پیامبراسلام(ص):محبوبترين كارها در پيش خدا كاريست كه دوام آن بيشتر است،اگر چه اندك باشد.(نهج الفصاحه ص 167 ، ح 73)

دفتر آیت الله احدی

دفتر آیت الله احدی

دفتر آیت الله احدی | مرکز تحقیقاتی آموزشی جوادالائمه علیه السلام

امروز: جمعه, 01 تیر 1397

ایمان چند قسم است؟

اقسام ایمان                                                                                   
ایمانی که ما در اینجا بحث می کنیم در رابطه با ایمان مذهبی است که چنین ایمانی همان اعتقاد آگاهانه و عمیق به مبدأ و معاد در قلب و جان انسان باشد که تمام آثار و فواید حیات‌بخش را به دنبال خواهد داشت. ایمان در تقسیم‌بندی به دو قسم است:
1. ايمان آگاهانه  2. ايمان ناآگاهانه .


ايمان آگاهانه : ايمانى است كه بر پايه عقل و منطق استوار و از استحكام و اتقان برخوردار و در قلب و دل جاى گرفته باشد، اساس اين نوع ايمان ، محاسبه و بررسى و تجزيه و تحليل عميق است و داراى ارزش بوده و مورد تاكيد بزرگان دين مى باشد و اين كه در عالى ترين منابع اسلامى ، (قرآن و احاديث ) همواره ما را به فكر، تدبر، نظر و مشاهده عينى همراه با بررسى و تجزيه و تحليل منطقى در خلقت دعوت كرده اند. براى دست يابى به چنين ايمان آگاهانه و ارزشمندى است كه متكى به آگاهى و اطمينان باشد وگرنه فاقد ارزش و اعتبار است .
ايمان ناآگاهانه : ايمانى است كه پايه و اساس درستى ندارد و فاقد استحكام و منطق است كه تعاليم دينى ما از چنين ايمانى نكوهش مى كنند.
اقسام ايمان ناآگاهانه عبارتند از:
1.    ايمان تقليدى 2. ايمان گذرا، 3. ايمان سطحى 4. ايمان ناقص.[1]. سیمای مؤمن در قرآن و حدیث، ص 42.
ایمان تقلیدى :
گاه ایمان در نتیجه تقلید و تبعیت و بدون هیچ دلیل و برهان منطقى حاصل مى شود، مانند ایمان بت پرستان كه ناشى از تقلید كوركورانه از پدران و نیاكان آنها مى باشد كه قرآن در این باره مى فرماید: «قالُوا بَلْ وَجَدْنا آباءَنا كَذلِكَ يَفْعَلُون» گفتند: ما فقط نیاكان خود را یافتیم كه چنین مى كنند.
بدیهى است كه چنین ایمانى - با توجه به آیات ذكر شده - مورد نكوهش اسلام است ، زیرا ایمان تقلیدى ، روح تحقیق و جست وجوگرى را مى میراند و مانع رشد و تكامل عقلى انسان مى شود و پیوسته در معرض تزلزل و از بین رفتن است .
ایمان گذرا:
بسیارى از مردم ، در سختى ها و شداید یا مواقع خطر، وقتى از همه چیز و همه جا مایوس و ناامید مى شوند به خدا ایمان مى آورند، ولى پس از دفع خطر و سختى ، دست از ایمان بر مى دارند، قرآن این معنا را چنین بیان مى نماید: «فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُونَ»، هنگامى كه سوار كشتى شوند، خدا را با اخلاص مى خوانند (و غیر او را فراموش مى كنند) اما هنگامى كه خدا آنان را به خشكى رساند و نجات داد، باز شرك مى ورزند.
ایمان سطحى :
برخى ، فقط به زبان و گفتار ایمان دارند و ایمان در قلب آنان نفوذ نكرده است ، این گونه ایمان تنها اظهار ایمان است ، نه ایمان واقعى . قرآن مى فرماید: «قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَ لكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ»،[1]. سوره حجرات، آیه 14.

  عرب هاى بادیه نشین گفتند:((ایمان آورده ایم ،))بگو: شما ایمان نیاورده اید، بگویید اسلام آورده ایم، و هنوز ایمان وارد قلب شما نشده است .
بدیهى است كه این نوع ایمان ، هیچ گونه آثار عملى مثبت ندارد.
ایمان ناقص :
گاه شخصى ، علاوه بر اقرار به زبان ، در دل نیز اعتقاد دارد و ایمانش از علم و آگاهى برخوردار است ، اما به آنچه علم و اعتقاد دارد عمل نمى كند، این مسئله بیشتر ناشى از تنبلى ، تن پرورى ، منفعت طلبى و یا راحت طلبى است.
امام صادق (علیه السلام ) در تفسیر آیه: « وَ مَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُه»[1]. سوره مائده، آیه 5.

،  هر كه به ایمان كفر ورزد عملش باطل مى شود) فرمود: کفر ورزیدن مردم به ایمان ، ترك كردن عمل است به آنچه بدان اعتراف كرده اند. [1]. مستدرک الوسائل، علامه نوری، ج2، ص 271.

ایمان مذهبی
انسان نمی‌تواند بدون داشتن ایده و آرمان و ایمان، زندگی سالم داشته باشد و یا کاری مفید و ثمربخش برای بشریت و تمدن بشری انجام دهد. انسان فاقد هرگونه ایده و ایمان یا به صورت موجودی غرق در خودخواهی در می‌آید که هیچوقت از لاک منافع فردی خارج نمی‌شود و یا به صورت موجودی مردّد و سرگردان که تکلیف خویش را در زندگی، در مسائل اخلاقی و اجتماعی برخورد می نماید و ناچار باید عکس العمل خاصی در برابر اینگونه مسائل نشان بدهد، انسان اگر به مکتب و عقیده و ایمانی پیوسته باشد تکلیفش روشن است، و الّا همواره مردد به سر می برد، گاهی به این سو کشیده شود و گاهی به آن سو، موجودی می گردد ناهماهنگ. آن چیزی که لازم است مورد توجه واقع شود این است که تنها ایمان مذهبی قادر است انسان را به صورت یک مؤمن واقعی درآورد، هم خودخواهی و خود پرستی را تحت شعاع ایمان و عقیده و مسلک قرار دهد و هم نوعی «تعبد» و «تسلیم» در فرد ایجاد کند، به طوری که انسان در کوچک ترین مسئله ای که مکتب عرضه می دارد، به خود تردید راه ندهد. هم آن را به صورت شیئی عزیز و محبوب و گران بها درآورد در حدّی که زندگی بدون آن برایش هیچ و پوچ و بی معنی باشد و با نوعی غیرت و تعصب از آن حمایت کند. گرایش های ایمانی و مذهبی موجب آن است که انسان تلاش هایی علی رغم گرایش های طبیعی فردی انجام دهد و احیاناً هستی خود را در راه ایمان خویش فدا سازد. این در صورتی میسر است که ایده انسان جنبه تقدّس پیدا کند و بر وجود انسان حاکمیت مطلق بیابد. [1]. انسان و ایمان، استاد شهید مرتضی مطهری، ص 42.
گاهی افرادی نه از راه ایده و عقیده مذهبی بلکه تحت فشار عقده ها، کینه توزی ها، انتقام گیری ها و بالاخره به صورت عکس العمل شدید در برابر احساس فشاره ا و ستم ها، دست به فداکاری می زنند و از جان و مال و همه حیثیات خود می گذرند، همچنان که نظایرش را در گوشه و کنار جهان می بینیم. ولی تفاوت یک ایده مذهبی و غیر مذهبی این است که آنجا که پای عقیده مذهبی به میان آید و به ایده قداست ببخشد، فداکاری ها از روی کمال رضایت و به طور طبیعی صورت می گیرد.  ثانیا اگر جهان بینی انسان، صرفا جهان بینی مادی و بر اساس انحصار واقعیت در محسوسات باشد، هر گونه ایده پرستی و آرمان خواهی اجتماعی و انسانی بر خلاف واقعیات محسوسی است که انسان در آن هنگام در روابط خود با جهان احساس می کند.[1]. همان، ص 43.

ایمان مذهبی نه تنها یک سلسله تکالیف برای انسان تعیین نمی‌کند، بلکه قیافة جهان را در نظر انسان تغییر می‌دهد، ایمان مذهبی تلقی انسان را نسبت به جهان و خلقت دگرگون می‌سازد. ویلیام جیمس فیلسوف و روان‌شناس آمریکائی قرن بیستم می گوید: «دنیایی که یک فکر مذهبی به ما عرضه می کند نه تنها همان دنیای مادی است که قیافه آن عوض شده باشد بلکه در ساختمان آن عالم چیزهای بیشتری است از آنچه یک نفر مادی می تواند داشته باشد.»[1]. ویلیام جیمس، دین و روان.

  و هم‌چنین اریک فروم می‌گوید: « هیچ‌کس نیست که نسبت به دینی نیازمند نباشد و حدودی برای جهت‌یابی و موضوعی برای دلبستگی‌ خویش نخواهد.»[1]. اریک فرام، روان‌کاوی و دین ما.

پس چون ضرورت دارد بشر ایده و آرمان و ایمانی داشته باشد و از طرفی ایمان مذهبی تنها ایمانی است که قادر است بشر را زیر نفوذ واقعی خود قرار دهد، و از طرف دیگر انسان به حکم سرشت خویش در جستجوی چیزی است که آن را تقدیس و پرستش کند، تنها راه این است که ایمان مذهبی را تقویت کنیم.
قرآن کریم ایمان مذهبی را نوعی هماهنگی با دستگاه آفرینش خوانده است. « أَ فَغَیْرَ دِینِ اَللّهِ یَبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضِ».[1] . سوره آل عمران،آیه 83.

  آیا چیز دیگری جز دین خدا را جستجو می كنند و حال آنكه هر كه در آسمانها و زمین است سر بر فرمان اوست.
پس قرآن مجید ایمان مذهبی را جزء سرشت انسانها معرّفی كرده است: «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَتَ اَللّهِ اَلَّتِی فَطَرَ اَلنّاسَ عَلَیْها».[1] . سوره روم، آیه 30.

حق گرایانه روی خود را به سوی دین كن، همان كه سرشت خدایی است كه مردم را بر آن سرشته است.



نویسنده و روزنامه نگار: علی اصغر صرفه جو

تماس سریع

تصاویر

93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15