پیامبراسلام(ص): کسی که نماز را از وقتش تأخیر بیندازد، (فردای قیامت) به شفاعت من نخواهد رسید(محاسن ص 80)

دفتر آیت الله احدی

دفتر آیت الله احدی

دفتر آیت الله احدی | مرکز تحقیقاتی آموزشی جوادالائمه علیه السلام

امروز: یکشنبه, 02 ارديبهشت 1397

جلوه هایی از خورشید کربلا

مقدمه:
سوم شعبان از سال چهارم هجرت و یکسال پس از ولادت نخستین سبط رسول الله (ص) دومین سبط و ریحانه رسول اکرم و سومین پیشوا و امام معصوم و پنجمین چهره درخشان آل عبا حضرت ابا عبد الله الحسین (ع) در خانه علی و فاطمه (س) متولد شد و جهان از ولادت آن حضرت ، روشن و منور گشت . اسماء بنت عمیس گوید: روز ولادت امام حسین (ع) بود که حضرت رسول (ص) به خانه زهرا(س) آمد و به من گفت : اسما’ ! فرزندم را به من بده ، فرزندش را در پارچه ای سفید پیچیدم و به ایشان دادم ، آن حضرت در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و سپس گریست . عرض کردم : پدر مادرم به فدایت ، گریه از برای چیست؟ فرمود : برای این فرزندم می گریم . گفتم : او که تازه متولد شده فرمود: گروه ستمگر پس از من او را به قتل می رسانند و هرگز شفاعتم نصیب آنان نخواهد شد . آنگاه به علی (ع) فرمود: بر فرزندت چه نام نهادی ؟ علی (ع) عرض کرد: در نامگذاری از رسول خدا (ص) سبقت نمی گیرم. پیامبر(ص) فرمود: من هم از خدای خود سبقت نمی گیرم. در همین هنگام جبرئیل نازل شد و فرمود: ای محمد! خدای بزرگ سلام می رساند و می فرماید: علی (ع) برای تو به منزله هارون برای موسی است. نام این فرزندت را به نام فرزند هارون برای موسی است . نام این فرزندت را به نام فرزند هارون بگذار. پیامبر(ص) فرمود: نام فرزند هارون چه بود؟ فرمود: شبیر .آن حضرت فرمود: زبان من عربی است.جبرئیل فرمود: او را حسین نام گذار. پس پیامبر(ص) او را حسین نامید و در روز هفتم دو گوسفند چاق برای وی عقیقه کرد و یک ران آنرا با یک اشرفی طلا به قابله داد و سرش را تراشید و به وزن مویش نقره صدقه داد و به سرش عطر مالید[۱].



روایت شده که وقتی امام حسین (ع) به دنیا آمد پیغمبر در گوش راستش اذان گفت و در گوش چپش اقامه؛ و از امام چهارم رسیده است که پیغمبر در روز ولادت حسین(ع) در گوشش ندای نماز فرمود، در این میلاد مسعود و مولد و اوضاع و احوال وضع حمل او همه شگفت آور است سخنی نیست و چون رسول خدا(ص) از شهادت این مولود خبر داده بود توجه اهل بیت بیشتر گردید و در میلادش ملائکه و فرشتگان از موقعیت استفاده کرده ، در جشن و سرور خاندان نبوت شرکت کردند و در اینکه حسین (ع) بدواً از پستان هیچ زنی شیر نخورد مورد اتفاق است و لذا گوشت و پوست و استخوانش از گوشت و پوست و استخوان پیغمبر(ص) روئید و یکی از سرار حدیث « حسین منی و انا منه» همین است که حسین از دست و زبان شخص رسول الله تغذیه می کرد و نسل خاتم النبین و ائمه هدی از صلُب حسین بن علی (ع) مستقر گردید.[۲]و پیغمبر مکرر فرمود: اولاد من از فاطمه و ائمه دین از حسین است.

ابن شهر آشوب می نویسد: پس از تولد حسین فاطمه(س) مریض شد و پیغمبر (ص) دایة خواست نیافت خود انگشت ابهام به دهان حسین می گذاشت تا سیر شد و چهل شبانه روز حسین انگشت پیغمبر تغدیه می کرد تا گوشت و پوست و استخوان از وجود پیغمبر نشو و نما یافت.

حسین (ع) در نگاه پیغمبر(ص):

امام حسین (ع) بمدت هفت سال در آغوش پیامبر بزرگ اسلام تربیت یافت. که در این هفت سال، آنقدر حضرت سفارش او و برادرش حسن(ع) را به مردم کرد که کتابهای سنی و شیعه پر است از فضائل و مناقب این دو بزرگوار که پیش از پنجاه مورد در کتابهای اهل سنت آمده است که آن حضرت فرمودند:« الحسن و الحسین سید اشباب اهل الجنه» «حسن و حسین (علیهما السلام) دو آقای جوانان بهشتند». و دربارة امام حسین(ع) مکرر فرموده است: خدایا! من حسین را دوست می دارم، پس دوست بدار کسی که او دوست می دارد. و در جای دیگر ، مقام آن حضرت را بقدری بالا برده است که می فرماید: هر که حسین را دوست بدارد، در بهشت است و هر که دوستداران حسین را نیز دوست بدارد، در بهشت است.

در مقتل خوارزمی آمده است که پیامبر اکرم(ص) فرمودند : «حسین (ع) دری از درهای بهشت است ، هر کس با او دشمنی کند ، خداوند بوی بهشت را بر او حرام می سازد». [۳]و باز می فرماید : که سلمان فارسی به خدمت رسول اکرم (ص) رسیدم . دیدم که امام حسین (ع) را روی زانویش نشانده ، میان دیدگان و دهانش را می بوسید و می فرمود: «تو سرور ، پسر سرور و پدران سروران هستی ، تو پیشوا ، و پدر پیشوایان هستی ، تو حجت ، پسر حجت ، و پدر نه پیشوا از صلب خود می باشی که نهمین آنها قائم آنهاست».
کنیه و القاب:

لقب های امام حسین (ع) ، رشید ، طیب ، وقی ، زکی ، مبارک ، السید الثانی ، الشهید بکربلاء ، و بالاتر از همه لقبی است که پیغمبر (ص) به آن حضرت خطاب می کرد: «سید شباب اهل الجنة» . و کنیه های آن حضرت ابا عبد الله ، ابا الائمه و ابا المساکین است که هر یک روی استحقاق بود.

مکارم اخلاقی امام حسین (ع):

برخورد با مستمندان:

مسمره گوید : حسین بن علی (ع) از کنار جمعی مستمندان گذشت که عبائی برای خود گسترده بودند . مقداری نان به امام تعارف نموده و عرض کردند فرزند رسول خدا ! بفرمائید . حضرت دو زانو نشست و با آنها از آن نان میل نمود و این قسمت از آیه شریفه را تلاوت کرد : «خداوند مستکبران را دوست نمی دارد». سپس فرمود: من دعوت شما را اجابت نمودم ، شما هم دعوت مرا بپذیرید. آنان گفتند : آری می پذیریم ، همگی بلند شده و به خانه حضرت آمدند . امام حسین به یکی از بانوان فرمود: هر چه ذخیره داری بیاور .[۴] و از ایشان خوب پذیرایی کرده و با دادن انعام و پاداش آنها را روانه کردند.[۵]

همچنین نقل شده که در روز عاشورا بر پشت امام حسین(ع) آثاری از پینه و گرفتگی مشاهده شد ، وقتی از امام سجاد(ع) علت امر را پرسیدند ، فرمود: اینها آثار کیسه های غذایی است بر دوش می گرفتند و به منازل بیچارگان و مساکین و یتیمان می بردند.[۶]
۲- خوف از پروردگار

درباره زهد امام (ع) چنین آمده است که به حضرت عرض شد : چه بسیار است خوف از پروردگار ؟ امام فرمود : امانی نیست در روز قیامت مگر برای کسی که در دنیا از خداوند خوف داشته باشد.[۷]

انس بن مالک گوید: روزی همراه با امام حسین (ع) بود ، حضرت نزدیک قبر خدیجه (س) رفت . سپس گریه کرد و بعد از آن به من گفت : از نزد من برو! انس گوید : خودم را پنهان کردم . دیدم نماز خواند و خیلی نمازش را طول داد ، سپس مناجات کرد و عرضه داشت . «پروردگارا! بنده حقیر و کوچکت را که تو مولا و سرورش هستی و او پناهی جز تو ندارد ، رحم کن . ای دارنده عظمت و علو و بزرگی ! اعتماد و اطمینانم فقط و فقط به تو است . خوشا به حال کسی که تو مولا و سرورش باشی . خوشا به حال برده ات که خواب از چشمش پریده است و دردش را به تو ای ذوالجلال ، شکایت می کند. او را علت و مرضی نیست ، جز اینکه محبتش به مولایش زیاد است. ابن صباغ مالکی در «فصول المهمه»گوید: هر گاه آن حضرت وضو می گرفت و یا به نماز می ایستاد زنگ رخسارش زرد می شد و چون علت آن را می پرسیدند ، می فرمودند : «هیچ میدانید در پیش روی چه کسی می خواهم بایستم‍‍‍.»

۳- بردباری امام حسین(ع)

یکی از خدمتگزاران حضرت ، مرتکب کار زشتی شد که باید کیفر می دید، امام (ع) دستور دادند که به او تازیانه زده شود ، وی عرض کرد: ای سرور گرامی ، خدا فرموده است : «و الکاظمین الغیظ» ؛ آنان که خشم خود را فرو می برند. حضرت فرمودند: او را رها کنید و از تنبیه وی دست بردارید . خدمتکار بلافاصله ادامه ﺁیه را تلاوت کرد که :  پریده است و دردش را به تو ای ذوالجلال، شکایت می کند. او را علت و مرضی نیست، جز اینکه محبتش به مولایش زیاد است. ابن صباغ مالی در « فصول الهمه» گوید: هر گاه آن حضرت وضو می گرفت و یا به نماز می ایستاد رنگ رخسارش زرد می شد و چون علت آن را می پرسیدند، می فرمودند: « هیچ میدانید در پیش روی چه کسی می خواهم بایستم ! ».

۴ _ رد احسان:

انس گوید: نزد امام حسین (ع) بودم، کنیزی وارد شد و یک شاخه گل به امام تقدیم نمود. امام : تو در راه خدا آزادی . انس: به خاطر یک شاخه گل بی ارزش او را آزاد می نمائی؟ امام : خداوند اینگونه ما را تربیت نموده که فرموده است: « و هنگامی که کسی به شما تحیت و اظهار محبتی نماید، پاسخ آن را به طور بهتر و یا به همانگونه بدهید .» و بهتر از کار او، آزاد ساختن او بود.[۸]

۵ _ پاداش تعلیم:

عبد الرحمن سلمی، فرزند امام حسین (ع) را سوره « حمد» تعلیم نمود ، چون فرزند ، سوره را بر پدر خویش امام (ع) خواند، امام  به عبد الرحمن هزار دینار و هزار جامه عطا نمود و دهانش را پر از د’ر ساخت.

۶ _ شجاعت امام (ع):

عبد الله بن قیس گوید : در جنگ صفین با امیرالمومنین (ع) بودم . ابو ایوب اعور آب را تصرف کرد و مانع از استفاده لشکر علی (ع) از آب شد. مسلمین از عطش شکایت کردند. حضرت علی (ع) پس از ایراد خطابه ای حماسی عده ای از لشگریان را برای گشودن نهر آب فرستاد، ولی آنها بدون دستیابی به نتیجه ای برگشتند، حضرت از لشگریان را برای گشودن نهر آب فرستاد، ولی آنها بدون دستیابی به نتیجه ای برگشتند ، حضرت از این قضیه ناراحت شدند. امام حسین (ع) وقتی ناراحتی پدر را دید، عرض کرد: پدر جان ! اجازه می دهی من برای گشودن آب بروم؟ حضرت فرمود: پسر جان ، برو.

امام حسین (ع) شجاعانه به همراه عده ای از دلاوران حرکت کرد و پس از نبردی سخت ، مامورین معاویه را به عقب راند و خیمه ای بر پا کرده ، اصحاب خود را آنجا مستقر کرد و خدمت پدر رسید و ماجرا را به اطلاع رساند. علی (ع) با دیدن فرزندش گریان شد، عرض شد : این اولین فتح به برکت حسین(ع) بود. چرا گریان شده اید؟ فرمود : به یاد آورم که او را در کربلا عطشان کشته خواهد شد تا آنجا که اسبش شیهه کند و بگوید:« الظلمیه ، الظلمیه لامهٍ  قتلت ابن بنت نبیها» «فریاد از امتی که فرزند زاده پیامبرشان را کشتند».[۹]

خاتمه:

این روز مبارک ولادت گل سرخ بوستان محمدی، سرور سالار شهیدان و جانبازان و پاسداران اسلام ، به ولی الله اعظم امام زمان (عج) و نائب بر حق او، و عموم مسلمین جهان ،بخصوص شیعیان ایران و پاسداران انقلاب اسلامی و حافظان نظام جمهوری اسلامی ، تبریک و تهنیت عرض می نمایم! امیدواریم با پیروی از آن حضرت، پاسداران مخلص برای اسلام و قرآن باشیم.

و آخر دعوانا ان الحمد الله رب العالمین

بابل : علی اصغر صرفه جو  ۲۳/۶/۱۳۸۱

پی نوشت ها :

[۱] . بحار الانوار ، علامه مجلسی ، ج ۴۳، ص ۲۳۹٫

۲٫کامل ابن اثیر، ج ۳،ص ۲۷۸۷_ تاریخ طبری، ج ۴، ص ۳۶٫

۳٫ مقتل خوارزمی ، ج ۱، ص ۱۴۵٫

۴٫ تفسیر عیاشی ، ج ۱، ص ۲۵۷٫

۵٫ احقاق الحق ، نور الله شوشتری ۱۱/ ۴۳۰٫

۶٫ مناقب آل ابی طالب ، ج ۴، ص ۶۶٫

۷٫ بحار الانوار ، ج ۴۴، ص ۱۹۲٫

۸٫ کشف الغمه، ج ۲، ص ۲۰۶٫

۹٫منتخب طریحی، ج ۲، ص ۳۰۰٫

[۲]

[۶]

[۷] . بحار الانوار ، ج ۴۴، ص ۱۹۲٫

[۸]. کشف الغمه، ج ۲، ص ۲۰۶٫

[۹] .منتخب طریحی، ج ۲، ص ۳۰۰٫

تماس سریع

تصاویر

93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15