پیامبراسلام(ص):محبوبترين كارها در پيش خدا كاريست كه دوام آن بيشتر است،اگر چه اندك باشد.(نهج الفصاحه ص 167 ، ح 73)

دفتر آیت الله احدی

دفتر آیت الله احدی

دفتر آیت الله احدی | مرکز تحقیقاتی آموزشی جوادالائمه علیه السلام

امروز: جمعه, 01 تیر 1397

آثار ایمان

فوائد و آثار ایمان

ایمان و اعتقاد مذهبی چه اثری می تواند داشته باشد؟ یك نفر ممكن است واقعاً مؤمن و معتقد باشد و هم ممكن است بی ایمان و لامذهب باشد و در بی دینی بسر ببرد. جای این است كه بحث شود آیا ایمان و اعتقاد مذهبی یك سرمایه است برای بشر كه اگر آن را از دست داد یكی از سرمایه های زندگی و حیات را از دست داده، یا اینكه یك قید و سرباری است، اگر آن را از دست داد در زندگی چیزی را نباخته بلكه باری را از دوش خود برداشته است؟

 

تولستوی كه یكی از متفكرین و نویسندگان بزرگ قرن ماست و شهرت جهانی دارد، می گوید: «ایمان آن چیزی است كه آدمی با آن زندگی می كند. » مقصود او این است كه ایمان بهترین سرمایه ی زندگی است؛ اگر انسان آن را از كف داد، مهمترین سرمایه ی زندگی را از دست داده است.

بسیار چیزها را باید سرمایه ی زندگی شمرد. سلامت یك سرمایه ی زندگی است، امنیت همین طور، ثروت همین طور، علم و معرفت همین طور، عدالت اجتماعی همین طور، داشتن همسر و فرزندان صالح همین طور، داشتن دوستان شایسته و صمیمی همین طور، تربیت عالی همین طور، سلامت روح و روان همین طور. همه ی اینها سرمایه های زندگی به شمار می روند. هركدام از اینها كه نباشد، نقصی در سعادت و كمال انسان خواهد بود و انسان یكی از سرمایه ها را از كف داده است. نبودِ هركدام از اینها نوعی از بدبختی است. ایمان هم یكی از سرمایه ها بلكه بالاتر از همه ی آنهاست. قرآن كریم می فرماید: «یا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلی تِجارَةٍ تُنْجِیكُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِیمٍ. `تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ».[1] آیا شما را به یك تجارت و بازرگانی كه شما را از شكنجه های دردناك نجات می دهد راهنمایی كنم؟ آن این است كه به خدا و پیغمبر او ایمان بیاورید.

در اینجا به چند نمونه از فواید و آثار ایمان، می توان به اهمّیت ایمان، به عنوان یک سرمایه‌ی بزرگ در زندگی پی برد، البته باید توجه داشت که اگر چه ایمان سرمایه بزرگی است، اما بهره برداری از آن مانند سایر سرمایه‌ها به علم و مهارت نیاز دارد و احیاناً ممکن است که خود انسان، نفهمیده از آن سوءاستفاده کند، یا کس دیگری از این حس دینی استفاه سوء ببرد که اینها را نباید به حساب خود ایمان گذاشت.

? 1- آثار روانی ایمان

آرامش خاطر

همه انسان ها، خواهان آرامش خاطر، به دور از نگرانى هاى روحى و افسردگى هاى روانى هستند، زيرا هيچ عاملى همچون آرامش خاطر، در ايجاد بهجت و نشاط انسان موثر نيست و نيز امورى ، مانند اميدوارى به آينده ، شيرينى زندگى و موفقيت هاى بشر در زمينه هاى مختلف ، از آثار اطمينان و آرامش روحى مى باشد چنان كه دغدغه هاى فكرى و اضطراب هاى روحى ، مانع زندگى شيرين و روشنايى فضاى دل انسان مى باشد و از عوامل عمده غم و افسردگى بشر به شمار مى آيد.

عوامل نگرانی‌های روحی

گريز بشر از ناراحتى هاى فكرى و نگرانى‌هاى روحى ، به سبب آثار و عوارض دردناك آن بر روح و جسم است كه بعضى از آنها در زندگى فردى انسان و برخى در زندگى اجتماعى او اثر مى‌گذارد كه اهم آنها به شرح زير است:

الف) مفاسد اجتماعى

فشارهاى وارده بر درون انسان ها - كه ناشى از همان نگرانى هاى روحى است - پيوسته انسان را به گريز از آن ترغيب مى كند كه گاه از راه هاى مشروع و منطقى و اساسى از اين پديده شوم فاصله مى گيرند و گاه براى فرار از اين آزردگى روانى ، به امورى بيهوده و سرگرم كننده و افيون گر روى مى آورند كه بسيارى از مفاسد اجتماعى ناشى از چنين گريزهايى است . پرداختن به امورى چون اعتياد و مواد مخدر، استعمال مشروبات الكلى ، ظاهرسازى هاى تقليدى بيهوده مانند پوشيدن لباس و آرايش موى سر و صورت و نيز روى آوردن به فيلم هاى مبتذل و گمراه كننده و پناه آوردن به ماهواره و شبكه هاى مهلك اينترنت و شنيدن موسيقى هاى غفلت زا و غير مشروع همه و همه ناشى از همين خستگى روحى و دغدغه هاى درونى است و گاه اين نگرانى ها آن قدر بر جان انسان فشار مى آورد كه خود را در بن بست مى بيند و موارد فوق را نيز پاسخگوى آرامش ‍ (كاذب ) خود نمى بيند. از اين رو به كار خطرناكترى چون خودكشى دست مى زند.[2]

ب) امراض عصبى و جسمى

از جمله عوارض سوء نگرانى ها، امراض و كسالت هاى خطرناك عصبى و جسمى است كه بر انسانهاى ناراحت عارض مى شود، امروزه ريشه بسيارى از سرطان ها و هم چنين ناراحتى ها و دردهاى عصبى و استخوانى را ناراحتى ها و نگرانى هاى روحى معرّفى مى كنند.

ج) اختلال در نظام اجتماع

اجتماع سالم ، اجتماعى است كه همه انسان هاى آن با نشاط بوده و در سرنوشت و امور آن سهيم و شريك باشند و با تعامل و همكارى با ديگر انسان ها، نيازهاى خود و ديگران را تامين كنند. اگر بنا باشد نگرانى هاى روحى بخش عظيمى از عناصر ارزشمند و فعال جامعه ، به ويژه جوانان را - كه منشا آثار و بركات فراوانى هستند - از كار و تلاش باز دارد و به جاى پرداختن به امور پسنديده و خدمت به همنوعان به مفاسد اجتماعى و فحشا روى آورند، و بعضى نيز گوشه انزوا گزيده و از اجتماع فاصله بگيرند، چنين اجتماعى كارش مختل مى‌شود و حيات بشرى با يك خطر جدى مواجه مى گردد كه اگر اين روند براى زمان طولانى ادامه يابد نابودى انسان ها را به دنبال خواهد داشت.[3]

د) نارسايى هاى اقتصادى

در جهان كنونى ، فضا و روح انسان ها را انديشه دنياطلبى و آسايش خواهى و ثروت اندوزى پر كرده است و طبيعى است كه انسان به همه خواسته هاى مادى و مظاهر و مصاديق آن دسترسى پيدا نمى كند و در نتيجه موجب تشويش روحى و افسردگى خاطر مى شود و از درون با شدت گرفتن اين ناراحتى ها، نزاع ها و تضادهاى درونى ، در روح او اختلال ايجاد مى شود و ناراحتى هاى روانى او شكل مى گيرد.

هـ) تبعيض ها و تفاوت ها

انسان كه وارد صحنه اجتماع مى شود مشاهده تبعيض ها و تفاوت ها او را آزار مى دهد. مى بيند بسيارى از مردم به مقام هاى عالى و درخشانى رسيده و از ثروت هاى باد آورده اى برخوردارند و عده اى به خاك و خون كشيده مى شوند و گروهى در سايه زور و تزوير و دروغ و نيرنگ زندگى هايى آسوده و مرفه دارند و بسيارى با زحمت فراوان و تلاشى شبانه روزى ، حتى قادر به تامين زندگى ابتدايى و تهيه قوت لايموت خويش نيستند و يا در سايه يك سرى استعدادها و سرمايه هاى ذاتى به درجات والا و مراتب بلند مى رسند و ديگران به دليل محروميت از اين استعدادها، از رسيدن به چنين مراتبى بى بهره اند و...

? ایمان، تنها درمان

در بررسى هاى به عمل آمده ثابت شده است كه نگرانى هاى روحى در جوامع مادى و غير مذهبى و يا فاقد ايمان به خدا به مراتب بيشتر از جوامعى است كه خدا و ايمان بر آنها حاكم است و نزد روان شناسان مسلم و قطعى است كه اكثر بيمارى هاى روانى - كه ناشى از ناراحتى هاى روحى و تلخى هاى زندگى است - در ميان افراد غير مذهبى ديده مى شود و افراد مذهبى به هر نسبت كه ايمان قوى و محكم داشته باشند، از اين بيمارى ها مصون ترند. از اين رو يكى از عوارض زندگى عصر حاضر- كه در اثر ضعف ايمان مذهبى پديد آمده است - افزايش بيمارى هاى روانى و عصبى است .

آنهايى كه به خداى دادگر و توانا و جهان پرنشاط اخروى ايمان دارند و دنيا را مزرعه و آزمايشگاه آخرت مى دانند، هيچ گاه دچار يأس و نااميدى و حيرت و سرگردانى نمى گردند و زرق و برق دنيا آنها را نمى فريبد. آنان با اميد فراوان به سوى ترقى و تامل گام بر مى دارند و به خود نيرو مى دهند.

گرفتارى هاى روحى انسان ناشى از فاصله گرفتن از خدا و اعتقادات صحيح مذهبى است.[4]

((يونگ )) روان شناس سوئيسى در كتاب انسان معاصر در طلب روح درباره بيماران روحى مى گويد:

بيماران روحى كه از 35 سال به بالا داشتند، حتى يك نفر هم يافت نمى شد كه مشكل روانى او در آخرين مرحله تحليل به ايمان مذهبى مربوط نگردد، بهتر است بگويم هر فردى از آنان به علت فقدان آنچه كه دين زنده به اشخاص مى دهد بيمار شده است و هيچ يك از آنها از نظر دينى و مذهبى ، خويش را باز نيافتند و واقعا درمان نشده اند.

و نيز دكتر ((لينگ )) روان شناس ديگر مى گويد:

دريافتم كه مردم بى دين خودخواه تر، خودبين تر، متلوّن تر، غمگين تر و ناكام تر از آنهايى هستند كه ايمان مذهبى دارند.

از این رو خداوند در قرآن فرمود: «الَّذينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»،[5]  آنها كسانى هستند كه ايمان آورده اند، و دل هايشان به ياد خدا مطمئن (و آرام ) است آگاه باشيد كه تنها با ياد خدا دل ها آرامش مى يابد.

و در آیه دیگر مى فرمايد: «إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ»،[6]كسانى كه ايمان آورده اند و كارهاى شايسته انجام دادند و نماز به پاى داشتند و زكات را پرداخت نمودند، برايشان پاداشى است در نزد پروردگارشان و حزن و غمى بر آنها نيست و غصه اى ندارند.ايمان نيرويى است كه يأس و نااميدى و حزن و خوف را - كه سبب از دست رفتن فرصت ها بدون هيچ بهره اى است - از بين مى برد. ايمان با كاشتن بذرهاى اميد، توكل ، عدم ياءس از رحمت خدا و... در دل مؤ من ، او را همواره با شور و نشاط نگاه مى دارد.

? 2- ایمان پشتوانه‌ی اخلاق

از فواید و آثار دیگر ایمان این است كه پشتوانه ی اخلاق است، یعنی اخلاق- كه خود یك سرمایه ی بزرگ زندگی است- بدون ایمان اساس و پایه ی درستی ندارد. زیربنای همه ی اصول اخلاقی و منطق همه ی آنها بلكه سر سلسله ی همه ی معنویات، ایمان مذهبی یعنی ایمان و اعتقاد به خداست. كرامت، شرافت، تقوا، عفت، امانت، راستی، درستكاری، فداكاری، احسان، صلح و سلم بودن با خلق خدا، طرفداری از عدالت، از حقوق بشر و بالاخره همه ی اموری كه فضیلت بشری نامیده می شود و همه ی افراد و ملتها آنها را تقدیس می كنند و آنهایی هم كه ندارند تظاهر به داشتن آنها می كنند، مبتنی بر اصل ایمان است، زیرا تمام آنها مغایر با اصل منفعت پرستی است و التزام به هریك از اینها مستلزم تحمل یك نوع محرومیت مادی است. آدمی باید دلیلی داشته باشد كه رضایت به یك محرومیت بدهد. آنگاه رضایت می دهد كه محرومیت را محرومیت نداند. این جهت آنگاه میسر است كه به ارزش معنویت پی برده و لذت آن را چشیده باشد. زیربنای هر اندیشه ی معنوی ایمان به خداست.

حداقل اثر ایمان به خدای عادل حكیم این است كه یك مؤمن عادی مطمئن می شود كه كار خوب و صفت خوب در نزد خدا از بین نمی رود(إِنَّ اَللّهَ لا یُضِیعُ أَجْرَ اَلْمُحْسِنِینَ).

انسانیت و اخلاق اگر بر پایه ‌ی ایمان به خدا نباشد کاملاً سست و سطحی خواهد بود. قرآن می‌فرماید: «مَثَلُ اَلَّذِینَ اِتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اَللّهِ أَوْلِیاءَ كَمَثَلِ اَلْعَنْكَبُوتِ اِتَّخَذَتْ بَیْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ اَلْبُیُوتِ لَبَیْتُ اَلْعَنْكَبُوتِ»  مَثَل آنان كه دوستان و سرپرستانی غیر خدا انتخاب كرده و به آنها اتكا كرده اند مَثَل عنكبوت و خانه ی عنكبوت است، سست ترین خانه ها خانه ی عنكبوت است.

این آیه ناظر به این است كه غیر خدا را نمی توان تكیه گاه عمل قرار داد؛ غیر خدا تكیه گاه قرار می گیرد اما سست و بی پایه است. همان طوری كه خداوند سر سلسله ی موجودات است و همه ی موجودات قائم و متكی به ذات او هستند، معرفت و ایمان به خدا هم سر سلسله ی همه ی معنویات و فضایل اخلاقی و معنوی است. معنویات منهای خداشناسی مانند اسكناس منتشر بدون پشتوانه است، یعنی اعتبار ندارد، كاغذ بی اعتباری بیش نیست.[7]

قرآن می فرماید: «ضَرَبَ اَللّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَیِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی اَلسَّماءِ. `تُؤْتِی أُكُلَها كُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّها وَ یَضْرِبُ اَللّهُ اَلْأَمْثالَ لِلنّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَكَّرُونَ». خداوند سخن پاك (عقیده ی پاك) را به درخت سالم و بی عیب مثل می زند كه ریشه اش در زمین، محكم جا گرفته و شاخه اش سر به آسمان كشیده است، همه وقت میوه می دهد به اذن پروردگار. خداوند برای مردم مثلها می آورد، باشد كه تنبّه پیدا كنند.

این مَثَل برای این است كه درخت انسانیت اگر بخواهد راستی بارور و میوه ده باشد باید ریشه ی توحیدی و ایمانی داشته باشد.

? 3- انطباق با محیط

همانطوری که از نظر زیست شناسی اگر بین موجود زنده و محیط انطباق و سازگاری نباشد ادامه حیات ممکن نیست، از نظر اجتماعی هم باید میان فرد و جامعه نوعی انطباق وجود داشته باشد که این امر به‌وسیله انعطافی از سوی فرد و انعطافی از سوی جامعه محقق می‌شود. اما چون همه‌ی افراد اجتماع ذاتاً، میل و عقیده خاص خود را دارند، بین آنها تضاد و ناسازگاری وجود دارد. بهترین عاملی که موجب انعطاف جامعه و فرد می‌شود، دین است که به جامعه، عدالت و به فرد، رضا و تسلیم می‌دهد.

? 4- آثار اجتماعی ایمان (اجتماع سالم)

آنچه ركن اساسى زندگى اجتماعى به شمار مى آيد، برخوردارى جامعه از سلامت كامل و عدالت و اعتماد متقابل است و چنين جامعه اى آن گاه محقق مى شود كه افراد آن ، قوانين و حدود و حقوق يكديگر را محترم شمارند، عدالت را امرى مقدس بدانند و به يكديگر مهر ورزند. هر يك براى ديگرى آن پسندد كه براى خود مى پسندد و آنچه بر خود نمى پسندد بر ديگرى نيز نپسندد و هر فردى خود را متعهد و مسئول اجتماع خويش بداند و در مخفى ترين حال همان پاكى و صداقت و عفاف و تقوا از آنان بروز كند كه در ملاءعام ، و بدون چشمداشتى ، به يكديگر نيكى كنند و ارزش هاى اخلاقى را محترم بشمارند و مانند اعضاى يك پيكر متحد و متفق باشند و آن گاه يك جامعه سالم خواهد بود كه انسانها از يكديگر احساس ايمنى و آسودگى كنند و به يكديگر اعتماد متقابل داشته باشند. ايمان از نوع مذهبى آن ، بزرگ ترين ضامن اجراى قوانين بشرى در جهت رعايت حقوق يكديگر است كه اگر اين درّ ارزشمند در ميان همه انسان ها نفوذ كند و در دل و جان آنان مأوى گزيند، بى شك از تمام دستگاههاى قضايى بى نياز مى شويم .

ايمان مذهبى مى تواند نفس سركش انسان را در برابر فسادها و انحراف ها و زياده خواهى ها مهار كند و به كارهاى نيك وادار و جامعه را از آزار خويش رها سازد تا افراد جامعه روى امنيت اجتماعى را ببيند.

گواه روشن اين كه ، در جوامعى كه ايمان به خدا و معنويت و اعتقاد به روز قيامت حاكم است ، آمار مفاسد و جنايات و اعمال زشت به مراتب كمتر از كشورها و جوامعى است كه از خدا فاصله گرفته و از نور ايمان محرومند.

بنابراين ، بزرگ ترين ضامن اجراى مقررات در يك جامعه اعتقاد به خدا و جهان واپسين است و آن تاثيرى كه اين اعتقاد در ريشه كن كردن مفاسد اجتماعى و تحقق عدالت و امنيت اجتماعى دارد، از هيچ يك از سازمان ها و دستگاههاى پليسى و انتظامى و نظامى و ساير مراكز و قدرت هاى مادى بر نمى آيد.

? 5- ایمان و هدف‌داری زندگی

ایمان دژی محکم است و مؤمن را از امواج طوفان های زندگی در ساحل امن نگه می دارد. او را از بیهودگی و پوچی حفظ می‌کند. طوفان‌های موج آفرین هیچ‌گاه اقیانوس آرام ایمان را به متلاطم نمی‌اندازد. ایمان وقتی راستین باشد، مؤمن را از نگرانی باز می دارد. مؤمن عالم را هدف‌دار می‌بیند و برای خود در آن نقشی والا قائل است. داشتن و یا نداشتن مال و جاه و مقام را برای خود، تدبیری حکیمانه از مدبّر هستی می‌داند که درای فواید و مصالح فراوانی است. « إِنَّ رَبَّكَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ إِنَّهُ كانَ بِعِبادِهِ خَبِيراً بَصِيراً»،‌[8]به يقين، پروردگارت روزى را براى هر كس بخواهد، گشاده يا تنگ مى‏دارد او نسبت به بندگانش، آگاه و بيناست.  بنابراین اساس مؤمن به قضا و تقدیر الهی راضی است و با آرامش خاطر زندگی می‌کند. مؤمن همواره به یاد خداست و او را مدبّر عالم می‌داند که با رعایت همه‌ی مصالح، امور جهان را اداره می‌کند. قلب مؤمن مالامال از عشق و ایمان به اوست که مِهرش بر جهان سایه انداخته است. ایمان آینده یا سرشار از موفّقیت را ترسیم می‌کند و مؤمن را امیدوار می‌سازد. یأس به قلب مؤمن راه پیدا نمی کند.

 6- ایمان و فداکاری در راه خدا

ایمان این حالت را برای مؤمن ایجاد می‌کند که همه چیز را از آن خدا می‌داند و بنابراین حاضر می‌شود همه ی هستی خود را در راه او بدهد. «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِباد».[9] دیگران همواره از فداکاری مؤمن بهره می برند. نمونه‌ی آن انصار رسول خدا (ص) هستند که خداوند درباره‌ی آنان فرموده است: «آنان کسانی را که به سویشان هجرت کرده‌اند دوست می‌دارند، و در دل خود نسبت به آنچه به مهاجران دادهش ده نیازی احساس نمی‌کنند و ایشان را بر خود مقدّم می‌دارند، هرچند خود نیازمند باشند.

ایمان انسان مؤمن را به گونه ای پرورش می‌دهد که در سخت ترین شرایط مثل جنگ و جهاد، پیشگام است و سر از پا نمی‌شناسد، از این روست که یک مؤمن مجاهد در برابر ده جنگجو است.[10]

7- ایمان و عنایت خداوند

مؤمنان مورد عنایت و لطف ویژه‌ی خداوند هستند. «ما تحقیقاً پیامبرانمان و کسانی را که در دنیا به ما ایمان آورده اند یاری می‌کنیم».[11] خداوند برکات خود را بخاطر ایمان مؤمنان بر آنان نازل می‌کند: «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْض»،[12] اگر اهل آبادی ها ایمان می‌آوردند و تقوا پیشه می کردند برای آنان برکاتی را از آسمان و زمین می‌گشودیم.

8- ایمان و تعدیل روابط اقتصادی

یکی دیگر از آثار و فواید ایمان، تعدیل روابط اقتصادی است، در سایه‌ی ایمان به خدا، در داد و ستدها و روابط مالی مردم، حق و انصاف رعایت می‌شود و توجه به احسان و نیکی، باعث مراعات حقوق انسان و عواطف بشری می‌گردد. خداوند متعال در قرآن مجید کم فروشی و تضییع حقوق مالی را مربوط به عقیده و ضعف ایمان می داند. در آیات دیگری که مربوط به «ربا» است، این شیوه ظالمانه در برخورد با مردم را در اموال، چنان زشت می‌داند که آن را در حد اعلان جنگ با خدا می‌داند. «فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِه»،[13] اگر از رباخواری دست بر نمی دارید پس اعلان جنگ با خدا و رسولش دهید.


[1]. سوره صف، آیه 10 و 11.

[2]. سیمای مؤمن در قرآن و حدیث، ص 51

[3]. همان، ص 53.

[4]. سیمای مؤمن در قرآن و حدیث، ص 56-57

[5]. سوره رعد، آیه 28.

[6]. سوره بقره، آیه 277.

[7]. بیست گفتار، استاد شهید مرتضی مطهری، 189-190.

[8]. سوره اسراء، آیه 30.

[9]. سوره بقره، آیه 207.

[10]. سوره انفال، آیه 65.

[11]. «إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا»، سوره غافر، آیه 51.

[12]. سوره اعراف، آیه 96.

[13]. سوره بقره، آیه 279.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
نویسنده و روزنامه نگار: علی اصغر صرفه جو

تماس سریع

تصاویر

93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15