پیامبراسلام(ص):محبوبترين كارها در پيش خدا كاريست كه دوام آن بيشتر است،اگر چه اندك باشد.(نهج الفصاحه ص 167 ، ح 73)

دفتر آیت الله احدی

دفتر آیت الله احدی

دفتر آیت الله احدی | مرکز تحقیقاتی آموزشی جوادالائمه علیه السلام

امروز: جمعه, 01 تیر 1397

ستاره آسمان ولایت؟

 ستاره آسمان امامت و ولایت علی علیه السلام
 حضرت علی علیه السلام در روز جمعه سیزدهم ماه رجب و سی سال پس از عام الفیل، از بانویی به نام فاطمه دختر اسد پسر هاشم در کعبه به دنیا آمد. پدر او ابوطالب، رئیس بنی هاشم بود. سی سال از ولادت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم گذشته بود که امیر مومنان علی علیه السلام پا به عرصه ی گیتی نهاد و از آغاز زندگی از لطف و مهربانی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بهره مند شد. علی علیه السلام در توصیف آن ایام می فرماید: شما خویشاوندی و نسبت و منزلت مرا نزد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم می دانید. که من خردسال بودم، پیامبر مرا در آغوش می گرفت و به سینه ی خود می فشرد و مرا در بستر خود  می خوابانید به طوری که من بدن او را لمس می کردم، بوی خوش او را می شنیدم و او غذا در دهان من می گذارد. من همچون بچه ای که به دنبال مادرش می رود، همه جا همراه او می رفتم، هر روز یکی از فضائل اخلاقی خود را به من تعلیم می کرد و دستور می داد که از آن پیروی کنم.


  طهارت نفسانی علی علیه السلام و پرورش او در دامان پیامبر سبب شد تا از آن دوران کودکی با دیده ی نافذ و گوش شنوای خود چیزهایی را ببیند و صداهایی را بشنود که برای مردم عادی غیرممکن بود.

     او می فرماید: «اری نور الوحی و الرساله و اشم ریح النبوه» نور وحی و رسالت را می دیدم و بوی نبوت و پیامبری را می بوییدم».

     آن حضرت بعد از بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ده ساله بود که ایمان آورد و افتخار سبقت در پذیرش اسلام را به خود اختصاص داد.

بیست و سه سال فداکاری و از خود گذشتگی

     علی علیه السلام پس از بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بیست و سه سال در کنار پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و بازوی پرتوان او بود و با تمام وجود به دفاع از آرمان و اهداف عالی پرداخت و در سخت ترین لحظات، با ایثار و از خود گذشتگی به یاری پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شتافت که از این رهگذر، به افتخارهایی نائل آمد و حوادثی مانند:

1-    داستان لیله المبیت.

2-      ماجرای یوم الانذار.

3-      فتح قلعه های خیبر.

4-      واقعه غدیر.

5-      همسری تنها دختر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم.

6-      شجاعت در جنگ های احد و خندق.

 

 بیست و پنج سال سکوت برای اسلام

     پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پاکی و صداقت و امتیازهایی همانند سبقت در پذیرش اسلام، وصی و وزیر و برادر پیامبر بودن و حدیث منزلت و ثقلین و غدیر و … به دست فراموشی سپرده شد و نیرنگ، فریب، کتمان حقایق، تحریف و زور چهره گشود و غمی بزرگ بر جان دلسوزان و پیشگامان نهضت اسلامی نشست و مجبور به سکوت و کناره گیری شد. مهمترین عوامل کناره گیری علی علیه السلام از حکومت به شرح زیر مطرح می شود:

1-  اگر امام علی علیه السلام با توسل به قدرت و قیام مسلحانه در صدد قبضه حکومت و خلافت برمی آمد، بسیاری از عزیزان خود را که از جان و دل به امامت و رهبری او معتقد بودند، از دست می داد. علاوه بر اینها بسیاری از صحابه پیامبر که به خلافت امام راضی نبودند، کشته می شدند.

2-      حاکمیت جو تحریف، زور و اختناق و فشار.

3-      خو گرفتن بسیاری از مردم از وضعیت موجود و بیعت بزرگان قبایل با خلیفه اول.

4-      لزوم جلوگیری از ایجاد زمینه انحراف.

5-      خطر حمله احتمالی رومیان نیز می توانست مایه نگرانی دیگری برای جبهه مسلمین و علی بن ابی طالب باشد.

6-      بی نتیجه ماندن رهنمودهای آن حضرت برای دعوت مردم به سوی حق.

7-      برخوردار نبودن از قدرت و امکانات کافی برای گرفتن خلافت.

     آن حضرت حتی امکان دفاع از حریم خانه و همسر خود را نداشت. حادثه غم انگیز به آتش کشیده شدن خانه و سیلی خوردن حضرت زهرا سلام الله علیها از آن دلیل می باشد. روزی فاطمه زهرا سلام الله علیها علی علیه السلام را دعوت به قیام و جهاد نمود. در همین حال فریاد موذن بلند شد که: «اشهد ان محمداً رسول الله». علی علیه السلام به زهرا سلام الله علیها فرمود: آیا دوست داری این فریاد خاموش شود؟ گفت: نه. حضرت فرمود: سخن من جز این نیست».

 

فعالیت های امام علی علیه السلام در دوران خلفاء

1-    عبادت و بندگی خدا.

2-   تفسیر قرآن و حل مشکلات آیات و تربیت شاگردانی مانند عبدالله بن عباس که بزرگترین مفسر اسلام در میان اصحاب به شمار می رفت.

3-   پاسخ به پرسش های دانشمندان ملل جهان، بالاخص یهود و مسیحیان که پس از درگذشت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم برای تحقیق و پژوهش درباره ی اسلام رهسپار مدینه می شدند.

4-   بیان حکم شرعی رویدادهای نوظهور که در اسلام سابقه نداشت و یا قضیه چنان پیچیده بود که قضات از داوری درباره ی آن ناتوان بودند.

5-      کار و کوشش برای تامین زندگی بسیاری از بینوایان و درماندگان تا آنجا که امام با دست خود باغ احداث می کرد، قنات حفر می نمود و آن را در راه خدا وقف می نمود.

6-      تربیت و پرورش گروهی که ضمیر پاک و روح آماده برای سیر و سلوک داشتند تا در پرتو رهبری و نفوذ معنوی امام بتوانند قله های کمالات معنوی را فتح کنند.

7-      هنگامی که دستگاه خلافت در مسائلی با بن بست روبه رو می شد برای حل آن، از علی علیه السلام مدد می گرفت.

 

دوران خلافت امیر المومنین علی علیه السلام

     پس از سپری شدن دوران حکومت خلیفه اول و دوم و روی کار آمدن عثمان توسط شورای شش نفره، در اثر سیاست های غلط امویان حاکم به سرکردگی عثمان، حوادث تلخ رخ داد که علی علیه السلام را به صحنه کشید. در دوران حکومت عثمان به دنبال فساد مالی و اداری، تصرف های غیر مجاز و غیر مشروع در بیت المال و همچنین قرار دادن افراد نالایق از بنی امیه و خویشان خود در راس مناصب دولتی و بالاخره بر اثر کنار زدن افراد شایسته اعم از مهاجران و انصار و سپردن مقررات امت اسلامی به دست بنی امیه، خشم مردم را برانگیخت و چون به اعتراض ها و درخوست های مشروع مسلمانان در مورد تغییر استانداران و فرمانداران فاسد، ترتیب اثر نداد، سرانجام شورش و انقلاب بر ضد حکومت وی به وجود آمد و منجر به قتل او گردید و سپس مردم با علی علیه السلام به عنوان خلافت بیعت کردند. از این لحاظ حکومت علی علیه السلام، که پس از قتل عثمان روی کار آمد، یک حکومت انقلابی و حاصل شورش مردم بر ضد مفاسد و مظالم حکومت پیشین بود.

 

اصولی از برنامه حکومتی علی علیه السلام

1-  انتخاب کارگزاران لایق برای امور حکومتی و گماردن مامورانی برای نظارت بر اعمال و گفتار آنان. هرگاه تخلفی از کارگزاران خود می دید آنان را مواخذه می کرد.

2-   امتیازات نژادی و تبعیضات قومی، از نظر حکومت علی علیه السلام مردود بود و همه ی مسلمانان از نظر امام مساوی بودند و به طور مساوی از بیت المال بهره می بردند. قبل از ایشان امتیازات قومی و نژادی فراوان به چشم می خورد، اما اسلام علی علیه السلام مبتنی بر سیره رسول الله است، هرچند بسیار گران تمام شود. او اجازه نمی دهد که دست اندرکاران حکومت، از موقعیت خود نردبانی برای دستیابی به امیال خود و بستگان بسازند.

3-   تبعیت از احکام الهی و پافشاری در اجرای آن، که پیش از خلافت به آن اشاره کرده بود. آن حضرت در شورای 6 نفره انتخاب دومین خلیفه صریحاً اعلام کرد که او حکومت و خلافت را به شرطی می پذیرد که کتاب خدا و سنت پیامبر و آنچه خود بر اساس آن تشخیص می دهد مبنای عمل قرار گیرد.

4-   تامین آزادی های اجتماعی برای مردم از سوی علی علیه السلام بیشتر در زمینه برخورد با خوارج متبلور است. امیرالمومنین با آنها با منتهی درجه ی آزادی رفتار کرد و در عین قدرت، با آنان کاری نداشت و تا زمانی که شمشیر نکشیده بودند، در ردیف دیگران قرار داشتند و همانند آنان حقوق خود را از بیت المال می گرفتند.

5-      مقدم داشتن قانون و ارزش ها بر اصل حکومت.

6-   عدالت در حکومت علی علیه السلام بود. سیاست امیرالمومنین بر مبنای اصل عدالت پایه ریزی شد و همین امر مشکلات فراوانی را برای آن حضرت ایجاد کرد.

7-      زهد و عدم دلبستگی به مظاهر دنیوی. از برجسته ترین ویژگی های حکومت علی علیه السلام بوده است.

     به طور کلی محورهای عمده برنامه های امیرالمومنین عبارت بود از:

1-    حفظ آزادی و تلاش در احقاق حقوق مردم.

2-      انتخاب افراد لایق و متدین برای امور اجرایی کشور.

3-      تلاش برای عمران و آبادی.

4-      اصرار بر اجرای قانون از سوی مسئولان اجرایی.

5-      حفظ امنیت کشور

6-      تربیت مردم و تبیین ارزش وجود آنها و شخصیت دادن به آحاد جامعه.

7-      پرورش علم و دانش.

8-      مبارزه با متجاوزان و قانون شکنان.

 

نبرد علی علیه السلام در سه جبهه

     خلافت و زمامداری علی علیه السلام که سراسر عدل و دادگری و زنده کننده سنت های اصیل اسلامی بود، بر گروهی سخت و گران آمد و صفوف مخالفی در برابر حکومت او تشکیل گردید. این مخالفت ها سرانجام به نبردهای سه گانه با ناکثین، قاسطین و مارقین منجر گردید که به طور جداگانه توضیح مختصری می دهیم:

 

نبرد با ناکثین:

     نبرد با ناکثین (پیمان شکنان) از این جهت رخ داد که طلحه و زبیر که با علی علیه السلام بیعت کرده بودند، تقاضای فرمانروایی بصره و کوفه را داشتند، ولی امام با درخواست آنان موافقت نکرد. آنان سرانجام مدینه را به عزم مکه ترک کردند و در آنجا با استفاده از بیت المال غارت شده توسط امویان، ارتشی تشکیل داده رهسپار بصره شدند و آنجا را تصرف نمودند، علی علیه السلام مدینه را به عزم سرکوبی آنان ترک گفت و در نزدیکی بصره نبرد شدیدی رخ داد که با پیروزی علی و شکست ناکثین پایان یافت و این همان جنگ جمل است که در تاریخ برای خود سرگذشت گسترده ای دارد. این نبرد در سال 36 هجری رخ داد.

 

نبرد با قاسطین:

     این گروه مستکبران بی ایمانی بودند که پس از فتح مکه به ظاهر اسلام آوردند. در راس این گروه معاویه بن ابوسفیان قرار داشت که از طرف خلیفه دوم عهده دار ولایت شام بود. مردم آن سامان که با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم حشر و نشر نداشتند اسلام را از دید معاویه می شناختند و حکومت او را نسبت به سلطنت های خودکامه پیشینیان که دست نشانده ایران یا روم بودند، مطلوب تر می دیدند.

     معاویه که در کمک عثمان سستی کرده بود، حالا کشته شدن عثمان را بهترین فرصت برای نیل به آرزوی دیرینه خود می دانست. از این رو پیراهن عثمان را در مسجد آویخت و علم خونخواهی برافراشت. آنگاه با جمع کردن افراد کاردان و مطیع سپاهی بزرگ برای جنگ و قیام مسلحانه علیه امیرالمومنین علیه السلام فراهم کرد و جنگ صفین را به وجود آورد. در این جنگ می رفت که سپاه علی علیه السلام پیروز شود، اما معاویه با نیرنگ خاصی در میان سربازان علی علیه السلام اختلاف و شورش پدید آورد. سرانجام پس از اصرار زیاد از جانب یاران علی علیه السلام امام ناچار تن به حکمیت ابوموسی اشعری و عمرو عاص داد که آنان درباره مصالح اسلام و مسلمین مطالعه کنند و نظر خود را اعلام دارند. فشار روی امیرمومنان جهت پذیرفتن مسئله ی حکمیت به پایه ای رسید که اگر نمی پذیرفت، شاید رشته ی حیات او گسسته می شد و مسلمانان با بحران شدیدی روبه رو می شدند. پس از فرارسیدن موعدی که قرار بود حکمین نظر خود را ابراز دارند، عمروعاص، ابوموسی را فریب داد و این امر نقشه ی موذیانه معاویه را بر همگان آشکار ساخت. پس از ماجرای حکمیت تعدادی از مسلمانانی که قبلاً با حضرت علی علیه السلام همراه بودند بر ضد ایشان خروج کردند و امام را به خاطر قبول حکمیتی که خود بر وی تحمیل کرده بودند، مورد انتقاد قرار دادند. نبرد با قاسطین در سال 37 هجری رخ داد.

 

نبرد با مارقین:

     مارقین، همان گروهی بودند که علی علیه السلام را وادار به پذیرش حکمیت کردند، ولی پس از چند روز از کار خود پشیمان شده خواستار نقض عهد از طرف امام شدند، امام علی علیه السلام کسی نبود که پیمان خود را بشکند و نقض عهد نماید، لذا اینان که همان خوارج می باشند در برابر حضرت علی علیه السلام دست به صف آرایی زدند و در نهروان با علی علیه السلام به جنگ پرداختند. حضرت علی علیه السلام در این نبرد پیروز گشت ولی کینه ها در دل ها نهفته ماند. این نبرد در سال 38 و یا به گفته برخی از مورخان در سال 39 هجری رخ داد.

 

شهادت علی علیه السلام

     در شب نوزدهم ماه رمضان علی علیه السلام افطار را میهمان دخترش ام کلثوم بود. هنگام افطار سه لقمه غذا خورد و سپس به عبادت پرداخت. آن شب را تا صبح در اضطراب بود. گاهی به آسمان نگاه می کرد و حرکت ستارگان را می نگریست و هر چه طلوع فجر نزدیک تر می شد تشویش آن حضرت بیشتر می شد و می فرمود: «به خدا قسم نه من دروغ می گویم و نه آن کسی که به من خبر داده دروغ گفته است. این شبی است که به من وعده داده اند و شهادت من در همین شب است». و سرانجام آن شب هولناک به پایان رسید و علی علیه السلام در تاریکی سحر برای ادای نماز صبح به سوی مسجد حرکت کرد. امام وارد مسجد شد و به نماز ایستاد و تکبیر افتتاح گفت و پس از قرائت به سجده رفت. در این هنگام ابن ملجم در حالی که فریاد می زد «الحکم لا لک یا علی» با شمشیر زهرآلود ضربتی بر سر مبارک علی علیه السلام وارد آورد. از قضا این ضربت بر محلی اصابت کرد که سابقاً شمشیر عمرو بن عبدود بر آن وارد شده بود و فرق مبارک آن حضرت را تا پیشانی شکافت. خون از سر علی در محراب جاری شد و محاسن شریفش را رنگین کرد. در این حال فرمود: «فزت و رب الکعبه؛ به خدای کعبه سوگند که رستگار شدم».

نویسنده و نامه نگار:علی اصغر صرفه جو

تماس سریع

تصاویر

93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15
93/6/15