پیامبراسلام(ص):محبوبترين كارها در پيش خدا كاريست كه دوام آن بيشتر است،اگر چه اندك باشد.(نهج الفصاحه ص 167 ، ح 73)

دفتر آیت الله احدی

دفتر آیت الله احدی

دفتر آیت الله احدی | مرکز تحقیقاتی آموزشی جوادالائمه علیه السلام

امروز: جمعه, 29 دی 1396

مفهوم ایمان چیست؟

مفهوم ایمان                                                                    
«ایمان» از ماده ی« أمن» و مصدر باب افعال به معنای اعتقاد، گرویدن، تصدیق و اطمینان است.( [1] - کتاب العین، فراهیدی، خلیل بن احمد، ج1، ص108.)پس در تعریف ایمان می توان گفت: ایمان، اعتقاد، اطمینان قلبی کامل و روشن به یک مطلب، شخص، فکر و یا یک مسلک و دین است.
در اصطلاح شرع- که به آن ایمان مذهبی نیز گفته می شود- عبارت است از اعتقاد قلبی، اقرار زبانی و عمل کردن به ارکان دین و قبول شریعت.
امام علی ع در تبین ایمان می فرماید:


الْإِيمَانُ تَصْدِيقٌ‏ بِالْجَنَانِ‏ وَ إِقْرَارٌ بِاللِّسَانِ وَ عَمَلٌ بِالْأَرْكَان‏. [1] - بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏66، ص: 74


ایمان تصدیق به قلب و اظهار و اعتراف به زبان و عمل به جوارح و اعضاست.
همانگونه که ملاحظه می شود، رکن اساسی ایمان در مفهوم لغوی و شرعی آن، تصدیق و تسلیم است، اما تسلیم قلب و دل، نه تسلیم تن و زبان تنها، و حتی تسلیم عقل و فکر هم کفایت نمی کند.
پس ایمان شیفتگی قلب و حاصل نوعی معرفت آمیخته با حبّ و علاقه است، که امنیت و آرامش دل را در پی دارد.
البته صرف علاقه مندی به چیزی و یا آگاهی از چیزی ایمان نیست. از خیلی چیزها آگاهی داریم؛ کشورها و شهرها و انسان ها را می شناسیم، اما نمی گوییم به آنها ایمان داریم. خیلی چیزها را دوست داریم مانند: خوراک و پوشاک و... اما نمی گوییم به آنها ایمان داریم. ایمان عبارت است از دل بستگی همراه با نوعی آگاهی که گاه به امور محسوس و گاه به غیر محسوس تعلق می گیرد. مثل ایمان به خدا، به غیب و مکانی که تأثیر معنوی دارد.
ایمان در انسان اطمینان ایجاد می کند و او را از حالت شک و تردید بیرون می برد و به امنیت فکری و یقین می رساند.
امام علی ع ایمان را مأمن برای کسی ک داخل آن شود معرفی کرده است:« مَن آمَنَ آمِنَ» [1] - شرح غرر الحکم، خوانساری، جمال الدین، ج5، ص2314

در واقع مومن با ایمانش، از دو دلی نجات پیدا کرده و به میدان أمنی رسیده است. ایمان با امنیت هم ریشه است.
حضرت ابراهیم در احتجاج با قومش همین نکته را با آنان در میان گذاشت: «آيا درباره خدا با من گفتگو و ستيز مى‏كنيد؟! در حالى كه خداوند، مرا با دلايل روشن هدايت كرده و من از آنچه که شریک او می انگارید نمى‏ترسم (و به من زيانى نمى رسانند)! مگر پروردگارم چيزى را بخواهد! وسعت آگاهى پروردگارم همه چيز را در برمى‏گيرد آيا متذكّر (و بيدار) نمى‏شويد؟!
چگونه من از بتهاى شما بترسم؟! در حالى كه شما از اين نمى‏ترسيد كه براى خدا، همتايى قرار داده‏ايد كه هيچ گونه دليلى درباره آن، بر شما نازل نكرده است! (راست بگوييد) كدام يك از اين دو دسته (بت‏پرستان و خداپرستان)، شايسته ‏تر است؟
 (آرى،) آنها كه ايمان آوردند، و ايمان خود را با شرك و ستم نيالودند، ايمنى تنها از آن آنهاست و آنها هدايت‏يافتگانند!» [1] - انعام/80-82
در حقیقت ایمان به تسلیم محض بودن در برابر خدای عالم تعبیر شده است.
این معنی را لغت شناسان از جمله ابن منظور در کتابش آورده است. وی می گوید: ایمان، اظهار خشوع در برابر خدا و قبول شریعت و آنچه پیامبر خدا آورده و تصدیق است.[1] - ابن منظور، لسان العرب، ج1، ص114
بی شک چنین روحیه ای جز از طریق ارتباط صمیمانه با خداوند پدید نمی آید. کسی که با تمام وجود دل در گرو خداوند داشته باشد، به خود شک راه نمی دهد، بلکه ایمانش را تبدیل به اطمینان می کند و همواره با آسودگی خاطر زندگی می کند.
« إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُواْ وَ جَاهَدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَ أَنفُسِهِمْ فىِ سَبِيلِ اللَّهِ  أُوْلَئكَ هُمُ الصَّدِقُون.[1] - حجرات/15


مؤمنان واقعى تنها كسانى هستند كه به خدا و رسولش ايمان آورده‏اند، سپس هرگز شكّ و ترديدى به خود راه نداده و با اموال و جانهاى خود در راه خدا جهاد كرده‏اند آنها راستگويانند.»
در مقابل فاقدان ایمان همواره در دودلی و تردید به سر می برند.
« إِنَّمَا يَسْتأذِنُكَ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الاَخِرِ وَ ارْتَابَتْ قُلُوبُهُمْ فَهُمْ فىِ رَيْبِهِمْ يَترَدَّدُون.[1] - توبه/45
تنها كسانى از تو اجازه (اين كار را) مى‏گيرند كه به خدا و روز جزا ايمان ندارند، و دلهايشان با شكّ و ترديد آميخته است آنها در ترديد خود سرگردانند.»



رابطه ی اسلام و ایمان
مفهوم لغوی اسلام، همان انقیاد و خضوع است؛ و مفهوم لغوی ایمان – همانگونه که ذکر شد- اذعان و تصدیق و اطمینان می باشد.
در مفهوم شرعی اسلام و ایمان آراء و نظریات مختلفی وجود دارد که از میان آنها چهار نظریه قابل طرح است
1- اسلام همان تسلیم ظاهری و زبانی، و ایمان اعتقاد قلبی و باطنی است؛ و سخن امام صادق ع که می فرماید: «الاسلام قبل الایمان. اسلام قبل از ایمان است.»  شاهد بر همین مدعاست.[1] - تفسیر المیزان، ج18، ص338
از جمله آیاتی که در آن ایمان به اسلام اطلاق شده: « يَأَيُّهَا الرَّسُولُ لَا يحْزُنكَ الَّذِينَ يُسَرِعُونَ فىِ الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قَالُواْ ءَامَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِن قُلُوبُهُمْ. اى فرستاده (خدا)! آنها كه در مسير كفر شتاب مى‏كنند تو را فمکسن نسازد ،آنان آنچه را که دل قبول ندارند به زبان جاری میسازند .
در جمله ی « ءَامَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ» ماده ی ایمان زبانی  در اسلام استعمال و ایمان زبانی همان اسلام است. و از این دست آیات، آیه ی زیر است که فرق بین اسلام و ایمان می باشد که در آیه «اعراب» است که می فرماید: « قَالَتِ الْأَعْرَابُ ءَامَنَّا  قُل لَّمْ تُؤْمِنُواْ وَ لَکِن قُولُواْ أَسْلَمْنَا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْايمَانُ فىِ قُلُوبِكُمْ [1] - حجرات/14
عربهاى باديه‏نشين گفتند: "ايمان آورده‏ايم» بگو: «شما ايمان نياورده‏ايد، ولى بگوييد اسلام آورده‏ايم، امّا هنوز ايمان وارد قلب شما نشده است!
همانگونه که ملاحظه می شود در این آیه پیامبر از سوی خداوند مأمور است به گروه «بنی اسد» -که برای استفاده از زکات تظاهر به اسلام کرده و به زبان شهادتین می گفتند- بگوید شما اسلام آوردید نه ایمان، بنابراین تفاوت اسلام و ایمان در این است که اسلام شکل طاهری دارد و هر کس به زبان شهادتین بگوید در مسلک مسلمانان وارد می شود. ولی ایمان یک امر واقعی و باطنی و قلبی است و جایگاه آن دل است نه زبان ظاهری انسان.
پیامبر اکرم می فرماید: الْإِسْلَامُ‏ عَلَانِيَةٌ و الْإِيمَانُ فی الْقَلْب‏.[1] - تفسیر مجمع البیان، ج9، ص138

اسلام امری آشکار و روشن است ولی ایمان در قلب و دل است.
2- اسلام عبارت است از اقرار زبانی توأم با اعتقاد قلبی و ایمان عبارت است از اقرار زبانی توأم با اعتقاد قلبی به علاوه عمل به وظایف دینی.
امام رضا (ع) فرمود: الْإِيمَانُ إِقْرَارٌ وَ عَمَلٌ وَ الْإِسْلَامُ إِقْرَارٌ بِلَا عَمَلٍ.[1] - بحارالانوار، ج68، ص246

ایمان اعتراف همراه با عمل است ولی اسلام اقرار بدون عمل است.
و همچنین امام رضا ع در رساله ای که اسلام را برای مأمون خلاصه می کند فرق اسلام و ایمان را چنین بیان می فرماید: أَصْحَابُ‏ الْحُدُودِ مُسْلِمُونَ لَا مُؤْمِنُونَ وَ لَا كَافِرُون‏. [1] - بحارالانوار، ج68، ص262

کسانی که کیفر الهی بر آنان جاری می شود، مسلمانند، نه مومنند و نه کافر.
اما آنان مسلمانند، زیرا در قلب و زبان اقرار به حقانیت اسلام دارند ولی مومن نیستند چرا که اساس اسلام همان عمل به قوانین آن است و فرد گناهکاری که حدّ الهی بر او جاری می شود طبعا یک رشته تکالیف الهی را زیر پا گذارده است. ضمنا در این معنا، ایمان در برابرعصیان و گناه و اسلام در برابر کفر به کار رفته است.[1] - سیمای مومن در قرآن، ابوالفضل بهشتی، ص28
3- در ایمان علاوه بر آنچه در اسلام شرط است ولایت و شناخت و قبول اوصیای رسول خدا ص نیز شرط می باشد. امام صادق ع بعد از بیان اسلام که اقرار به توحید و رسالت پیامبر ص و انجام وظایف مذهبی است، می فرماید: الْإِيمَانُ‏ مَعْرِفَةُ هذَا الْأَمْرِ مَعَ هذَا، فَإِنْ أَقَرَّ بِهَا وَ لَمْ يَعْرِفْ هذَا الْأَمْرَ، كَانَ مُسْلِماً وَ كَانَ ضَالًّا.[1] - الکافی، ج2، ص 24
ایمان، یعنی این که شخص به ولایت ما معتقد باشد، اگر به آنچه گفته شد اعتراف کند، ولی با ولایت ما آشنایی نداشته باشد، مسلمان گمراهی خواهد بود.
4- منظور از اسلام در لسان شرع همان حالت خضوع و تسلیم در برابر خدای جهان و اعراض از هر گونه شرک است، و منظور از ایمان، اذعان به خدا و تصدیق او و آنچه مربوط به اوست، مانند رسالت پیامبر ص، روز رستاخیز و کتب آسمانی.
نقطه ی مقابل اسلام در این تعریف، شرک و الحاد، و نقطه ی مقابل ایمان، کفر که انکار همه یا برخی از اصول است، می باشد.
(نظریه ی علامه طباطبایی در باره ی مراحل اسلام و ایمان)
آیه
« وَ مَن يَرْغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبْرَاهِیمَ إِلَّا مَن سَفِهَ نَفْسَهُ  وَ لَقَدِ اصْطَفَيْنَاهُ فىِ الدُّنْيَا  وَ إِنَّهُ فىِ الاْخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِين.
جز افراد سفيه و نادان، چه كسى از آيين ابراهيم، (با آن پاكى و درخشندگى،) روى‏گردان خواهد شد؟! ما او را در اين جهان برگزيديم و او در جهان ديگر، از صالحان است.»
اسلام وایمان مراحل و درجاتی دارند.
مرتبه اول:
مرتبه ی اول اسلام، قبول اوامر و نواهی شریعت است با جاری کردن شهادتین بر زبان، و مرتبه ی اول ایمان آن است که در قلب این شهادتین جای بگیرد و دل و روح آدمی تسلیم شود؛ به طوری که از عقل و تعقّل و تفکر بگذرد و در عمق جان بنشیند که عمل به اغلب وظایف دینی از لوازم این درجه از ایمان است و مستند این درجه از ایمان و اسلام آیه ی 14 سوره ی حجرات« قَالَتِ الْأَعْرَابُ ءَامَنَّا  قُل لَّمْ تُؤْمِنُواْ وَ لَكِن قُولُواْ أَسْلَمْنَا وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْايمَانُ فىِ قُلُوبِكُمْ 
عربهاى باديه‏نشين گفتند: «ايمان آورده‏ايم» بگو: "شما ايمان نياورده‏ايد، ولى بگوييد اسلام آورده‏ايم، امّا هنوز ايمان وارد قلب شما نشده است!
مرتبه دوم اسلام، تسلیم قلب به همه ی اعتقاد و معارف و احکام تفصیلی اسلام به طوری که به همه ی آنها انقیاد و تسلیم دارد؛ البته چون عصمت ندارد، از نظر عمل ممکن است در این درجه از اسلام خطا و گناه کند.
قرآن مجید می فرماید: « (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً.  اى كسانى كه ايمان آورديد، وارد اسلام شوید و تسلیم کامل بدست آورید.»
از تأخّر اسلام بر ایمان در این آیه معلوم می شود که اسلام مرحله ی دوم است که پس از ایمان مرحله ی اول بدست می آید.
مرحله ی دوم ایمان اعتقاد دل به همه ی حقایق دینی است به طوری که همه ی آنها را جدا جدا باور نموده و هیچ شک و تردیدی به آنها در قلبش وجود ندارد.
خداوند تبارک و تعالی خطاب به اهل ایمان می فرماید: « يَأَيهُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ هَلْ أَدُلُّكمُ‏ عَلىَ‏ تجَارَةٍ تُنجِيكمُ مِّنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ. تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تجُاهِدُونَ فىِ سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِكمُ‏ وَ أَنفُسِكُم.[1] - صف/10-11
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! آيا شما را به تجارتى راهنمايى كنم كه شما را از عذاب دردناك رهايى مى‏بخشد؟ به خدا و رسولش ايمان بياوريد و با اموال و جانهايتان در راه خدا جهاد كنيد.»
خداوند در این آیه با ارائه ی راه می خواهد مؤمنان از مرحله ی تسلیم دل و درجه ای از ایمان، به مرحله ی بالاتری از تسلیم دل و درجه ی برتر از ایمان دست یابند.
انسانی که واجبات را انجام می دهد و محرمات را ترک می کند، دلش به این اندازه تسلیم شده، ولی با این حال قوای حیوانی او کاملا کنترل نشده و تسلیم نگردیده است.
سومین مرتبه:
مرحله ای است که از تمام مراحل لغو و بیهوده اعراض کند و اخلاق فاضله ای چون رضا، تسلیم، صبر، زهد تمام عیار، ورع کامل و حبّ و بغض فی الله را به طور کامل دارا باشد و چنین کسی مقام بالایی پیموده علاوه بر انجام واجبات و ترک محرمات هر چه برای او پیش آید تسلیم است و قلباً هیچ شکایت و اعتراضی نداشته باشد.
خداوند می فرماید: « قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ(1) الَّذِينَ هُمْ فىِ صَلَاتهِمْ خَاشِعُونَ(2) وَ الَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ(3).[1] - مؤمنون/1-3
مؤمنان رستگار شدند، آنها كه در نمازشان خشوع دارندو آنها كه از لغو و بيهودگى روى‏گردانند »
(لغو) مراحلی دارد و احتمالا در این جا که در کنار خشوع در نماز ذکر شدخ، مراد لَغوی چون اعتراض و گله کردن در پیش آمد هاست؛ و هرگز در قلبشان خطور نمی کند که چرا خداوند این صحنه ی بلا را برایش پیش آورده است؟
این درجه از ایمان، درجه ی بسیار فوق العاده است که قلب تسلیم محض است.
چهارمین مرتبه:
چهارمین مرتبه از درجات اسلام که مقامی است موهبتی، نه اکتسابی، بنده ی محض بودن است، که خدا را مولای مطلق داند؛ به طوری که در برابر او خود برای خویش هیچ استقلالی قائل نباشد. یعنی با تمام وجود پذیرفته و عمل او نیز نمایان گر این حالت وارسته است.
شاید آن اسلامی که حضرت ابراهیم ع در دعای خود پس از ساختن کعبه از درگاه ربوبی درخواست کرد همین مرتبه ی اسلام باشد: « رَبَّنَا وَ اجْعَلْنَا مُسْلِمَينِ لَكَ وَ مِن ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّك.[1] - بقره/128

پروردگارا! ما را تسليم فرمان خود قرار ده! و از دودمان ما، امتى كه تسليم فرمانت باشند، به وجود آور.»
حضرت ابراهیم ع پس از آن که به اختیار خود دعوت خدا را که می فرماید: (أسلم، اسلام بیاور) می پذیرد دو درخواست را بیان می نماید:
« أَسْلَمْتُ لِرَبّ‏ الْعَالَمِين.[1] - بقره/131

برای پروردگار عالمیان اسلام آوردم» این اسلامی است که به اختیار حضرت ابراهیم ع است.
اما درخواستی که در اواخر عمر بیان می نماید و می گوید: « وَ اجْعَلْنَا مُسْلِمَينِ لَكَ.» در خواست مرتبه ای از اسلام است که زمام آن به دست او نیست و غیر اختیاری است و موهبتی الهی است که (یوتیه من یشاء. به هر کس بخواهد می دهد.)
ایمان مرحله ی چهارم بعد از اسلام همین مرتبه است که آن حالت و مشاهده ی عمومیت پیدا کرده و در حال و زمان آن را دارا باشد در این هنگام از اولیای خدا می باشد که خداوند در مورد آنها فرمود: « أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لَا هُمْ يحْزَنُونَ. الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ كَانُواْ يَتَّقُون. [1] - یونس/62-63

آگاه باشيد (دوستان و) اولياى خدا، نه ترسى دارند و نه غمگين مى‏شوند! همانها كه ايمان آوردند، و (از مخالفت فرمان خدا) پرهيز مى‏كردند.»

این مرحله از ایمان ،شاید از عهده بشر خارج باشد.

روزنامه نگار و نویسنده: علی اصغر صرفه جو

تماس سریع

تصاویر

93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15