكر، خود امر به سرماية آن (كسب علم) نيز هست. قرآن كريم ميفرمايد: «ولاتقف ماليس لك بهعلمٌ».
3ـ  ژرفنگري: دیگر از عوامل پشتوانه اندیشه و تعقل و تفکر ژرف نگری می باشد.  تفكر اگر سطحي و پراكنده باشد، فايده واثري بر آن مترتب نيست، ولي اگر مبتني بر مطالعات وآزمايشها و حسابگريهاي دقيق باشد، بسيار مفيد و سرمايةبزرگي براي پيشرفت جامعة بشري واقع خواهد شد.
4ـ دوري از تعصب: حقيقت جويي، منزّه از جزم انديشي وتعصب كور و جاهلانه است. آنكه درپي يافتن حقيقت است، لاجرم بايد با ديدي واقعبينانه به ابزار و افكار خود بنگرد و دراين راه بر فكر و رأي اشتباه خويش پافشاري نكند.


موانع تفکر و اندیشه
تفکر و اندیشه که همان به کار گرفتن نیروی عقل و اندیشه که یکی از مواهب الهی و استعداد مخصوصی‌ است‌ که‌خداوند متعال‌ به‌ انسان‌ عنایت‌ فرموده‌ تا با بهره‌گیری‌ از آن‌ بتوانددر مسیر زندگانی‌ خود، راه‌ سعادت‌ و رستگاری‌ را از طريق آن طي نمايد. لذا رسول خدا (ص‌) مي فرمايند: «خداوند متعال‌ به‌ بندگانش‌ چیزی‌ بهتر ازعقل‌ نبخشیده‌ است‌». [ اصول کافی، محدث کلینی، ج 1، باب عقل و جهل.]
عقل و اندیشه در مسیر خود از خطا و اشتباه مبرا نیستند، لذا لغزش های آن را قرآن کریم مشخص کرده است.
1. حکومت های استبدادی و سلطه گر
همواره در طول تاریخ اندیشه، حکومتها انسانها و آزادی در حوزهء آن را از سویی عاملی موثر در روشن کردن افکار عمومی و روشنگری مردم پنداشته و از سویی دیگر عاملی ویرانگر برای تداوم و گسترش سلطهء خود در جوامع بشری تلقی کرده اند . لذا هر گونه تفکر و اندیشه ای را که مغایر با چارچوب های فکری آنها بوده سرکوب کرده و از هیچ مستمسکی برای حفظ حکومت و استمرار سلطهء خود فرو گذار نکرده اند .
2. تکیه بر ظن و گمان به جای علم و یقین
قرآن مجید می‌فرماید: «وَإنْ تُطِعْ أکْثَرَ مَنْ فِی الأرْضِ یضِلُّوکَ عَنْ سَبِیلِ اللّهِ إنْ یتَّبِعُونَ إلاّ الظَّنَّ وإنْ هُمْ إلاّ یخْرُصُونَ»؛ «وتو ای رسول، اگر از اکثر مردم روی زمین پیروی کنی تو را از راه خدا گمراه خواهند کرد که اینان جز از پی ظنّ و گمان نمی‌روند و جز اندیشه باطل و دروغ چیزی در دست ندارند.» امروزه از منظر فلاسفه مسلّم شده است که یکی از عوامل عمده خطاها و اشتباهات عقل، پیروی از حدسیات و ظنّیات (بجای پیروی از یقینیات) می باشد. دانشمند بزرگ، «دکارت» ، هزار سال پس از نزول قرآن توانست به این نتیجه برسد ولذا می‌گوید: «هیچ چیز را حقیقت نمی‌‌دانم، مگر اینکه برمن بدیهی باشد و از شتابزدگی و سبق ذهن و تمایل بپرهیزم و آنرا نپذیرم، مگر آنکه چنان روشن و متمایز باشد که جای هیچ‌گونه شک و شبهه در آن نباشد». [ سیر حکمت در اروپا، محمد علی حکمت، ج 1.]
3. شخصیت گرایی
نخبگان و اشخاص بزرگ و صاحب مقام، به لحاظ عظمتی که در چشم مردم دارند، برروی فکر و اندیشه دیگران اثر می گذارند و اراده آنان را تسخیر شخصیت و اراده خود می‌کنند؛ دیگران آنچنان می‌اندیشند و تصمیم می‌گیرند که آنان. قرآن کریم، همه افراد بشر را به استقلال رأی و فکر دعوت می‌کند و پیروی کورکورانه از اکابر و اشخاص برجسته را موجب شقاوت ابدی می‌‌داند و در اشاره به احوال دوزخیان در قیامت از زبان آنان نقل می‌‌کند که می‌گویند: «وَقَالُوا رَبَّنا إنّا أطَعْنا سادَتَنا وَکُبَراءَنا فأضلّونا السَّبِیلا». [ سوره احزاب، آیه 67.]
4. پیروی از امیال و هواهای نفسانی
قرآن کریم، امیال و هواهای نفسانی را نیز یکی از عوامل لغزش عقل برمی‌ شمارد و می‌فرماید: «إنْ یتَّبِعُونَ إلاّ الظَّنَّ وَمَا تَهوی الأنْفُسُ»[ سوره نجم، آیه 23.] ؛ «این قوم ناسپاس و مشرک، چیزی غیر از گمان باطل و هوای نفس فاسد خود را در بت پرستی پیروی نمی‌کنند». انسان برای آنکه بتواند در هرامری، تشخیص درست و صحیحی داشته باشد ،باید بی‌طرفانه و بدون تمایل و اصرار برخواسته خویش به تفکُّر بنشیند و برای کشف حقیقت کوشش نماید؛ همان‌گونه که یک قاضی برای صدور حکم حقّ باید نسبت به طرفین دعوا و دلایل آنها بی‌طرف باشد و امیال و امور نفسانی خود را در هیچ‌یک از مراحل قضا دخالت ندهد.
5. سنت گرایی
انسان به حکم طبیعت اولی، خود‌‌بخود و بدون آنکه بخواهد و مجالی به اندیشه خویش بدهد، سُنَن،عقاید و تفکَّراتِ اسلافِ خود را می پذیرد و اصولاً یکی از مشکلاتی که تمامی پیامبران الهی در امر دعوت با آن مواجه می‌شده‌‌اند، استناد جاهلان به آراء و عقاید آباء و اجدادشان بوده است. امام کاظم‌‌ (ع) در ادامه آن حدیث موصوف در خطاب به هشام بن حکم می‌فرمایند: «یا هشام، ثُمَّ ذَمَّ الَّذِینَ لا یعْقِلُونَ، فقالَ: وَإذا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أنْزَلَ اللّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما ألْفَینا عَلَیهِ أبَاءَنا أوَ‌لَوْ کانَ ءَابَاءُهُمْ لا یعْقِلُونَ شَیئاً وَلا یهْتَدُونَ»[ سوره بقره، آیه 170.]. این توبیخ قرآنی، حرکتی است در حمایت از استقلال عقل و مبارزه‌ای است با سنّت گرایی و تقلید کورکورانه، «فرانسیس بیکن»، دانشمند غربی، می‌‌گوید: «یکی از چیزهایی که عقل انسان را فریب می‌دهد، راهی است که گذشتگان آن را پیموده‌اند».[ اسلام و مقتضیات زمان، 60.]
6. خرافات
در این گونه جوامع که پندار و اوهام میدان دارند، فرض ها حقیقت، حدسها واقع، هذیان ها و اباطیل فلسفه  ساخته و پرداخته ذهنهای علیل و بیمار، مسلک و آئین و خرافات و وهم و پندار نیز زیر بنای معتقدات می شوند . در اینجاست که اگر عقل و خرد پس از جستجو و تلاش" برای مسائل لاینحل راه حل صحیح" و برای معلول ها علت درست "کشف کرد" مردمان وهم زده" نظریهء عقل و خرد را مشکل خواهد پذیرفت . در جایی که گرفتار شوند و شک و دودلی گریبانگیرشان شود سعی می کنند با غیب ارتباط پیدا کنند . زنجیرهایی که گاهی ما را به بند می کشند و دست و پای ما را می بندند خیلی بد هستند . اما زنجیرهای نامرئی افکارخرافاتی و عقب مانده که روح و فکر ما را به بند می کشند" خیلی بدتر هستند . این زنجیر ها ساختهء خودمان می باشند و هر چند که ما اغلب متوجه آنها نیستیم" ما را در حلقه های هولناکشان اسیردارند.
7. پیروی کورکورانه از نظر اکثریت
نظر اکثریت به طور ناخود آگاه انسان را مرعوب می سازد و ناخواسته حصارهایی در چهار سوی اندیشهء فرد بنا می کند و باعث می شود اندیشه های نو به ذهن فرد راه نیاید و اگر راه یافت در صحت و اعتبار آن تردید کند و اگر به ندرت توانست مرزهای تردید را در هم شکند و خود به صحت آن اذعان کند" جرات و شهامت ابرازش را نداشته باشد و اگر هم ابراز داشت" موج مخالفت او را بر آن میدارد تا سریع پای وا پس کشد. بلکه اکثر آنان حق را نمی دانند" و آنان اعراض کنندگان از حق می باشند. اگر انسان بخواهد فکرش آزاد باشد و صحیح بیندیشد باید تلاش کند از بند این قیود رهایی یابد . این قید و بندهای ناشی از پذیرش سنت ها تنها زمانی قابل قبول هستند که با ملاکهای عقلی تائید شود و در سالم سازی محیط اندیشه نقش مثبتی را ایفا کند . در حقیقت این عقل است که باید بر سنت و رسوم حاکم باشد و صحت و سقم آن را تعیین کند" نه اینکه صحت و سقم یک نظر و اندیشه با سنت ها قیاس شود و یا ارزش گذاری شود.


تفکر و تحول اندیشه ها
تفکر و اندیشه در فرهنگ اسلام از جایگاه ویژه ای برخورداراست واسلام نه تنها اصالت فکرو اندیشه را باور داشته که آن را به عنوان بهترین وسیله معرفت و شناخت وارزشمندترین عبادات شمرده است. لذا در تفکر و تحول اندیشه ها که دو بعد فردی و اجتماعی را دربردارد که ما هریک از این ها را بررسی می کنیم.
الف) تفکر و اندیشه فردی
انسان روزی که از مادر زاده می شود و پا به عرصه وجود می گذارد,از همه چیز بی اطلاع است .  لذا خداوند درقرآن کریم می فرماید: «...اخرجکم من بطلون امهاتکم لاتعلون شیئا و جعل لکم السمع والابصار والافئده»[ سوره نحل، آیه 78] ، خداوند شما را خلق کرد در حالی که چیزی نمی دانستید, و برای شما گوش و چشم و قلب قرار داد تا شکرگذار باشید.
با نیروی تفکراست که می تواند ابزاری که خداوند دراختیارش قرارداده، بکار گرفته و بوسیله آن از نردبان تکامل بالا رود و ارزشهای ذاتی و فطریات نهفته خود را کشف کند.اصولا انسان، از آغاز، بوسیله تفکر و علم و تحصیل و کشف خصلت های زشت و زیبا خود را می سازد و بوجود خود شکل می دهد و جهان بینی خود را طراحی می کند و بوسیله آن، گامهای بلند هدایت و یا پیچ های تند گمراهی را برای خود ترسیم می کند. بدین جهت تفکر, در زمره بالاترین عبادتها قرار گرفته است . چون سایر عبادات واعمال عبادی، از داشتن چنین مشی تعیین کننده ای برخوردار نیستند واز مزایای این عبادت و نیروی خدادادی این است که زمان و مکان آن را محدود نکرده و همیشه دراختیارانسان بوده و مونه و زحمتی را براو تحمیل نمی کند، وافق پروازش می تواند فضای وسیعی را تحت پوشش قرار دهد, و در فضاهای دور دست به سیر بپردازد...
انسان، به کمک فکر واندیشه در مورد مسائل مختلف به قضاوت و ارزیابی می نشیند و آدمی را از زاویه پنهانی و محدود در آورده او را با گذشته تاریخ آشنا می سازد و با دین گذشته، امور آینده را پیش بینی کرده وازاوائل امور، آخر آن را قضاوت می کند و با مرتبط کردن مسائل مختلف در کنار همدیگر به کشف علت ریشه یابی آن می پردازد. بدین جهت علی[ ع]، به فرزندش امام حسن[ ع] می فرماید: «پسرم هر چند که من مانند کسانی که پیش از من بوده اند عمر نکرده ام . ولی تاریخ زندگی آنان را مطالعه کرده ام و در چیزهائی که از آنان رسیده اندیشه کرده ام و آثار و بقایای زندگی آنان را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده ام تا آنجا که گویا یکی از آنها شده ام، بلکه با آنچه از تاریخ آنان به من رسیده، گویا با اول و آخر آنها زندگی کرده ام» .[ ای بنی ,انی وان لم اکن عمرت عمر من کان قبلی فقد نظرات فیاعمالهم و فکرت فی اخبارهم , و سیرت فی آثارهم حتی عدت کاحدهم بل کانی بماانتهی الی من امورهم قد عمرت مع اولهم الی آخرهم.]
ب) اندیشه اجتماعی
دراهمیت تفکر و نقش آن در تحولات اجتماعی، همین بس که پیامبران الهی، دعوت خود را از یک تحول فکری شروع می کنند. بدین صورت که در ابتداء، تحولی عمیق در فکر واندیشه انسانها پدید می آورند،آنگاه با اتکاء به آن ، انقلابی عظیم در جامعه می آفرینند. انقلاب عظیم پیامبر(ص)، که شامل دگرگونی در تمام شوونات سیاسی، عبادی واقتصادی جامعه بود، نشات از دگرگونی فکری واعتقادی مردم گرفته بود.
بر همین اساس است که پیامبراسلام( ص) مامور می شود تا مردم را به تفکر واندیشه درباره گذشته و آنچه که آورده است دعوت کند.
«من شما را دعوت می کنم که درباره گذشته خود و آنچه من برای شما آورده ام تفکر کنید و ببینید که همه اینها برای تامین سعادت شماست و به نسبت هائی که به من می دهنداز قبیل جنون و سحر در من وجود ندارد»[ سوره اعراف ،183/سوره سباء، 46.]
و به همین جهت کسانی که آگاهانه با این جریان در مبارزه بودند، برای جلوگیری از تاثیر تبلیغات زیربنائی واساسی پیامبر، هیاهو براه انداخته تاافکار را بجای تفکر وارزیابی به غوغا و جنجالهای سرگرم کننده مشغول دارند و مانع تفکر آنها گردند، و اگراین تحول فکری نبود، هیچگاه پیامبراسلام ، در راه پیشبرداهداف خود موفقیتی را حاصل نمی کرد. زیرا هیچ یک از عوامل اقتصادی ، سیاسی ، نظامی و ... دراختیار پیامبر نبود تا بتواندانقلاب پیامبر را هدایت کرده و به پیش برد. بلکه همه اینها، درا ختیار نیروهائی بود که با پیامبر در معارضه بودند. تنها وسیله پیامبر، زبانی گویا و آیات بیدار کننده افکار بودکه همچون آبی روان و زلال برارواح و روان آنان جاری می گشت. و چنان حربه ای کوبنده، برافکار پوشالی و جاهلی آنها می نواخت. لذا نهضت پیامبراز میان قشر و طائفه ای خاص نشات نگرفته، بلکه از میان طبقات مختلف سر برآورده است و با تغییر درونی انسانها، آنان را علیه اوضاع داخلی خود، می شوراند و به طرف اسلام هدایت می کرد. جایگاه انقلاب فکری و اندیشه های الهی باعث تحول اجتماعی و فرهنگی و سیاسی می گردد و جامعه را به سوی پیشرفت ها و موفقیت های چشمگیری سوق می دهد.


منابع تفکر و اندیشه در اسلام
قرآن که دعوت به تفکر و اندیشه می نماید علاوه بر اینکه راههای لغزش اندیشه را ارائه داده است، منابع تفکر را نیز ارائه داده است، یعنی موضوعاتی که شایسته است انسان در آن موضوعات فکر خویش را به کار اندازد و از آنها به عنوان منابع علم و اطلاع خویش بهره گیری نماید نیز ارائه داده است.
در اسلام به طور کلی با صرف انرژی فکری در مسائلی که نتیجه ای جز خسته کردن فکر ندارد، یعنی راه تحقیق برای انسان در آنها باز نیست، و همچنین مسائلی که فرضا قابل تحقیق باشد فایده ای به حال انسان ندارد مخالفت شده است. پیغمبر اکرم علمی را که دارا بودن آن سودی نبخشد و نداشتن آن زیانی نرساند بیهوده خواند.اما علومی که راه تحقیق در آنها باز است و بعلاوه سودمند می باشد مورد تایید و تشویق اسلام است. قرآن کریم به این سؤال که در چه اموری باید اندیشه و تفکر کرد پاسخی را که شایسته تفکر و اندیشه می داند بیان می دارد که به برخی از آن ها اشاره می شود:
1. تفکر در جهان آفرینش
در سراسر قرآن آیات زیادی است که طبیعت یعنی زمین، آسمان، ستارگان، خورشید، ماه ابر، باران، جریان باد، حرکت کشتیها در دریاها، گیاهان، حیوانات و بالاخره هر امر محسوسی را که بشر در اطراف خود می بیند به عنوان موضوعاتی که درباره آن دقیقا باید اندیشید و تفکر و نتیجه گیری کرد یاد کرده است.برای نمونه دو آیه ذکر می کنیم[انسان و ایمان، شهید مطهری، 92]: «قل انظروا ماذا فی السموات و الارض»، بگو به مردم: دقت و مطالعه کنید، ببینید در آسمانها و زمین چه چیزهایی هست. آیه دیگر از قرآن کریم که درباره تفکر و اندیشه درباره جهان آفرینش است می فرماید: «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لآيَاتٍ لِّأُوْلِي الألْبَابِ. الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذا بَاطِلًا سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ ».[ سوره آل عمران، آیات 190.191.] مسلما در آفرينش آسمانها و زمين و آمد و رفت شب و روز، نشانه‏هاي (روشني) براي صاحبان خرد و عقل است. همانها كه خدا را در حال ايستادن و نشستن و آنگاه كه بر پهلو خوابيده‏اند، ياد مي‏كنند، و در اسرار آفرينش آسمانها و زمين مي‏انديشند، (و مي‏گويند) بار الها اين را بيهوده نيافريده اي، منزهي تو، ما را از عذاب آتش نگاه دار.
با توجّه به اينكه جمله «يتفكّرون» بصورت فعل مضارع آمده، معناى آن اين است كه اگر انسان در سراسر عمرش در آفرينش آسمان و زمين، و بطور كلّى جهان خلقت بينديشد، جا دارد. و موضوع تفكّر و انديشه، محدوديّتى ندارد. امام علی (ع) فرمود: «بالاترین عبادات اندیشه در مخلوقات خداوند است».[ میزان الحکمه، محمدی ری شهری، ج 8، 195] هم چنین در روایت نورانی دیگری می فرماید: «عبادت مؤمنین مخلص تنها نماز و روزه و مانند آن نیست، بلکه تفکر در ملکوت آسمان ها و زمین است».[ همان، ص؟]
2. اندیشه در تاریخ
در قرآن آیات بسیاری است که به مطالعه اقوام گذشته دعوت می کند و آن را مانند یک منبع برای کسب علم معرفی می کند. از نظر قرآن، تاریخ بشر و تحولات آن بر طبق یک سلسله سنن و نوامیس صورت می گیرد، عزتها و ذلتها، و موفقیتها و شکستها، و خوشبختیها و بدبختیهای تاریخی حسابهایی دقیق و منظم دارد و با شناختن آن حسابها و قانونها می توان تاریخ حاضر را تحت فرمان در آورد و به سود سعادت خود و مردم حاضر از آن بهره گیری کرد.[ انسان و ایمان، استاد شهید مرتضی مطهری، 93.]
اینک یک آیه به عنوان نمونه: «قد خلت من قبلکم سنن فسیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبة المکذبین ».[ سوره آل عمران، آیه 137.] پیش از شما سنتها و قانونهایی عملا به وقوع پیوسته است. پس در زمین و آثار تاریخی گذشتگان گردش و کاوش کنید و ببینید پایان کار کسانی که حقایقی را که از طریق وحی به آنها عرضه داشتیم دروغ پنداشتند به کجا انجامید.
3. تفکر در آیات الهی
در آیه شریفه 24 سوره یونس می خوانیم: «كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ»، این گونه آیات خود را برای گروهی که می اندیشند شرح می دهیم. قرآن مجید از جمله آیات الهی است. این کتاب آسمانی آن قدر پر ثمر است که هر چه بیشتر در مورد آن اندیشه کنیم نکات جدید و مطالب نو، و پیام های تازه ای به دست می آوریم.
4. ضمیر انسان
قرآن ضمیر انسانی را به عنوان یک منبع معرفت ویژه نام می برد.از نظر قرآن، سراسر خلقت آیات الهی و علائم و نشانه هایی برای کشف حقیقت است.قرآن از جهان خارج انسان به «آفاق » و از جهان درون انسان به «انفس » تعبیر می کند و از این راه، اهمیت ویژه ضمیر انسانی را گوشزد می نماید.اصطلاح «آفاق و انفس » در ادبیات اسلامی از همین جا پدید آمده است.[ سوره فصلت، آیه 53 (سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ)]
"کانت"  فیلسوف آلمانی جمله ای دارد که شهرت جهانی دارد و همان جمله بر لوح قبرش حک شده است.می گوید: «دو چیز است که اعجاب انسان را سخت برمی انگیزد: یکی آسمان پرستاره ای که بالای سر ما قرار گرفته است و دیگر وجدان و ضمیری که در درون ما قرار دارد.[ انسان و ایمان، 94.]
5. تفکر و اندیشه در مثال های قرآن
تمام آیات قرآن مجید قابل تامل و تفکر است اما مثال های آن نکته های جالب تری دارد. بدین جهت خداوند متعال مردم را به اندیشه و تعقل در این دسته از آیات تشویق می کند.
خداوند در قرآن در سوره حشر آیه 21 می فرماید: «لَوْ أَنزَلْنَا هَذَا الْقُرْآنَ عَلَى جَبَلٍ لَّرَأَيْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَتِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ»، اگر اين قرآن را بر كوهي نازل مي‏كرديم مي‏ديدي كه در برابر آن خشوع مي‏كند و از خوف خدا مي‏شكافد! و اينها مثالهائي است كه براي مردم مي‏زنيم تا در آن بينديشند.


خلاصه: این که اسلام به تفکر و اندیشه اهمیت فوق العاده ای داده است و مسلمانان را تشویق می کند که پیرامون موضوعاتی همچون خلقت آسمان و زمین، قرآن مجید، تاریخ گذشتگان، مثال های قرآن و مانند آن اندیشه کنند. حالا به واقع آیا آیینی که در این گستره پیروان خویش را به تفکر و اندیشه فر می خواند افیون توده هاست؟[ چه بگوییم، محمد رحمتی شهرضایی، ج 1، ص 720.]
آیت الله خمینی(ره) می فرماید: « مقصود از تفکر این است که انسان لااقل در هر شب و روزی مقداری ولو خیلی کم هم باشد فکر کند در این که آیا مولای او که او را در این دنیا آورده و تمام اسباب آسایش و راحتی را از برای او فراهم کرده و بدن سالم و قوای صحیحه که هر یک دارای منافعی است که عقل هر کس را حیران می کند به او عنایت کرده، و این همه بسط بساط نعمت و رحمت کرده و از طرفی هم این همه انبیا فرستاده و کتاب ها نازل کرده و راهنمایی ها نموده و دعوت ها کرده، آیا وظیفه ما با این مولای مالک الملوک چیست؟ آیا تمام این بساط فقط برای همین حیات حیوانی و اداره کردن شهوت است که با تمام حیوانات شریک هستیم، یا مقصود دیگری در کار است آیا انبیا کرام و اولیا معظم و حکمای بزرگ و علمای هر ملت که مردم را دعوت به قانون عقل و شرع می کردند و آنها را از شهوات حیوانی و از این دنیای فانی پرهیز می دادند با آن ها دشمنی داشتند و دارند، یا راه صلاح ما بیچاره های فرو رفته در شهوات را مثل ما نمی دانستند.اگر انسان عاقل لحظه ای فکر کند می فهمد که مقصود از این بساط چیز دیگر است و منظور از این خلقت، عالم بالا و بزرگ تری است.»[ چهل حدیث، آیت الله خمینی، ص 60.]
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نویسنده و روزنامه نگار: علی اصغر صرفه جو

تماس سریع

تصاویر

93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15