پیامبراسلام(ص):از دنيا بپرهيزيد، قسم به آن كس كه جان من در كف اوست كه دنيا ازهاروت و ماروت ساحرتر است(نهج الفصاحه ص 163 ، ح 44 )

دفتر آیت الله احدی

دفتر آیت الله احدی

دفتر آیت الله احدی | مرکز تحقیقاتی آموزشی جوادالائمه علیه السلام

امروز: چهارشنبه, 30 خرداد 1397

ولادت امام رضا

مقدمه:
سخن ما از شخصيت والاي دهمين ستارة درخشان آسمان عصمت و هشتمين اختر برج امامت, امام رضا (ع) آسان نيست , بلكه برداشتن قطره اي از درياي بيكران است ، ولي همين قطره, ‌درياي ديگري است , كه تشنگان معرفت را سيراب مي كند.

پدر و مادر امام رضا (ع):
پدر بزرگوار امام علي بن موسي الرضا(ع) حضرت امام موسي بن جعفر(ع) است و مادر ارجمند حضرت رضا (ع) بانويي از اهالي مغرب (اندلس)به نام نجمه بود .
او بنا بر نقل كليني و شيخ مفيد در يازدهم ذيقعده سال 148 هجري قمري در مدينة منوره تولد يافت . مادر امام كاظم (ع) بنام حميده با نجمه , آشنا شد و او را همسر فرزندش حضرت رضا(ع) نمود. هنگامي كه نجمه قبل از ازدواج با حضرت كاظم(ع) به خانه امام كاظم (ع) راه يافت از محضر حميده اصول و كمالات اسلامي را آموخت . نجمه (ع) از نظر عقل و هوشياري و دين از بهترين بانوان بود. به حضرت حميده (س) احترام شايان مي كرد,‌ تا آنجا كه حميده به احترام او , در كنار او نمي نشست و موازين ادب را به طور كامل رعايت مي كرد.
حميده مي گويد: وقتي كه نجمه به خانه ما راه يافت. پيامبر (ص)  را در عالم خواب ديد به من فرمود : «اي حميده ! نجمه را به پسرت موسي (ع) ببخش و همسر او كن ,‌همانا بزودي بهترين فرد روي زمين ,‌از او متولد مي شود .» من به اين دستور عمل كردم و نجمه را همسر فرزندم امام كاظم (ع) نمودم . از او حضرت رضا (ع) به دنيا آمد.


لقب و كنيه امام رضا عليه السلام:
كنيه امام هشتم , ابوالحسن مي باشد و آن حضرت را ابوالحسن ثاني مي گويند . مشهورترين قلب او رضا و القاب و عناوين ديگري نيز همانند صابر , فاضل ,‌وفي , رضي و ... براي آن حضرت نقل شده است .
بزنطي مي گويد امام جواد مي فرمود حق تعالي پدرم را به «رضا» مسمي گردانيد براي اين كه او پسنديدة خدا در آسمان و پسنديدة رسول و ائمه اطهار بود در زمين و همه از او خشنود بودند و او را براي امامت پسنديدند . حضرت دوران كودكي و جواني را در مدينه طيبه كه مهبط وحي بود در خدمت پدر بزرگوارش سپري كرد و مستقيماً تحت تعليم و تربيت امام هفتم قرار گرفت و علم و معارف و اخلاق و تربيتي را كه حضرت كاظم (ع) از پدرانش به ارث برده بود , به او آموخت . حدود 35 سال در ساية پدر زيست و از خرمن فيضش خوشه ها چيد . در اين مدت ,‌استعداد خدادادي خود را براي پذيرش مقام امامت كه منصب الهي است به ظهور رسانيد و پدرش نيز در دوران حيات خود مكرر , بدين مطلب اشاره كرد و از بين تمام فرزندان خويش او را به فرمان الهي براي جانشيني خود معرفي كرد.

خلفاي معاصر امام رضا عليه السلام:
مدت امامت آن حضرت بيست سال بود كه ده سال آن معاصر با خلافت  هارون الرشيد , پنج سال معاصر با خلافت محمد امين , و پنج سال آخر نيز با معاصر خلافت عبدالله مأمون بود.
امام تا آغاز خلافت مأمون در زادگاه خود , شهر مقدس مدينه , اقامت داشت , ولي مأمون پس از رسيدن به حكومت , حضرت را به خراسان دعوت كرد و سرانجام حضرت در ماه صفر سال 203 هجري قمري (در سن 55 سالگي ) به شهادت رسيد و در همان سرزمين به خاك سپرده شد.
گوشه هايي از صفات و ويژگي هاي علي بن موسي الرضا(ع):
1ـ از امام موسي بن جعفر (ع) روايت شده كه به فرزندانش ,‌مي فرمود : اين برادر شما ,‌علي , دانشمند آل محمد (ص) است . از او درباره دين خو بپرسيد و آنچه را به شما مي گويد حفظ كنيد , كه من بارها از پدرم جعفر بن محمد (ع) شنيدم كه به من مي فرمود: «دانشمند آل محمد (ص) از تو زاده مي شود و نامش هم نام علي بن ابي طالب است و اي كاش من او را درك     مي كردم».
ابراهيم بن عباس صولي گويد : هر گز نديدم چيزي از امام رضا (ع) پرسيده شود و او پاسخش را نداند و در زمان عصر او كسي را  داناتر و آگاه تر از او نيافتم . همو مي گويد : هر گز نديدم ابوالحسن (امام رضا (ع) كسي را با سخن خود ناراحت كند و هر گز سخن كسي را قطع نمي كرد. هيچ گاه در صورت قدرت و توانايي ـ حاجت كسي را رد نمي كرد . هرگز پاي خود را در برابر همنشين نمي گشود و در نزد او بر جايي تكيه نمي داد. هرگز صداي آن حضرت به قهقهة بلند نمي شد, بلكه خنده آن حضرت فقط تبسم (لبخند) بود.
2ـ تواضع امام (ع):
حضرت امام رضا(ع) همواره با غلامان بر سر يك سفره مي نشست و مي فرمود: هيچ كس را بر ديگري برتري نيست مگر به تقوا و اطاعت از خداوند .
يكي از همراهان حضرت در سفر امام از مدينه به خراسان چنين ميگويد: با حضرت رضا(ع) در سفر خراسان همراه بودم. حضرت با تمام خدمتكاران و غلامان بر سفره واحدي مي نشست .
روزي به حضرت عرض كردم: فدايت شوم بهتر است سفره بندگان و خدمتكاران را جدا فرماييد . امام فرمود: «ان الله تبارك و تعالي واحد و الام واحد و الاب واحد و الجزاء بالاعمال » خداي تبارك و تعالي ـ كه خداوند همه ما است ـ يكي است و همه از يك پدر و مادر هستيم و كيفر و پاداش همه به واسطه اعمال است ,‌پس جدايي در طعام چرا؟
حضرت در پاسخ به مردي كه به وي گفته بود: «به خدا سوگند تو بهترين مردماني » فرمود: قسم نخور ! هر كس از من متقي تر باشد و خداوند را از من بهتر بندگي نمايد از من بهتر است.

3ـ عبادت امام رضا(ع):
رجاء بن ابي ضحاك كه از طرف مأمون براي بردن امام رضا از مدينه به مرو ماموريت داشت روايت كرده است كه گفت : من از مدينه تا مرو همراه علي بن موسي بودم , به خدا سوگند كسي را در پرهيز كاري و كثرت ذكر خدا و شدت خوف از خدا مانند او نديدم . حضرت بعد از اداي نماز صبح در مصلاي خود مي نشست و تا طلوع آفتاب به تهليل و تسبيح مشغول بود.
عبدالله هروي مي گويد :‌وقتي كه امام رضا(ع) به سنا باد رسيد , در خانه حميد بن قحطبه به نماز ايستاد و پس از نماز به سجده رفت , شمردم پانصد بار گفت: سبحان الله , خداوند از هر گونه عيب و نقص , منزه است.
ابراهيم بن عباس در شرح حالات امام رضا (ع) مي گويد: اكثر شبها از آغاز تا بامداد ,‌به عبادت و مناجات با خدا اشتغال داشت ,‌بسيار روزه مي گرفت و روزه سه روز در ماه را ترك نمي كرد و مي فرمود:‌ «سه روز روزه گرفتن در هر ماه معادل روزه گرفت همه روزهاي سال به حساب     مي آيد.» .
از بعضي از روايات استفاده مي شود كه امام هستم حضرت رضا (ع) مدتي در شهر سرخس , زنداني د تحت نظر بوده است از جمله : ابا صلت هروي مي گويد: در سرخس به كنار خانه اي كه امام رضا (ع) در آن زنداني بود رفتم , از زندانبانان اجازه خواستم تا با امام (ع) ملاقات كنم. آنها گفتند :  نمي تواني با امام ملاقات كني! گفتم چرا؟ گفتند :‌امام رضا (ع) نواعاً ‌شبانه روز هزار ركعت نماز مي خواند ,‌فقط ساعتي در آغاز روز و قبل از ظهر و ساعتي هنگام غروب , نماز    مي خواند , ولي در اين ساعات نيز در محل نماز خود به مناجات و راز و نياز با خدا , اشتغال دارد...  .

4ـ قاطعيت امام رضا(ع) در نگهباني از دين:
حضرت امام رضا(ع) هنگامي كه با مأمون خلوت مي كرد, او را بسيار موعظه مي نمود و او را در كارهاي زشتش سرزنش مي كرد و از عذاب الهي هشدار مي داد ,‌مأمون در ظاهر مي پذيرفت , ولي در باطن ناراحت مي شد. روزي امام رضا(ع)  بر مأمون وارد شد , ديد او وضو مي گيرد و غلامش بدست او آب مي ريزد , امام رضا (ع) به او فرمود: « اي رئيس مؤمنان هيچ كس را در عبادت خدا شريك قرار مده»  مأمون غلام را رد كرد و خود وضويش را به پايان رسانيد.
همين تذكر امام بر كينه و خشم باطني مأمون نسبت به امام (ع) افزود.   مأمون مي خواست , خلافت و مقام رهبر را به امام رضا(ع) بسپارد , امام رضا(ع) با كمال صراحت به او فرمود : «اگر خداوند خلافت را به تو سپرده تو حق نداري آن را به من بسپاري و اگر به تو نسپرده ,‌چيزي كه مال تو نيست , نمي تواني به ديگران بدهي.»
امام عليه السلام با اين بيان , روشن كرد كه مقام رهبري از جانب خدا به افراد شايسته داده      مي شود و مربوط به مأمون و امثال او نيست.

امام رضا (ع) و خلافت
هنگام ورود موكب حضرت رضا(ع) به مرو, مأمون و فضل بن سهل و عده زيادي از بزرگان درباري و حكومتي تا چند فرسنگ به استقبال امام (ع) رفتند . پس از چند روز مأمون مقصد خود را كه واگذاري خلافت به حضرت رضا(ع) بود ـ با آن حضرت در ميان گذاشت تا به خيال خود با يك تير دو نشانه را هدف سازد , هم قيام هاي علويان را عليه دستگاه حكومت از بين ببرد يا از آن بكاهد و هم با وارد كردن حضرت رضا (ع) به دستگاه حكومتي كه هميشه مورد انتقاد و بدگويي آل علي (ع) بود و كار گردانان حكومت را ناپاك و آلوده مي دانستند , از وجهه معنوي و تقوايي امام (ع) بكاهد و با اين نقشه همبستگي مذهبي علويان و شيعيان آل علي (ع) را از بين تا ديگر خطري دستگاه خلافت را تهديد ننمايد . بعد مأمون و دارو دسته اش با خيال راحت به حكمراني خود ادامه خواهند داد . ولي حضرت رضا (ع) بر خلاف انتظار مأمون و فضل بن سهل و دنيا پرستان متملق از پذيرفتن اين پيشنهاد امتناع فرمود.
حضرت امام رضا(ع) از دستگاه فاسد و نابسامان خلفاي عباسي و از بخشش هاي فراوان  و  افراط هايي  كه از نيم قرن پيش در دستگاه اشرافي عباسيان آغاز شده بود و به عنوان حق السكوت به اين و آن داده مي شد و انحراف محور حكومت از مسير حق و حقيقت , در زير نقاب مسلمان نمايي و دينداري و سپردن كارهاي مهم اسلامي و حكومتي به دست افراد فاسد و زر اندوز و ريا كرا كاملا آگاه بود, چنين وضع نابساماني را چگونه ولي حق و امام معصوم مي توانست تحمل كند؟ امام (ع) وقتي زمام حكومت را به دست مي گيرد كه بتواند دست ستمگري را از سر مظلومي كوتاه كند و ستمديده اي را به حقش برساند و حق را به حقدار باز پس دهد و الا بايد حكومت و خلافت را رها سازد.  
وقتي مأمون از پذيرش خلافت به وسيله امام (ع) نا اميد شد , با مشاوران خود طرح ديگري انداخت تا بتواند كارهاي خوب و بدش را به رضايت ضمني امام (ع) جنبه اسلامي و بر حق بدهد و مردم را اغفال نمايد. چه كند؟ خوب است از امام بخواهد كه ولايت عهدي مأمون را بپذيرد و البته بعد از مأمون زمامدار امور مسلمين شوند . اما امام (ع) به اين پيشنهاد رضايت نمي دهد . چه بايد كرد ؟ ناچار مأمون با اصرار زياد حضرت رضا (ع) را به قبول ولايت عهدي وادار مي كند. حضرت رضا (ع) با اين شرط كه در عزل و نصب و ديگر كارهاي حكومتي دخالتي نفرمايد و اين قبيل امور را به حاكمان و زمامداران حكومتي واگذار نمايد ولايت عهدي را مي پذيرد . مأمون نوشته اي به خط و مهر خود در نهم رمضان سال 201 هجري نوشت و در آن حضرت رضا(ع)‌را به عنوان مظهر پاكي و تقوا , دانش و پاكدامني معرفي كرد و بعد نوشت كه تمام مسلمانان بايد بيعت خود را ابتدا با اميرالمومنين (= مأمون)و سپس با علي بن موسي (ع) استوار سازند.
حضرت رضا (ع) در پشت آن نوشته با خط خود مطالبي بدين شرح نوشت :‌« ستايش خداي جهان را كه آنچه بخواهد  مي كند و قضا و حكم او را رد كننده اي نيست. او از خيانت چشمها و اسرار پنهاني سينه ها آگاه است و درود خدا بر محمد (ص) كه آخرين پيامبرش مي باشد و بر آن او كه پاكان و نيكانند.  
نویسنده و روزنامه نگار: علی اصغر صرفه جو

تماس سریع

تصاویر

93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15