پیامبراسلام(ص):محبوبترين كارها در پيش خدا كاريست كه دوام آن بيشتر است،اگر چه اندك باشد.(نهج الفصاحه ص 167 ، ح 73)

دفتر آیت الله احدی

دفتر آیت الله احدی

دفتر آیت الله احدی | مرکز تحقیقاتی آموزشی جوادالائمه علیه السلام

امروز: جمعه, 01 تیر 1397

بررسی ماجرای مباهله

مقدمه:
در بررسی ماجرای مباهله که در مقام تفسیر این آیه و شأن نزول آن و جهت احتجاج به آن و دلالت آن به عصمت و امامت حضرت علی (ع) و خلافت بلا فصل آن از طرف پیامبر اکرم( ص)و معنای مباهله و اقوال مفسرین امامیه و اهل سنّت درباره فضیلت آن امام همام بحث خواهد نمود وثابت خواهد کرد که تنها فردی که صلاحین داشته که نبوت را در مسیرش حفظ و از دست برد دنیا پرستان و شیاطین حفظ کند امام علی  (ع) بوده است.
واژه مفهوم مباهله
(مباهله) مصدر باب مفاعله مشتق از «بهل یبهل» به معنی آزاد شدن و از قید رها گردیدن است و با هل در لغت  عرب نجات یافته و به معنای شتر رها شده از قید و نجات یافته از داغ کردن است، یا ناقه ای است که شیر او راترک کرده و نمی دوشند و ابهان(مصدر باب افعال) در دعا استعمال می شود ودر الهال دعال به معنای تضرع وزاری کردن است و چون به باب افتعال برده و ابتهال گفته شود به معنای (لعن) می باشد و معنای اصطلاحی مذکور در آیه (61 سوره آل عمران) همین معنا می باشد:


« ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ »  [سپس نفرین کنیم و لعن و نفرین خود را برای دروغ گویان قرار دهیم]معنای بهل در این آیه لعن است و « نبتهل» یعنی با تضرع لعن کنیم.
امام فخر رازی در تفسیر خود مباهله  را ملاعنه( یکدیگر را لعن نمودن) تفسیر نموده است.
علامه طبرسی درتفسیر مجمع البیان ذیل آیه نوشته است: ابتهال به معنای التعان و به معنای مشاوره و دعاست.در نتیجه ابتهال در لغت  اصطلاح به معنای دعا، نفرین، و لعن می باشد.و در آیه شریفه به معنای لعن است و (تعالو) در آیه از علوی می آید یعنی بیایید و مشتق آن از علو و به معنای این است که از دیگری تقاضا شود که به مکان مرتفع بیایید.
بهر حال (مباهله)یعنی توجه و تضرع دو گروه مخالف یکدیگر ، به در گاه خداوند و تقاضای لعنت و هلاکت برای طرف مقالی که از نظر او اهل باطل است. 1
ماجرای مباهله
در تفاسیر شیعه و سنی و برخی کتب حدیث و تاریخ می خوانیم که در سال دهم هجری، افرادی از سوی رسول خدا (ص) مأمور تبلیغ اسلام در منطقه نجران از بلاد یمن شدند.
مسیحیان نجران نیز هیئتی را به نمایندگی از سوی خود برای گفتگو با پیامبر اسلام (ص) به مدینه گسیل داشتند.باوجود گفتگو هایی که میان آنان و پیامبر (ص) رد و بدل شد باز هم نان بهانه جویی کرده و در حقانیت اسلام ابراز تردید می کردند.این آیه نازل شد و خطال به  پیامبر فرمود:
«فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ » 2
«پس هر کسی با تو درباره (عیسی) به ستیز و مجادله کند، بعد از آن که به وحی خدا به احوال او آگاهی یافتی به آنها بگو بیایید ما و شما با فرزندان وزنان خود به مباهله برخیزیم و در دعا و التجاء به در گاه خدا اصرار کنیم تا دروغگویان و کافران را به لعن و عذاب خدا گرفتار سازیم».
بهر هرحال این عده ای که از نصاری نجران که نزد پیامبر(ص) آمدند پیشاپیش آنها سه نفر از بزرگان شان به نام های (عاقب، محسن، اسقف) بودند، در حال که دو تن از مشهورترین یهود هم همراه آنها بودند تا از پیامبر اسلام سوالاتی بکنند.
اسقف پرسید: ای ابوالقاسم چه کسی پدر موسی بود؟
پیامبر فرمود: عمران
سوال کرد: پدر یوسف چه کسی بود؟ پیامبر فرمود: یعقوب.
پرسید: پدر، مادرم فدایت، پدر تو کیست؟
فرمود: عبد الله پسر عبد المطلب.
اسقف سوال کرد: پدر عیسی که بود؟ پیامبر اسلام (ص) ساکت ماند، جبرئیل نازل شد و گفت: او روح خدا و کلمه او بود.
اسقف گفت:آیا روح بدون پدر میشود؟
پیامبر اسلام (ص) ساکت گردید، در این هنگام وحی نازل شد:
« إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِندَاللّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثِمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ »  3
« همانا مثل خلقت عیسی از جانب خدا مثل خلقت آدم ابوالبشر است که خدا او را از خاک ساخت، سپس بدان خاک گفت، باش پس وجود یافت».
وقتی پیامبر اسلام این آیه را خواند، اسقف از جای خود پرید .زیرا برای او قابل قبول نبود این که بشنود عیسی(ع) از خاک است.بعد گفت ای محمد ما این مطلب را نه درتورات دیده ایم و نه در انجیل و زبور یافته ایم، این مطلبی است که فقط تو می گویی. پس پروردگار وحی فرمود: « فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا»
این آیه خطاب به پیامبر فرمود: به کسانی که با تو مجادله و ستیزه کرده و از قبول حق شانه خالی میکنند بگو بیایید به فراخواندن فرزندان و زنان خودمان خدا را بخوانیم و با حالت تضرع و ابتهال بر دروغگویان نفرین کنیم و هر نفرینی که دامن گروه مقابل را گرفت، معلوم می شود که راه او باطل است و با این وسیله به این گفتگو و جدال پایان دهیم.
هنگامی که نمایندگان مسیحیان نجران پیشنهاد مباهله را از رسول اکرم (ص) شنیدند، به یکدیگر نگاه کرده و متحیر ماندند.آنان مهلت خواستند تا در اینباره فکر و اندیشه و مشورت کنند. بزرگ نصاری به آنها گفت: شما پیشنهاد را بپذیرید و اگر دیدید که پیامبر با سرو صدا و جمعیت انبوه برای نفرین می آید نگران نباشید و بدانید که خبری نیست ولی اگر با افراد معدودی به میدان آمد ازانجام مباهله صرف نظر و با او مصالحه کنید.
روز (مباهله) آنها دیدند که پیامبر اسلام(ص)همراه با دو کودک و یک جوان و یک زن بیرون آمدند آن دو کودک حسن حسین (علیها السلام) و آن جوان، علی بن ابی طالب (علیهما السلام)و آن زن فاطمه زهرا(س) دختر پیامبر(ص) بودند.
اسقف مسیحیان گفت:من چهره هایی رامیبینم که اگر از خداوند بخواهندکوه از جا کنده شود کنده می شود اگر این افراد نفرین کنند یک نفر مسیحی روی زمین باقی نمی ماند لذا از مباهله اعلام انصراف و حاضر به مصالحه شدند.
پیامبر(ص) فرمودند: سوگند به کسی که مرا پیامبر حق قرار داد، اگر مباهله انجام می گرفت آن وادی آتش را بر آنان فرو می ریخت. 4
ویژگی مباهله
1. این ماجرا علاوه بر تفاسیر شیعه در منابع معتبر اهل سنت نیز آمده است 5 چنان که علامه طباطبائی می گوید ماجرای مباهله را 51 نفر از صحابه به اتفاق نظر نقل کرده اند. 6
2. در کتاب حقاق الحق نیز نام شصت نفر از بزرگان اهل سنت را آورده است که همگی گفته اند: این آیه در عظمت پیامبر(ص) و اهل بیت (ع) اوست. 7
یعنی مقصود از واژه ی (فرزندان ما) همان حسن و حسین(ع) و مقصود از واژه ی (زنان ما) همان فاطمه زهرا(س) و مقصود از (جان های ما) همان علی (ع) است. 8
3. روز مباهله بیست و چهارم یا بیست و پنجم ماه ذی الحجه بوده و محل آن در روزگار پیامبر (ص) در بیرون شهر مدینه بوده که اکنون داخل شهر قرار گرفته و در آن محل، مسجدی به نام «مسجد الاجابة» ساخته شده است. فاصله ی این مسجد تا مسجد النبی تقریبا دو کیلومتر است.
بر اساس روایتی در تفسیر المیزان علامه  طباطبائی دعوت به مباهله مخصوص نصاری نیومده و پیامبر(ص) از یهودیان نیز برای مباهله دعوت کردند.
مباهله، خاص زمان پیامبر (ص) نبوده است، بلکه بر اساس برخی از روایات دیگر مؤمنان نیز می توانند مباهله کنند. امام صادق (ع) در اینباره دستوراتی داده اند.
5. گرچه پیامبر می توانست خود شخصا نفرین کند و کاری به علی، فاطمه، حسین و حسین (ع) نداشته باشد ولی خدا و رسول با این عمل به ما فهماندند که این افراد یاران و شریکان رسول خدا(ص) در دعوت به حق و هدف او هستند و همراه او آماده ی استقبال از خطر بوده و تداوم گر حرکت او می باشند.
6. آیه فوق با تعبیر «ابناءنا» که حسن و حسین (ع) را فرزندان پیامبر (ص) خواند در حقیقت بر یک تفکر جاهلی عرب خط بطلان کشیده چرا که آنان فرزندان دختر را فرزند حقیقی انسان نمی دانستند و تنها فرزندان پسر (نوه پسری) را فرزند خود می دانستند.
7. آخرین برگ برنده مؤمنان واقعی دعاست. چنان چه کسی در برار منطق و استدلال و معجره تسلیم حق نشد، می توان از غیب کمک گرفت و با او به مبارزه ای معنوی برخواست اما رتبه ی دعا و نفرین در مبارزه با دشمن، بعد از منطق و استدلال قرار دارد. 12
آیه فوق و شأن نزول آن نشان می دهد که در مباهله که نوعی دعاست، شخصیت افراد مهم تر از تعداد آنهاست، از این رو پیامبر (ص) تعدادی اندک اما بسیار بزرگوار و با شخصیت و عزیز را برای مباهله به همراه برد.
والسلام
نویسنده و روزنامه نگار: علی اصغر صرفه جو
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
منابع و مآخذ:
1. التحقیق فی کلمات القرآن، علامه مصطفوی
2. آل عمران، آیه 61
3. آل عمران، آیه59
4. تفسیر مجمع البیان، علامه طبرسی، مناقب ابن مغازی، ص 263
5. تفاسیر کبیر، فخررازی، آلوسی، مراغی، روح البیان، المنار، ابن کثیر در ذیل آیه و در کتاب الکامل ابن اثیر، ج2، ص 293،مستدرک حاکم، ج3، ص150، و مسند احمد حنبل، ج1، ص185
6. تفسیر المیزان، علامه طباطبائی، ج3، ص257
7. احقاق الحق، ج3، ص46
8. تفسیر مهر، محمد رضائی، ج3، ص 130
9. پرتوی از نور (گزیده تفسیر نور) محسن فرائتی، ص 58
10. تفسیر نور الثقلین، ج1،ص351- اصول کافی، علامه محدث کلینی، ص 58
11. تفسیر مهر، ص 131،
12.تفسیر نور، ج2، ص86

تماس سریع

تصاویر

93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15