پیامبراسلام(ص): کسی که نماز را از وقتش تأخیر بیندازد، (فردای قیامت) به شفاعت من نخواهد رسید(محاسن ص 80)

دفتر آیت الله احدی

دفتر آیت الله احدی

دفتر آیت الله احدی | مرکز تحقیقاتی آموزشی جوادالائمه علیه السلام

امروز: یکشنبه, 06 خرداد 1397

مهلت دادن به شیطان

سوال: چرا با آنکه ابلیس صریحاً اعلام کرد که «قصد فریب فرزندان آدم را دارد» و خداوند نیز می دانست که چنین می کند، به او مهلت داد و او را در همان آغاز نافرمانی، به هلاکت نرساند؟

این پرسش، پرسشی بنیادین است که برای هر اندیشمند مسلمانی به گونه‏ای رخ مینماید و پاسخ به آن جنبه‏ های مختلف را در بر می گیرد:
در این پرسش سه طرف - خداوند، انسان و شیطان - قرار دارد که به طور مختصر به بررسی آنها میپردازیم:
1- هدف خداوند از خلقت انسان آن بود که او را به کمال برساند؛ یعنی، هدف مربوط به فعل خداوند می شود و نه به فاعل؛ زیرا خداوند خود کامل مطلق است و نمی توان غایت و هدفی برای ذات او تصوّر کرد.
2- تبلور کمال انسان، معرفت خداوند است و معرفت در گرو عبادت او به سوی کمال می باشد؛ از این رو خداوند فرمود: (وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ) «جن و انس را تنها برای عبادت خود آفریدم»[ذاریات/56] پس انسان عبادتگر با معرفت خداوند با برنامه ی آگاهانه و با اختیار این مسیر را انتخاب کرده است.


3- به همین جهت خداوند انسان را موجودی مختار آفرید و انتخاب راه سعادت و شقاوت را در گرو اختیار خودش قرار داد؛ چنان که می فرماید: (إِنَّا هَدَیْناهُ السَّبِیلَ إِمَّا شاکِراً وَ إِمَّا کَفُوراً) «ما راه را به انسان نشان دادیم، حال یا سپاس‏گزار است و یا ناسپاس». [ انسان/3.]
4- مسأله امتحان - به عنوان یکی از اهداف واسطه‏ای خلقت انسان - مطرح می شود؛ زیرا امتحان تبلور اختیار انسان است و جای تعجب ندارد که در آیات فراوانی از قرآن کریم، مطرح شدن این مسأله را به گونه‏های مختلف مشاهده کنیم؛ [ پرسشها و پاسخ های برگزیده، ج9، 45-46] چنان که می فرماید: (إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِیهِ) «ما انسان را از نطفه‏ای آمیخته آفریدیم تا او را بیازماییم». [انسان/2]
به هر حال برقراری یک «امتحان عادلانه» تنها در گرو وجود شرایط و امکانات برای گزینش هر یک از دو طرف مسیر خیر و شر به وسیله انسان است. اما خداوند از آن رو که انسان را گل سر سبد مخلوقات خود می داند و تنها برای خلقت او به خود تبریک گفته است، (فَتَبارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِینَ). [مؤمنون/14]در جهت انتخاب مسیر کمال و خیر، امکانات فراوانی را در اختیار او گذاشته است؛ از جمله:
الف) آفرینش او بر اساس فطرت و گرایش ذاتی به خداوند: (فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها). [روم/30]
ب) ورود خداوند به صحنه برای کمک به هدایت انسان: (قُلِ اللَّهُ یَهْدِی لِلْحَقِّ). [ یونس/35]
 ج) الهام خوبی ها و بدی ها به انسان به منظور گزینش آگاهانه او: (فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها). [شمس/28]
د) محبوب قرار دادن ایمان به خداوند در نهاد انسان‏ها: (حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمانَ وَ زَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ). [ حجرات/7]
هـ) یاری رساندن ویژه به مؤمنان در مسیر زندگانی: (إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا). [ غافر/56]
و) و بالاخره گشودن راه‏های هدایت به تناسب تلاش انسان: (جاهَدُوا فِینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ).[ ابراهیم/7]
 5- حال با وجود این همه امکانات در جانب خیر، وجود نیرویی در جانب شر موجب می شود که آزمایش الهی از صوری بودن در آید؛ یعنی، وجود نیروهایی وسوسه‏گر که در مقابل الهامات خداوندی، انسان را به سوی شرّ وسوسه کنند، در این صورت باعث می شود که انسان واقعاً در میان دو راهی ها، قرار گیرد و خود با اراده و عزم خویش مسیری را انتخاب کند. به عبارت دیگر وسوسه‏های شیطانی باعث می شود که انسان به مبارزه برخیزد و با استمداد از عنایات الهی نبردی سهمگین را آغاز کند و به این وسیله نفس او پرورش و تکامل یابد و عالیترین مدارج کمال ممکن را کسب کند و چون در این صورت امتحان جدی صورت گرفته است حقیقت شخصیت او خواه مثبت و ملکوتی یا منفی و منحط بروز پیدا می کند، یعنی انسان نهان خود را نشان می دهد. [پرسش و پاسخ های برگزیده، ج7، ص47]
از اینجا بود که با نافرمانی ابلیس و رانده شدن او از درگاه خداوند و سپس تقاضای او برای مهلت داشتن به منظور اغوای نوع انسانی؛ خداوند با تقاضای او به صورت اجمالی موافقت کرد و به او مهلت داد تا در مقابل نیروهای الهی، وسوسه‏گر انسان به سمت شر باشد، اما در عین حال قدرت او در این زمینه را محدود ساخت و هیچ سلطه‏ای بر انسان‏ها به او نداد. (وَ ما کانَ لَهُ عَلَیْهِمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَنْ یُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْها فِی شَکٍّ). [ سبأ/21]
6- اغواگری شیطان نیز تنها در انسان‏هایی مؤثر است که جانب شر را بر خیر ترجیح می دهند، اما خالصان و خداجویان حقیقی اندک گزندی از او نمی بیند، چنان که شیطان خود بر ناتوانی خویش در این زمینه اعتراف کرده و می گوید: (فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ إِلاَّ عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ). [( ص/82-83]
بنابراین وسوسه‏گری شیطان، پس از رویگردانی انسان از ندای فطرت و الهامات رحمانی است. چنین کسانی که با اختیار و انتخاب خود کفر ورزیده، قابلیت محبت و همراهی با پاک‏ترین انسان‏های روی زمین را از دست داده‏اند؛ سزاوار آن هستند که به وسوسه‏های شیطانی گرفتار شوند و این خود نوعی مجازات الهی نسبت به آنان در همین دنیا است: (أَ لَمْ تَرَ أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّیاطِینَ عَلَی الْکافِرِینَ تَؤُزُّهُمْ أَزًّا) «آیا ندانستی که ما شیطان‏ها را بر کافران گماشته‏ایم، آنان را شدیداً تحریک کنند؟!». [ مریم/83]
نویسنده و روزنامه نگار: علی اصغر صرفه جو

تماس سریع

تصاویر

93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15