پیامبراسلام(ص): کسی که نماز را از وقتش تأخیر بیندازد، (فردای قیامت) به شفاعت من نخواهد رسید(محاسن ص 80)

دفتر آیت الله احدی

دفتر آیت الله احدی

دفتر آیت الله احدی | مرکز تحقیقاتی آموزشی جوادالائمه علیه السلام

امروز: یکشنبه, 02 ارديبهشت 1397

ادراک ذات پرودگار

پرسش: چرا ذات پروردگار را نمي توان درک کرد؟
پاسخ: نکته ي اصلي در مسئله، نامحدود بودن ذات پاک خداوند و محدود بودن عقل و علم و دانش ماست. او وجودي از هر نظر بي نهايت است، ذات او و هم چنين صفات او مانند علم و قدرت بي پايان و نامحدود است. و از سويي ديگر ما و تمام آنچه به ما مربوط است اعم از علم و قدرت و حيات ما و زماني و مکاني که در اختيار داريم همه محدود است. با اين همه محدوديت چگونه مي توانيم به آن وجود نامحدود و صفاتش احاطه پيدا کنيم؟ چگونه علم محدود ما مي تواند از آن وجود نامحدود خبر دهد. آري ما مي توانيم در عالم انديشه و فکر از دور شبحي ببينيم، و اشاره اجمالي به ذات و صفاتش کنيم، ولي رسيدن به کنه ذات و صفات يعني آگاهي تفصيلي از او براي ما ممکن نيست.
از سوي ديگر يک وجود بي نهايت از هر جهت مثل و مانندي ندارد، و منحصر به فرد است چرا که اگر مثل و مانندي داشت هر دو محدود بودند. حال چگونه ما مي توانيم به وجودي پي ببريم که هيچ گونه مثل و مانندي براي او سراغ نداريم، و هر چه غير او مي بينيم ممکنات است، و صفاتش با صفات واجب الوجود کاملاً متفاوت . نمي گوييم ما از اصل وجود او، از علم وقدرت و اراده و حيات او بي خبريم، بلکه مي گوييم ما يک معرفت اجمالي از همه ي اين امور داريم و هرگز به عمق و باطن آن به عقل راه نمي يابيم و مرکب عقل همه ي فرزانگان عالم بدون استثناء در اين راه لنگ است .[1]


در حديث از امام صادق (عليه السّلام) چنين مي خوانيم:
«إِذَا انْتَهَى الْکَلَامُ إِلَى اللَّهِ‏ فَأَمْسِکُوا »[2]
«هنگامي که سخن به ذات خدا مي رسد سکوت کنيد.»
يعني درباره ي او سخن نگوييد که عقل ها در آنجا حيران است و به جايي نمي رسد، و انديشه در ذات نامحدود براي عقول محدود غيرممکن است، چرا که هر چه در انديشه گنجد محدود است، چرا که هر چه در انديشه گنجد محدود است و خداوند محال است محدود گردد .[3]
به تعبير روشن تر هنگامي که به جهان هستي و موجودات بديع، ظريف و شگفت آور مي نگريم و يا نگاهي به وجود خود مي کنيم، به طور اجمال مي فهميم که خالق و آفريدگار و مبدئي دارد. اين همان علم اجمالي است که آخرين مرحله قدرت شناخت انسان درباره ي خداست و هر چه به اسرار هستي آگاه تر شويم به عظمت او آشناتر و در مسير معرفت اجمالي او قوي تر مي گرديم، اما هنگامي که از خود مي پرسيم او چيست؟ و چگونه است؟ و دست به سوي حقيقت ذات پاک او دراز مي کنيم، چيزي جز حيرت و سرگرداني نصيب ما نمي شود و اين است که مي گوييم راه به سوي او کاملاً باز و در عين حال کاملاً بسته است.
مي توان اين مسئله را با يک مثال روشن ساخت و آن که همه ي ما به روشني مي دانيم که نيرويي به نام جاذبه وجود دارد، چرا که هر چيزي رها شود سقوط مي کند و به سوي زمين جذب مي شود و اگر اين جاذبه نبود آرامش و قراري براي موجودات روي زمين وجود نداشت. آگاهي بر وجود جاذبه چيزي نيست که مخصوص دانشمندان باشد، حتي اطفال و کودکان خردسال آن را به خوبي درک مي کنندد، ولي حقيقت جاذبه چيست، آيا امواج نامرئي يا ذرات ناشناخته و يا نيرويي ديگر است؟ و عجيب اين که نيروي جاذبه برخلاف آنچه در تمام جهان ماده مي شناسيم، ظاهراً براي انتقال از نقطه اي نقطه ديگر نياز به زمان ندارند، به خلاف نور که سريع ترين حرکت را در جهان ماده دارد، دلي در عين حال به هنگام انتقال در فضا گاهي براي رسيدن از يک نقطه به نقطه ي ديگر ميليون ها سال وقت لازم است. اما نيروي جاذبه گويي در يک لحظه از هر نقطه از جهان به نقطه ي ديگر منتقل مي گردد و يا حداقل سرعتي دارد بالاتر از آنچه تاکنون شنيده ايم. اين چه نيرويي است که اين آثار را دارد؟ حقيقت ذات آن چگونه است؟ هيچ کس پاسخ روشني براي آن ندارد. جايي که درباره ي نيروي جاذبه که يکي از مخلوقات است علم و آگاهي ما نسبت به آن تنها جنبه ي اجمالي دارد و از علم تفصيلي به کلي دوريم، چگونه مي توان درباره ي خالق جهان ماده و ماوراي ماده که وجودي است بي نهايت در بي نهايت، انتظار داشته باشيم که از کنه ذاتش باخبر شويم؟ ولي با اين حال او را همه جا حاضر و ناظر و همراه هر موجودي در جهان مشاهده مي کنيم .[4]
شعر:
با صد هزار جلوه برون آمدي که من    با صد هزار ديده تماشا کنم تو را

روزنامه نگار و نویسنده: علی اصغر صرفه جو

[1] . تفسير علي بن ابراهيم، طبق نقل نور الثقلين، ج5، ص170.

[2] . تفسير نمونه، ج22، ص558.

[3] . تفسير نمونه، ج22، ص558.

[4] . پيام امام، شرح نهج البلاغه، آيت الله مکارم شيرازي، ج1، ص91.

تماس سریع

تصاویر

93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15