پیامبراسلام(ص):از نفرين مظلوم بپرهيز زيرا وي به دعا حق خويش رااز خداميخواهد و خدا حق را از حق دار دريغ نمي دارد.نهج الفصاحه ص 161،ح 35)

دفتر آیت الله احدی

دفتر آیت الله احدی

دفتر آیت الله احدی | مرکز تحقیقاتی آموزشی جوادالائمه علیه السلام

امروز: سه شنبه, 21 آذر 1396

حـقـوق و وظایـف شهـروندان و دولتـمـردان از مـنظر امام علی(ع)

یکی از مباحث مفید و در خور توجه در سخنان امام علی(ع)، بیان آثار مثبت ادای حقوق متقابل حاکم و شهروندان و پیامدهای منفی ترک آنها است که اطّلاع و آگاهی از آنها، می تواند در تقویت انگیزه ها در جهت ادای حقوق یکدیگر مفید و موثر باشد.

هر یک از حقوق و تکالیف حاکم و شهروندان که در این اثر مطرح شد، انجام یا ترکش، دارای آثار و پیامدهای مثبت و منفی اخلاقی و حقوقی و اجتماعی است که بعضی از آنها در لابه لای مباحث گذشته، مطرح شد. مثلا، در صورتی که دولتمردان، حقوق شهروندان را ادا نکنند، آنان، وظیفه ای در پیروی از دولتمردان ندارند و یا در صورتی که دولتمردان، ظلم و بی عدالتی را پیشه خود سازند، مردم حق اعتراض و شورش و عزل آنان را دارند.

طبعا، پرداختن به یکایک آنها، از حوصله این خاتمه کوتاه و مختصر خارج است، لذا، مروری بر کلمات امام علی(ع) در یکی از خطب نهج البلاغه خواهیم کرد. امام، در یکی از سخنرانی های خود، پس از تبیین حقوق حاکم و شهروندان، آثار و برکات ادای آنها از سوی دو طرف و پیامدهای منفی بی اعتنایی به آنها را بر شمرده تا مردم و کارگزاران و فرماندارن حکومتی حضرت، با آگاهی کامل در جهت انجام دادن وظیفه اجتماعی خویش قدم بردارند، ضمن این که اتمام حجتی از سوی امام محسوب می شود

 تا عذر و بهانه ای در ترک وظایف اجتماعی برای کسی باقی نماند.

آن چه بر امّت اسلامی، پس از شهادت امام گذشت، نتیجه بی اعتنایی به سخنان حکیمانه امام بود.

بدیهی است مردمی که سرپیچی از فرمان رهبر خویش و بی توجهی به وظایف اجتماعی خود در برابر دشمنان اسلام و امت اسلامی، تنها، در فکر برآورده کردن هواهای نفسانی خود بوده و نسبت به دستورهای دینی و حاکمیت ارزش های اسلامی، احساس مسوولیّت نمی کردند، گرفتار سرنوشتی شوند که امام، بارها و بارها، آنان را هشدار داده بود.

خطبه های نهج البلاغه، مملو از گلایه ها و سرزنش های امام علی(ع) از مردم عصر خویش است. سعی و تلاشی که حضرت در جهت آشنا کردن مردم به وظایف دینی و اجتماعی آنان کرد و رنج و مشقتی که به خاطر بی اعتنایی و سستی و ضعف ایمان مردم در حمایت از رهبر جامعه و متحمل شد، در تاریخ ملت ها، بی سابقه است. گاه، حاکم و مردم، هر دو، از ادای حقوق هم، بیگانه اند و نسبت به انجام دادن وظایف خود بی اعتنایند. در چنین جامعه ای، چون هر دو طرف، مثل هم اند، مظلومیت و رنج، بر یک طرف تحمیل نمی شود. هر چند، همه، ضرر و زیان می بینند، اما در جامعه ای که رهبرش، شخصیتی مانند علی ابن ابی طالب(ع) یا امام حسن مجتبی(ع) باشد، ولی گرفتار مردمی بی وفا و بی مسوولیت و فرومایه باشند و در عین حال، برای سعادت مردم دلسوزی کنند، رنج و مظلومیت فراوانی خواهند کشید.

به هر تقدیر، امام باقر(ع) می فرماید(۱) امیر المومنین علی(ع) در صفین، برای مردم سخنرانی کرد و پس از حمد و سپاس خدا و درود بر رسول خدا(ص) فرمود:« خداوند، جهت ولایت و سرپرستی بر شما، برای من، حقی قرار داده و برای شما نیز حقی نظیر آن بر من مقرر فرموده است».(۲)

امام، در این سخنرانی، بزرگترین فریضه ای را که خداوند، در جامعه، مقرر داشته، یعنی، وظایف متقابل حاکم و شهروندان را موجب برقرارری «الفت» و «محبت» میان آنان و سبب «عزت و سرفرازی» دین دانسته است:«فجعلها نظاما لالفتهم و عزا لدینهم».

در جامعه اسلامی، چنان که مبنا، ادای حقوق مردم از جانب حاکم و متقابلا ادای حقوق حاکم از جانب مردم باشد و این حقوق، بنا بر انجام دادن وظیفه و تکلیف دینی و اجتماعی ادا گردد، موجب نزدیک شدن دلها به هم و افزایش مهر و محبت خواهد شد و چون عامل اساسی برآورده کردن حقوق در جامعه، انگیزه های دینی و الهی است و در پرتو آن امور خواهد بود.

امام(ع) سپس صلاح مردم را در گرو صلاح دولتمردان و صلاح آنان را مدیون استقامت و پایداری مردم دانسته است.

شاید سر این که صلاح مردم در گرو صلاح دولتمردان است، این نکته باشد که اصلاح امور جامعه که در پرتو آن مردم تربیت صحیح داشته باشند، بدون حضور و دخالت حکومت و با استفاده از ابزارها و امکاناتی که در اختیار دارد، ممکن نیست. علاوه که نیکی ها و بدی ها، غالبا از طبقات بالای جامعه به طبقات پایی سرایت می کند. اگر دولتمردان، صالح باشند، درس صلاح و نیکی به مردم می آموزند و اگر خود وارسته باشند، مردم نیز به آنان تأسی می کنند. جمله معروف « الناس مع الملوک و الدنیا إلّا من عصم الله»(۳) از امام علی(ع) بیان این واقعیت اجتماعی است.

سر این که صلاح دولتمردان، در پرتو استقامت مردم است، این است که استقامت مردم در جهت حضور در عرصه های سیاسی و اجتماعی و نظارت بر رفتار دولتمردان و درخواست حقوق خود از ایشان و بازخواست متخلفان از انجام دادن وظایف، سبب می شود که آنان از غلتیدن در فساد و انحراف محفوظ بمانند.

امام(ع) در دنباله این سخنان، به بیان آثار مثبت ادای حقوق از جانب حاکم و شهروندان می پردازد و مواردی را بر می شمارد که مختصرا به بیان آنها می پردازیم.

۱- حاکمیت حق

هر گاه در جامعه اسلامی دولتمردان در صدد ادای حقوق شهروندان باشند و مردم نیز متقابلا به وظایف خود در برابر حکومت پای بندی نشان دهند، هر کس به حق خود پای بند بوده و از حدودی که برای او مشخص شده، تجاوز نکند، چنین جامعه ای، «حق مدار» خواهد بود. امام علی(ع) به یارانش تتوصیه می کرد که برای شناخت حق، شخصیت ها را ملاک محور قرار ندهند و به عبارت دیگر، «حق» را محور قرار داده و در پرتو « حق مداری، شخصیت ها را محک بزنند.(۴) در جامعه حق مدار، نه حاکمان به حقوق شهروندان تجاوز می کنند و نه آنان، بیش از حق خویش از حکومت مطالبه می کنند و نه از انجام دادن وظایف خود نسبت به حکومت سر باز می زنند.

در حقیقت، میان رعایت حقوق در جامعه و «حاکمیت و محوریت حق» نسبتی متقابل بر قرار بوده و تحقق هر کدام به تحقق دیگری کمک خواهد کرد. در جامعه حق مدار وحدت و یکپارچگی میان آنان برقرار خواهد شد. اگر حاکمان و دولتمردان با شهروندان با هدف برآورده کردن حقوق آنان بر اساس محبت رفتار کنند، با اداره مطلوب جامعه و تامین نیازهای مردم زمینه های رشد و تعالی معنوی آنان را فراهم کنند، مردم نیز برای نیل به چنین هدف والایی با دولتمردان همکاری و آنان را یاری کرده و از قوانین و مقررات اجتماعی پیروی خواهند کرد. در نتیجه، نوعی وحدت و هماهنگی میان دو رکن جامعه برقرار می شود. بدون وحدت و هماهنگی میان اراکان جامعه امور به سامان نمی رسد از این رو امام علی(ع) یکی از پیامدهای منفی بی اعتنایی به حقوق مردم از جانب حکومت و حقوق حکومت از جانب مردم را تفرقه و تشتّت می دانند و می فرمایند:«و إذا غلبت ارّعیّه والیها او أحجف الوالی برعیته، إختلفت هنالک الکلمه»

امام، آتش افروزان را که به بهانه خون عثمان علم مخالفت برافراشته وحدت جامعه را خدشه دار کرده و مانع قرار گرفتن حق در جایگاه خود شدند، نکوهش کرد.(۵) بدیهی است جامعه ای که گرفتار تفرقه و تشتّت باشد، از توان کافی برای اصلاح امور از یک طرف، و مقابله با دشمنان خارجی از طرف دیگر، برخوردا نخواهد بود. جامعه ای که میان دولتمردان و شهروندان، یکرنگی و هماهنگی برقرار نباشد، همیشه در معرض خطر است. قرآن کریم، این حقیقت را به مردم گوشزد کرده، می فرماید:

«اطیعوا الله و رسوله و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم و اصبروا إنّ الله مع الصابرین»(۶) : از خدا و رسول او پیروی کنید و با هم نزاع نکنید که سست شده و توان و قدرت شما را از بین می رود، شکیبا باشید که خدا با شکیبایان است.

این آیه مبارک، درباره فمان هایی است که خداوند و رسول او، درباره جهاد صادر کرده اند مانند این که در جنگ با دشمن، اتمام حجت کنید، متعرض زنان و کودکان نشوید، با هم نزاع نکنید که موجب ضعف اراده شما و از بین رفتن عزت و شوکت و نیرو و توان تان می شود.(۷)

اختلاف نظر، تا زمانی که وحدت جامعه را خدشه دار نکرده، امری طبیعی و موجب رشد و کمال فکری است، اما چنان که در مقام عمل به تشتت نیروها و جدایی آن ها بیانجامد، قدرت جامعه را از بین برده و در برابر دشمنان، آسیب پذیر می سازد از این رو، باید به تعالیمی که از سوی مکاتب غربی تبلیغ می شود و تکثر گرایی، مورد تمجید قرار می گیرد، به دیدده تردید نگریست.

۲- برپایی ارکان دین

امام علی(ع) دومین اثر ادای حقوق حاکم و شهروندان را، از هر دو سو، برپایی ارکان دین و راههای آن می شمارد: «إقامت مناهج الدین».

دین، مهمترین دغدغه حاکم و مردم در یک جامعه اسلامی است. اساسا سعادت دنیوی و اخروی را جز در پرتو دین و مقررات عبادی و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی آن ممکن نمی دانند، رشد و تعالی اخلاقی و انسانی را در افراد جامعه در پرتو تحقق احکام و مقررات دینی ارزیابی می کنند. با چنین بینش و نگرشی نسبت به جایگاه دین در جامعه اسلامی، بدیهی است که دولتمردان و شهروندان، دغدغه فراوانی برای حاکمیت دین داشته باشند. امام علی(ع) در امان ماندن دین از تجاوز منحرفان و بدعت گذاران و جلوگیری از مشوب ساختن آن در جامعه را در گرو ادای حقوق حاکم و شهروندان می داند، چنان که بی اعتنایی به آن را سبب بروز فساد در دین و گسترش آن می شمارد: «کثر الادغال فی الدین».

هر گاه، این دو رکن جامعه با شناخت صحیح وظایف خود و آگاهی از حقوق هم در جهت تحقق آنها تلاش کنند، فضای مناسبی برای پیمودن جاده های صاف و هموار دین فراهم می شود و متقابلا در صورت کوتاهی از انجام دادن وظایف و ادای حقوق یاد شده، فضای جامعه، برای رشد منحرفان و کج اندیشان فراهم شده و همه چیز و از آن جمله دین را در جهت منافع خود تفسیر کرده و با تجاوز به حریم دین و جعل قوانین و مقررات – که سرچشمه ای جز هوای نفس و وابستگی به دنیا ندارد – شناخت و پیمودن آن را برای حق طلبان و دینداران دشوار می کنند.

تاریخ اسلام، گواه صادقی بر این سخنان است. در عصر حاکمیت رسول خدا(ص) در مدینه که مردم با اخلاص از پیامبر پیروی می کردند، امکان دست اندازی به حریم دین و ایجاد فساد در آن فراهم نبود و مسلمانان، با جان و دل از دین و احکام و مقررات آن دفاع می کردند، اما آن گاه که جامعه در اثر بی اعتنایی به حقوق مردم از سوی حاکمان به فساد و انحراف کشیده شد و افرادی مانند معاویه و یزید، حاکمیت جامعه را بر عهده گرفتند، تجاوز به حریم دین و بدعت ها و نسبت های ناروا به دین، گسترش یافت به طوری که –مثلا- سب و لعن شخصیتی مانند امام علی(ع) از آداب دینداری به شمار می رفت!

۳- گسترش عدالت

یکی دیگر از آثار ادای حقوق حاکم و شهروندان، از دیدگاه امام علی(ع)، «گسترش عدالت در جامعه» و آشکار شدن نشانه های آن است: «اعتدالت معالم العدل» و متقابلا، رواج تبعیض و آشکار شدن نشانه های ظلم و ستم، در صورت بی اعتنایی به حقوق یکدیگر است: «ظهرت معالم الجور».

تعبیر «اعتدال» در جمله نخست نشان از فقدان کم ترین انحرافی در علنی گشتن نشانه های عدالت در جامعه ای است که در آن، حاکم و مردم حقوق هم دیگر را ادا می کنند.

امام، سخن از « آشکار شدن» علائم عدالت و نشانه های ظلم در دو جامعه متفاوت دارد، گویا ادا کردن حقوق با بی اعتنایی به آن، تنها، به حاکمیت عدالت یا گسترش ظلم منتهی نمی شود، بلکه تاثیر آن فراتر بوده و به حدی می رسد که همگان عدالت و ظلم را در جامعه یاد شده با تمام وجود حس کرده و نشانه های آن را آشکارا مشاهده می کنند.

در جامعه ای که حقوق ادا نمی شود، از عدالت که به معنای رسیدن هر صاحب حقی به حق خویش است، خبری نخواهد بود، ظلم و ستم برای همگان اعم از حاکم و مردم، ملموس است و قابل مخفی کردن نیست. آیا کسی که با تاریخ حکومت امام علی(ع) آشنا باشد، می تواند در ظلم و ستمی که بر آن حضرت وارد شد تردید کند؟ دانشمندان اهل سنت که برای همه اصحاب پیامبر ارج و احترام قائل اند، اصحاب جمل یعنی طلحه و زبیر و عایشه را که در برابر امام علی(ع) ایتساده و از اطاعتش سر باز زدند، بیعت شکنی کردند و کردند و به تفرقه و فتنه در جامعه اسلامی پرداختند، تخطئه می کنند و آنان را در اقدامات شان خطاکار می دانند. چنان که معاویه را که در زمان حکومتش، انسانهای شریف را به قتل رساند و سب و لعن امام علی(ع) را ترویج کرد و بیت المار را بدون حد و حساب میان دوستان و اقوام خویش تقسیم کرد و تبعیض و بی عدالتی را به اوج خود رسانده بود، محکوم کرده و مستحق مجازات الهی می دانند.(۸)

هیچ حاکمی، حتی مستبد از عدالت بدگویی نکرده و از ظلم و بی عدالتی تمجید نمی کند. حاکمان ستمگر نیز تحت پوشش عدالت سیاست های خود را اعمال می کنند، اما آن چه که از دیدگاه امام علی(ع) موجب گسترش عدالت و علنی شدن آن در جامعه می شود ادای حقوق متقابل حاکم و شهروندان است و متقابلا آن چه که سبب رواج ظلم و بی عدالتی و آشکار شدن آن می شود بی اعتنایی به حقوق یکدیگر است.

۴- رواج آداب و سنن مذهبی

یکی دیگر از آثار مثبت ادای حقوق در جامعه از سوی حاکم و شهروندان این است که راه و رسم های مذهبی و اجتماعی در مجرای صحیح خود قرار می گیرد: «و جرت علی إذلالها السنن» و متقابلا یکی از پیامدهای منفی بی اعتنایی به حقوق هم دیگر، مسدود شدن راه های یاد شده و عمل نکردن به آداب و سنن مذهبی و اجتماعی از سوی مردم است: «و ترکت محاج السنن».

می دانیم که یکی از مشخصات شناخت هر جامعه ای، آشنایی با آداب و سنن ملی و مذهبی آن جامعه است. هر جامعه ای برای اسلامی بودن به ویژگی هایی نیاز دارد یکی از این ویژگی های بارز و علنی که هر تازه واردی را با اسلامی بودن آن جامعه آشنا می کند، «آداب و سنن مذهبی و اجتماعی» است. این ویژگی، در صورتی آشکارا نمایان خواهد بود که حاکم و شهروندان حقوق یکدیگر را ادا کنند. در چنین جامعه ای که مردم به آداب و سنن مذهبی و اجتماعی خود التزام دارند، کسی نمی تواند با جعل و تحریف آنها را از مسیر اصلی خود خارج کرده یا به هر وسیله ای جامعه را از آنها تهی گرداند و متقابلا در جامعه ای که این حقوق ادا نمی شود. شناخت آداب و سنن حقیقی دین دشوار می شود؛ چرا که با دخالت های منفعت طلبانه و سود جویانه دین فروشان دین با تحریف ها آمیخته شده و طبعا عمل به آن نیز با موانعی روبه رو می گردد مثلا از آداب اجتماعی دین که برخاسته از اصل مساوات در اسلام است، برخورد محبت آمیز و برادرانه همه مسلمانان از هر نژاد و قبیله و قوم و ملیتی است که در زمان پیامبر به مردم ابلاغ شد و در جامعه رواج پیدا کرد. سیاه و سفید، شهری و روستایی، عرب و عجم، فقیر و غنی، در کنار هم، به انجام دادن اعمال عبادی و وظایف اجتماعی مشغول بودند، اما در زمان سلطنت معاویه ابن ابی سفیان، در اثر سیاست های تبعیض آمیز او و یارانش، بار دیگر تبعیض در جامعه گسترش یافت و در رفتارهای برادرانه و برخاسته از ایمان جای خود را به رفتارهای مستکبرانه ثروت مندان و صاحب منصبان داد. عجم ها، از نشستن در صف نخست جماعت و امام جماعت شدن منع شدند و به کارهای پست اجتماعی گماشته شدند و در جنگ ها، در صف مقدم قرار داده شدند تا خطرات متوجه آنان باشد از مرزبانی به احتمال خیانت بازداشته شدندو…

امام علی(ع) در ادامه سخنان، آثار و برکات یاد شده را که در پرتو ادای حقوق حاکم و شهروندان به دست آمده دارای دستاوردهای مبارک دیگر و متقابلا پیامدهای منفی را دارای آثار سوء دیگری در جامعه می داند و می فرماید:

«فصلح بذلک الزمان و طمع فی بقاء الدوله و یئست مطامع الأعداء»

«صلاح زمان» را تفسیر های مختلفی کرده اند. برخی از شارحان نهج البلاغه، آن را « صلاح اهل زمان» معنا کرده اند؛(۹) چرا که زمان ظرف صلاح و فساد است و خود قابلیت آن را ندارد.

نقل شده است که احنف بن قیس، نزد معاویه رفته و گفت: «احوال زمانه را چگونه می بینی؟» پاسخ داد: «زمانه تویی! اگر در مقام اصلاح باشی زمانه به صلاح آید و اگر در افساد کوشی زمانه فاسد گردد.»(۱۰)

بعضی زمان را محبوب و دوست داشتنی برای مردم تفسیر کرده اند.(۱۱)

خلاصه آن که جامعه و عصری که مردم در آن به سر می برند، برای شان رضایت بخش خواهد بود و از این که در چنان اجتماعی زندگی می کنند، خشنود خواهند شد و چنین حکومتی که دغدغه ادای حقوق مردم را دارد و مردم نیز با رضایت کامل حقوق دولتمردان را رعایت می کنند، دوام و استمرار خواهد یافت و دشمنان و بیگانگان، در رسیدن به مطامع و آرزوهای خود دچار یاس خواهند شد.

حضرت، درباره انواع مفاسد اجتماعی و گسترش آن می فرماید:

«فطمع بالهوی و عطّلت الأحکام و کثرت علل النفوس فلایستوحش لعظیم حق عطّل و لا لعظیم باطل فعل».

هوا و هوس در برخوردها و رفتارها، حاکم خواهد شد و احکام و قوانین الهی به بوته فراموشی سپرده خواهد شد و مردم دچار بیماری های روحی و اخلاقی و مفاسد اتماعی خواهند شد و از این که حق بزرگی در جامعه نادیده گرفته شود و باطل بزرگی رواج پیدا کند، دچار وحشت و نگرانی نخواهند شد. اگر در جامعه اسلامی حقوق حاکم و شهروندان ادا نشد و پیامدهای منفی یکی پس از دیگری آن جامعه را فرا گرفت دیگر قبح زشتی ها فرو خواهد ریخت و مردم از گرایش به باطل و ترک حق ابایی نداشته و آلودگی به مفاسد عادی خواهد شد.

انحطاط چنین جامعه ای نسبت به جامعه ای که مردم از رواج بدی ها و جایگزینی باطل به جای حق ناراحت می شوند هر چند عملا کاری انجام ندهند مضاعف است؛ زیرا، دردها و مفاسد و باطل، به قدری گسترش یافته و فراگیر شده که جنبه کاملا عادی پیدا کرده و قبح خود را از کف داده است. در چنین جامعه ای، نیکان، ذلیل، و بدان، عزیز خواهند شد و عقوبت الهی، برای چنین مردمی سنگین خواهد بود: «فهنالک تذّل الأبرار و تعزّ الاشرار و تعظم تبعات الله عند العباد».

مـنابع و مـأخذ

۱) کلینی، روضه کافی، ص۳۵۲٫

۲) نهج البلاغه، خطبه ۲۱۶٫

۳) نهج البلاغه، خطبه ۲۱۰٫

۴) نهج البلاغه، حکمت ۲۶۲٫

۵) نهج البلاغه، نامه ۵۸٫

۶) سوره انفال، آیه ۴۶٫

۷) المیزان، ج۹، ص۹۵٫

8) شیخ مفید، مصنفات الشیخ المفید(اوایل المقالات)،ج۴، ص۴۳-۴۴٫

۹) ابن میثم بحرانی، شرح نهج البلاغه، ج۴، ص۴۴٫

۱۰) ملا صالح قزوینی، شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۴۶۴٫

۱۱) شهید مرتضی مطهری، سیری در نهج البلاغه، ص۱۰۸

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تماس سریع

تصاویر

93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15